تبلیغات
http://icons.iconarchive.com/icons/klukeart/cubes/256/Box-16-Love-icon.png دو چوب و یك سنگ - مطالب آذر 1391
 
دو چوب و یك سنگ
♥منتخب سایت جهانی aosو پربازدید ترین وبلاگـ کشور در سال جاری با بهترین مطالب ♥نظر و تبادل فراموش نشه!
                                                        
الهی به امید تو

♥پربازدیدترین وبلاگ کشور
و بهترین مطالب
مستقل و مستند متنوع
از این نویسنده♥
دلم کمی خدا می خواهد...
کمی سکوت...
دلم دل بریدن می خواهد...
کمی اشک...
کمی بهت...
کمی آغوش آسمانی...
دلم یک کوچه می خواهد بن بست وبی عبور!!!
ویک خدا!!
تا کمی باهم قدم بزنیم.
من از تنهایی هایم بگویم ,از بغضم و او بگوید من همیشه درکنارتم...
همین!!!!

-------------------------
مطالب این وبلاگ ازبوستان مطالب فوق العاده وپربازدیدایران و جهان هست،لطفاصرفابرای علمی که ازمطالبم به دست آوردیدنظربدهید--
خوبم...باور کنید...


..
... ღ ღ ღ...
(¯`v´¯)
`*.¸.*´
¸.•´¸.•*¨) ¸.•*¨)
(¸.•´ (¸.•´ .•´ ¸¸.•¨¯`•¸¸.•



✔سلام.به وبلاگ من خوش اومدین.

✔کپی برداری آزاده.

با ذکر منبع.

✔لطفا تو نظرسنجیم شرکت کنید.

✔لطفا نظر خصوصی ندین.

اگر ببینم چیزه خاصی نیست

خصوصی رو هم تایید میکنم.

✔کد خدمات وبلاگم تو لیست لینک هامه.

خواستید استفاده کنید.

✔اگر مایل به تبادل لینک هستید

منو با اسم دوچوب و یک سنگ
لینک کنید و بگید لینکتون کنم.

✔بازم پیشم بیاین.خوشحال میشم.

✔موفق و پایدار باشید...

_..-♥*°*♥-..~~~ _..-♥*°*♥-.._
☜نویسنده مطالب و مدیر وب :
⇠【سَجــّـــــــٰــــاد ْدٰالْـــــوَنْد‌】

مدیر وبلاگ : سجاد
موضوعات
مطالب پربازدیداخیر
چاکرهمتون
نظرت برام خیلی مهمه جون دادا
چقدر از وبلاگ من راضی هستید؟؟؟








آمار
  • کل بازدید این دو ماه اخیر :
  • بازدیدفقط از طریق یک نفر :
  • بازدید از طریق گوگل :
  • بازدید 12ساعت گذشته :
  • بازدید امروز :
  • تعداد نویسندگان :سجاد دالوندsajjaddal@yahoo.com
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • بروز رسانی :
1391/09/18 :: نویسنده : سجاد
روزی ، یک پدر روستایی با پسر پانزده ساله اش وارد یک مرکز تجاری میشوند.

پسر متوّجه دو دیوار براق نقره‌ای رنگ میشود که بشکل کشویی از هم جداشدند و دو باره بهم چسبیدند، از پدر میپرسد، این چیست ؟

پدر که تا بحالدر عمرش آسانسور ندیده میگوید پسرم، من تا کنون چنین چیزی ندیدم، ونمیدانم.

در همین موقع آنها زنی بسیار چاق را میبینند که با صندلی چرخدارش به آندیوار نقره‌ای نزدیک شد و با انگشتش چیزی را روی دیوار فشار داد، و دیواربراق از هم جدا شد ، و آن زن خود را بزحمت وارد اطاقکی کرد، دیوار بستهشد، پدر و پسر ، هر دو چشمشان بشماره هائی بر بالای آسانسور افتاد که ازیک شروع و بتدریج تا سی‌ رفت، هر دو خیلی‌ متعجب تماشا میکردند کهناگهان ، دیدند شماره‌ها بطور معکوس و بسرعت کم شدند تا رسید به یک، دراین وقت دیوار نقره‌ای باز شد، و آنها حیرت زده دیدند، دختر ۲۴ ساله موطلایی بسیار زیبا و ظریف ، با طنازی از آن اطاقک خارج شد.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

بازدیدكننده ی عزیز این مطلب رو بدون نظر نذار *تبلیغات هزینه نیست*



1391/09/15 :: نویسنده : سجاد

 عکس   چند متن عاشقانه کوتاه فوق العاده زیبا  

حرف کمی نبود قرار ومدار عشق 

اما چه فایده – 

که نفهمیم یار را! 

ای روح های ناب ! 

دوباره به پا کنید 

قدری برای اهل زمستان 

بهار را ! 

- – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – - 

  

همیشه
در بدترین لحظه ها
تنها رها می کنی مراو
بدترینِ لحظه ها
وقتی است
که تو
مرا
تنها
رها می کنی 

- – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – - 

هر که آید گوید:
گریه کن، تسکین است
گریه آرام دل غمگین است 

چند سالی است که من می گریم
در پی تسکینم 

ولی ای کاش کسی می دانست
چند دریا
بین ما فاصله است
من و آرام دل غمگینم 

- – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – - 

تـمـام مـعـلوم هـا و مجـهـول هایـم را 

بـه زحمـت کـنـار هـم مـی چـیـنم 

فـرمـول وار ؛ 

مـرتـب و بـی نـقـص … 

و تــو 

بـا یـک اشـاره 

هـمـه چـیـز را 

در هـم می ریــزی … 

در شرح حال گل
بنویسید خار را
بر هم زنید : خوب و بد روزگار را . 

- – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – - 

  

چشمهایت سیراب سراب 

و نگاهم، 

تاول زده از تابش تشنگی 

برویم دعای باران بخوانیم ‍. 

تو با دل من 

من با دل تو 

باور کن با لبخند چترهایمان بر می گردیم 

- – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – - 

چرا نمی گویند که آن کشیده سر از شرق - 

آن بلند اندام سیاه جامه به تن، 

دلبرِ دلیر ز شاهراه کدامین دیار می آید 

و نور صبح طراوت بر این شب تاریک چه وقت می تابد؟ 

در انتظار امیدم، 

در انتظار امید طلوع پاک فلق راچه وقت 

آیا من به چشمِ غوطه ورم در سرشک خواهم دید؟ 

از حمید مصدق 

- – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – - 

عشــق اگــر خـط مــوازی نیسـت،چیسـت؟ 

یـ ـا کتـاب جملــه ســازی نیســت،چیسـت؟! 

عشـق اگــر مبنــای خلــق آدم اســت 

پـس چــرا ایـن گـونـه گنــگ و مبهــم اسـت؟ 

پـس چــرا خـط مـوازی مـی شـود!!! 

از چـه رو هــر عشـق،بــازی مـی شــود؟! 

(گلپونه) 

- – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – - 

خیال دلکش پرواز در طراوت ابر 

به خواب می ماند. 

پرنده در قفس خویش 

خواب می بیند. 

پرنده در قفس خویش 

به رنگ و روغن تصویر باغ می نگرد . 

پرنده می داند 

که باد بی نفس است 

و باغ تصویری است . 

پرنده در قفس خویش 

خواب می بیند . 

هوشنگ ابتهاج 

- – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – - 

میان ابرها سیر می‌کنم 

هر کدام را به شکلی می‌بینم 

که دوست دارم 

می‌گردم و دلخواهم را پیدا می‌کنم 

میان آدم‌ها اما 

کاری از دست من ساخته نیست 

خودشان شکل عوض می‌کنند 

بـرای اتـفـاق هـایی که نـمی افـتـد … 

بـرای دستـی کـه نـگـرفـتم 

بـرای اشکـی کـه پـاک نـکـردم 

بـرای بـوسـه ای کـه نـبــود 

بـرای دوسـتـت دارمـی کـه مـرده بـه دنـیـا آمــد 

بــرای مـن کـه وجـودم نـبـودن اسـت 

مــرا بـبـخـش … 

- – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – - 

یادمان باشد حرفی نزنیم که به کسی بر بخورد 

نگاهی نکنیم که دل کسی بلرزد 

خطی ننویسیم که آزار دهد کسی را 

یادمان باشد که روز و روزگار خوش است وتنها دل ما دل نیست 

- – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – - 

کـُجـا پـنـاه بـــرم ؟ 

دسـت هــای تـو دورنـد 

و خـُدایـان 

جـبـار تــر از هـمـیشـه 

قـهـار تــر از هـمـیشـه 

بـرنـشسـتـه انـد بـر سکـوی مـسخ بـاورهــا 

خیـره سـری خـُدایـان را 

چـگـونـه بـرتـابـم 

وقـتـی تـو نـیـستـی 

ای یـــار 

ای پـنـاه  همـیـشـه

- – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – - 

به هـمـان سـادگـی 

کـه کـلاغ ِ سـالـخـورده 

بـا نـخـستـین سـوت ِ قـطـار 

سقـف واگـن مـتـروک را 

تـرک می گـویــد 

دل ، 

دیـگــــر 

در جـای خـود نیـسـت 

بـه همـیـن ســادگـی ! 

- – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – - 

لبخند که می زنم پیدایم می کنی 

باران می بارد، تو از کنارم می گذری 

فریاد نمی کشم که بازگردی 

می دانم امشب این آسمان تاب ماه را ندارد 

لبخند می زنم، 

فراموش می کنم.. 

- – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – - 

وقتی میشی نیاز من که نباشی پیش من 

اشکهای چشمامو ببین که میریزه به پای تو 

بازم که بیقرارمو دلواپسی نگاه تو 

تموم هستی منی بمون همیشه پیش من 

اگر شدم عاشق تو نزار بیتاب بمونم 

لا لایی شبام تویی نزار که بی خواب بمونم 

دارم برات شعر میخونم شاید به یادم بمونی 

فقط یه چیز اذت میخوام همیشه عاشق بمونی 

دوست دارم خیلی کمه ولی جز این چیزی نبود 

واژه ها رو ولش کنیم عشقمو از چشام بخون 

- – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – - 

دستهایم را تا ابرها بالا برده ای 

و ابرها را تا چشمهایم پایین 

عشق را در کجای دلم ….. 

پنهان کرده ای که : 

هیچ دستی به آن نمیرسد ! 

- – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – - 

غریبه 

نمیدانم 

گنجشک ها که آنقدر شبیه همند 

چطور همدیگر را میشناسند 

و نمیدانم 

چقدر شبیه من هست
که تو دیگر مرا نمیشناسی! 

- – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – - 

من اینک در رواق کهکشانها 

در آوای حزین کاروانها 

در آن رنگین کمان پیر و خسته 

در آن اشکی که بر مژگان نشسته 

در آن جامی که خالی مانده از می 

در آوایی که برمیخیزد از نی 

نشانی از تو می بینم ، 

سراغی از تو می گیرم 

- – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – – - 

عاقبت یکروز ما هم زین جهان پرمیکشیم 

باده رفتن ز دنیا را همه سر میکشیم 

بر کن و صد پاره کن این جامه کبر وریا 

وقت رفتن ما همه یک جامه در بر میکشیم

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

بازدیدكننده ی عزیز این مطلب رو بدون نظر نذار *تبلیغات هزینه نیست*



1391/09/2 :: نویسنده : سجاد




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

بازدیدكننده ی عزیز این مطلب رو بدون نظر نذار *تبلیغات هزینه نیست*





 
   





اول اسمتونو و بعد ایمیلتون رو وارد کنید