تبلیغات
http://icons.iconarchive.com/icons/klukeart/cubes/256/Box-16-Love-icon.png دو چوب و یك سنگ - مطالب خرداد 1394
 
دو چوب و یك سنگ
♥منتخب سایت جهانی aosو پربازدید ترین وبلاگـ کشور در سال جاری با بهترین مطالب ♥نظر و تبادل فراموش نشه!
                                                        
الهی به امید تو

♥پربازدیدترین وبلاگ کشور
و بهترین مطالب
مستقل و مستند متنوع
از این نویسنده♥
دلم کمی خدا می خواهد...
کمی سکوت...
دلم دل بریدن می خواهد...
کمی اشک...
کمی بهت...
کمی آغوش آسمانی...
دلم یک کوچه می خواهد بن بست وبی عبور!!!
ویک خدا!!
تا کمی باهم قدم بزنیم.
من از تنهایی هایم بگویم ,از بغضم و او بگوید من همیشه درکنارتم...
همین!!!!

-------------------------
مطالب این وبلاگ ازبوستان مطالب فوق العاده وپربازدیدایران و جهان هست،لطفاصرفابرای علمی که ازمطالبم به دست آوردیدنظربدهید--
خوبم...باور کنید...


..
... ღ ღ ღ...
(¯`v´¯)
`*.¸.*´
¸.•´¸.•*¨) ¸.•*¨)
(¸.•´ (¸.•´ .•´ ¸¸.•¨¯`•¸¸.•



✔سلام.به وبلاگ من خوش اومدین.

✔کپی برداری آزاده.

با ذکر منبع.

✔لطفا تو نظرسنجیم شرکت کنید.

✔لطفا نظر خصوصی ندین.

اگر ببینم چیزه خاصی نیست

خصوصی رو هم تایید میکنم.

✔کد خدمات وبلاگم تو لیست لینک هامه.

خواستید استفاده کنید.

✔اگر مایل به تبادل لینک هستید

منو با اسم دوچوب و یک سنگ
لینک کنید و بگید لینکتون کنم.

✔بازم پیشم بیاین.خوشحال میشم.

✔موفق و پایدار باشید...

_..-♥*°*♥-..~~~ _..-♥*°*♥-.._
☜نویسنده مطالب و مدیر وب :
⇠【سَجــّـــــــٰــــاد ْدٰالْـــــوَنْد‌】

مدیر وبلاگ : سجاد
موضوعات
مطالب پربازدیداخیر
چاکرهمتون
نظرت برام خیلی مهمه جون دادا
چقدر از وبلاگ من راضی هستید؟؟؟








آمار
  • کل بازدید این دو ماه اخیر :
  • بازدیدفقط از طریق یک نفر :
  • بازدید از طریق گوگل :
  • بازدید 12ساعت گذشته :
  • بازدید امروز :
  • تعداد نویسندگان :سجاد دالوندsajjaddal@yahoo.com
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • بروز رسانی :
1394/03/31 :: نویسنده : سجاد
عشقم  سلام...
مے دونم میاے پستامو میخونے و سکوت مےکنے  ولے من  واسہ دلخوشے این دل شکستم مے نویسم
مے دونے چند وقتہ ندارمت
مے دونے چند وقتہ شبا به ماه نگاه مے کنم و طبق عادت همیشگے مےگم "عزیزم  شبت  بخیر "
بغضم داره میشکنه... 
بغضے کہ چہ عاشقانہ بود, اگه تو آغوش تو میشکست... 
خیلے تنهاشدم ... از وقتے رفتے هیچکس نتونست قلبمو براےخودش کن چرا رفتے..
یعنےتو همونے کہ میگفتے طاقت دیدن اشکاے منو ندارے...
دلم گریہ مے خاد .. .
یہ گریه ے بلند و طولانے  مے دونم من چشماے رنگے ندارم...
صورت قشنگے ندارم ولے بہ همون خدایے کہ  تو رو بهم داد عاشقت بودم میفهمے ...؟؟ 
عااااااااااشق ! !




نوع مطلب : موضوعات متنوع و خوندنی، عاشقانه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

بازدیدكننده ی عزیز این مطلب رو بدون نظر نذار *تبلیغات هزینه نیست*



ﻣﻦ ﺗﮑﺮﺍﺭ ﻧﻤﯿﺸﻮﻡ
ﻭﻟﯽ ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﻣﯽ ﺭﺳﺪ …
ﯾﮏ ﻣﻼﻓﻪ ﯼ ﺳﻔﯿﺪ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ ﺑﻪ ﻣﻦ …
ﺑﻪ ﺷﯿﻄﻨﺖ ﻫﺎﯾﻢ ﺑﻪ ﺑﺎﺯﯾﮕﻮﺷﯽ ﻫﺎﯾﻢ ﺑﻪ ﺧﻨﺪﻩ ﻫﺎﯼ ﺑﻠﻨﺪﻡ …
ﺭﻭﺯﯼ ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﺑﺎ ﺩﯾﺪﻥ ﻋﮑﺴﻢ ﺑﻐﺾ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ:
ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﺩﻟﻤﺎﻥ ﺑﺮﺍﯾﺖ ﺗﻨﮓ ﺷﺪﻩ




نوع مطلب : موضوعات متنوع و خوندنی، عاشقانه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

بازدیدكننده ی عزیز این مطلب رو بدون نظر نذار *تبلیغات هزینه نیست*







نوع مطلب : حدیث دل، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

بازدیدكننده ی عزیز این مطلب رو بدون نظر نذار *تبلیغات هزینه نیست*



ماهمیشه بلند ترین تاریکی سال روبهم تبریک میگیم ولی فراموش میکنیم طولانیترین روشنایی سال رو تبریک بگیم؛اول تیر (جشن تیرگان) طولانی ترین روز سال پیشاپیش مبارک؛امیدوارم زندگیتان همیشه گرم؛روشن وشاد باشه



نوع مطلب : موضوعات متنوع و خوندنی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

بازدیدكننده ی عزیز این مطلب رو بدون نظر نذار *تبلیغات هزینه نیست*



وقتی دو نفر از هم جدا میشن: دیگه نمیتونن مثل قبل دوست باشن، چون به قلب همدیگه زخم زدن!  نمیتونن دشمن همدیگه باشن، چون زمانی همو دوست داشتن! تنها میتونن آشنا ترین غریبه برای همدیگه باشن...!!!



نوع مطلب : موضوعات متنوع و خوندنی، داستان و داستانک ۹۴، عاشقانه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

بازدیدكننده ی عزیز این مطلب رو بدون نظر نذار *تبلیغات هزینه نیست*



. لیونل ﻣﺴﯽ ﻣﯿﮕﻪ:اﻳﺮﺍﻧﻲ ﻫﺎ ﻭﺣﺸﻲ،ﺑﻲ ﻓﺮﻫﻨﮓ ﻭ          ﻧﮋﺍﺩﭘﺮﺳﺖ هستند

ﺁﺭﻩ ﺭﺍﺳﺖ ﻣﻴﮕﻪ،ﭼﻮﻥ ﻣﺎ          ﺑﻮﺩﻳﻢ ﻛﻪ ﺗﻮ ﺑﺎﺯﻱ ﺭﻳﻮﺭﭘﻼﺗﻪ ﺑﺎ ﺍﻳﻨﺪﭘﻨﺖ1500ﺗﻤﺎﺷﺎﮔﺮمون ﺍﺯ ﻃﺒﻘﻪ ﺩﻭﻡ ﺭﻭ ﺳﺮ ﻫﻮﺍﺩﺍﺭﺍﻥ ﺗﻴﻢ ﺣﺮﻳﻒ ادرار کردن

ﻣﺎ ﺑﻮﺩﻳﻢ ﻛﻪ ﺗﻮ ﻓﻴﻨﺎﻝ ﺟﺎﻡ ﺣﺬﻓﻲ ﻛﺸﻮﺭﻣﻮﻥ170ﺗﺎ ﻛﺸﺘﻪ ﺩﺍﺩﻳﻢ

ﻣﺎ ﺑﻮﺩﻳﻢ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ          ﺗﻬﺪﻳﺪ ﺑﻪ ﺑﻤﺐﮔﺬﺍﺭﻱ ﺑﺎﺯﻱ ﻫﺎﻣﻮﻥ ﻟﻐﻮ ﻣﻴﺸﺪ

ﺁﺭﻩ ﻣﺎﺭﺍﺩﻭﻧﺎ ﺍﺳﻄﻮﺭﻩ ﻣﺎﺳﺖ ﻛﻪ ﺗﺎﺣﺎﻻ ﭼﻨﺪ ﺑﺎﺭ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﻗﺎﭼﺎﻕ ﻣﻮﺍﺩﻣﺨﺪﺭ ﺩﺳﺘﮕﻴﺮ ﺷﺪﻩ

ﺑﺪﺑﺨﺖ!اﻭﻥ ﺯﻣﺎﻥ ﻛﻪ          ﺁﺭﮊﺍﻧﺘﻴﻦ ﻫﻨﻮﺯ ﺯﻳﺮ ﺁﺏ ﺑﻮﺩ ﺍﻳﻨﺠﺎ ﻛﻮﺭﻭﺵ ﺑﺮ28ﺳﺮﺯﻣﻴﻦ ﻭ ﻣﻠﺖ ﺣﻜﻤﻔﺮﻣﺎﻧﻲ ﻣﻴﻜﺮﺩﻩ


ﺍﻣﺎ ﺑﻌﻀﻲ ﺣﺎﺿﺮﻥ ﻛﺸﻮﺭﺷﻮﻧﻮ ﺑﻪ ﯾﻪ ﻛﻮﺗﻮﻟﻪ هورمون 169 ﺳﺎﻧﺘﻲ ﮐﻪ ﺣﺘﯽ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﻭ ﻧﻤﯿﺸﻨﺎﺳﻪ ﺑﻔﺮﻭﺷﻦ

فقط رونالدو هست که بهش میگن بزرگترین آرزوت چیه؟
میگه اینکه بتونم رکورد علی دایی رو بشکونم

اگه غیرت داری کپی کن تا این بچه بفهمه ایرانی جماعت جونشو میده ولی وطنشو نمیفروشه.....




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

بازدیدكننده ی عزیز این مطلب رو بدون نظر نذار *تبلیغات هزینه نیست*



1394/03/30 :: نویسنده : سجاد
ﻫﯽ ﺭﻓﯿﻖ . . .
ﺯﯾﺎﺩﻯ ﺧﻮﺑﻰ ﻧﮑﻦ !!!
ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺍﺳﺖ، ﻓﺮﺍﻣﻮﺷﮑﺎﺭ ﺍﺳﺖ !!!
ﺍﺯ ﺗﻨﻬﺎﯾﻰ ﺍﺵ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺑﯿﺎﯾﺪ
ﺗﻨﻬﺎﯾﻰ ﺍﺕ ﺭﺍ ﺩﻭﺭ ﻣﯿﺰﻧﺪ !!!
ﭘﺸﺖ ﻣﻰ ﮐﻨﺪ ﺑﻪ ﺗﻮ , ﺑﻪ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺍﺵ !!!
ﺣﺘﯽ ﺭﻭﺯﻯ ﻣﯿﺮﺳﺪ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺗﻮ ﻣﯿﮕﻮﯾﺪ : ﺷﻤﺎ … ؟ !!




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

بازدیدكننده ی عزیز این مطلب رو بدون نظر نذار *تبلیغات هزینه نیست*



هیچوقت باکسی که دوسش داری طولانی قهر نکن چون بی تو زندگی کردن و یاد میگیره!
.
.
.
.
 قدرت کلماتت را بالا ببر نه صدایت را؛ این باران است که باعث رشد گلها میشود نه رعد و برق.
 
 
.
.
 دستایی رو پیدا کن که در ضعیف ترین حالتت نگهت دارن، چشمایی که در زشت ترین حالتت نگاهت کنن، قلبی رو که وقتی توی بدترین حالت هستی دوست داشته باش!
.
.

 میگن هر وقت دلت برای كسی تنگ شد، نگاش كن. نبود،  صداش كن. نشنید، دعاش كن!
.
.
.
.
 به شخصیت خود بیشتر از آبرویتان اهمیت دهید. زیرا شخصیت شما جوهر وجود شماست و آبرویتان تصورات دیگران نسبت به شماست.
.
.
.
.
 حتی اگر بدانم فردا دنیا تکه تکه خواهد شد، باز هم درخت امیدم را عاشقانه خواهم کاشت، نه برای برداشت میوه اش، برای آنکه افسوس "نکاشتن" را با خود حمل نکنم...
.
.
.
 وقتی یکی بهت میگه دوستت دارم. اول فکر کن بعد دقت کن شاید این جمله تکه کلامش باشه!!!
.
.
.
.
  آدم مغرور مثل کسی است که بالای کوه ایستاده و همه را کوچک میبیند، غافل از اینکه مردم هم از پایین او را کوچک میبینند...




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

بازدیدكننده ی عزیز این مطلب رو بدون نظر نذار *تبلیغات هزینه نیست*



Smile
clean word remove format superscript Subscript Cut Copy Paste Horizontal Rule Ordered List Unordered List Outdent Indent Insert Link Remove Link
Undo Redo Bold Italic Underline strikethrough Align Right Center چینش چپ Justify Full Justify Full Justify Full
Text Color
Background Color
Add Image
Insert Table
Insert Aparat




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

بازدیدكننده ی عزیز این مطلب رو بدون نظر نذار *تبلیغات هزینه نیست*



متنی فوق العاده زیبا:



"جان بلانکارد” از روی نیمکت برخاست
لباس ارتشی اش را مرتب کرد 
و به تماشای انبوه مردم 
که راه خود را از میان ا یستگاه قطار بزرگ مرکزی پیش می گرفتند 
مشغول شد.
او به دنبال دختری می گشت 
که چهره ی او را هرگز ندیده بود 
اما قلبش را می شناخت
دختری با یک گل سرخ.
از سیزده ماه پیش دلبستگی‌اش به او آغاز شده بود.
از یک کتابخانه ی مرکزی در فلوریدا, 
با برداشتن کتابی از قفسه 
ناگهان خود را شیفته و مسحور یافته بود.
اما نه شیفته ی کلمات کتاب ..
بلکه شیفته ی یادداشتهایی با مداد, 
که در حاشیه ی صفحات آن به چشم می‌خورد.
دست خطی لطیف که بازتابی از ذهنی هوشیار و درون بین 
و باطنی ژرف داشت.
در صفحه ی اول ” جان” توانست نام صاحب کتاب را بیابد: 
“دوشیزه هالیس می نل"
با اندکی جست و جو و صرف وقت  
توانست نشانی دوشیزه هالیس را پیدا کند.
” جان ” برای او نامه ای نوشت و ضمن معرفی خود 
از او درخواست کرد که به نامه نگاری با او بپردازد. 
روز بعد جان سوار کشتی شد 
تا برای خدمت در جنگ جهانی دوم عازم شود.
در طول یکسال و یک ماه پس از آن , 
آن دو به تدریج با مکاتبه و نامه نگاری به شناخت یکدیگر پرداختند.
هر نامه همچون دانه ای بود 
که بر خاک قلبی حاصلخیز فرو می افتاد 
و به تدریج عشق شروع به جوانه زدن کرد. 
 جان  درخواست عکس کرد،
ولی با مخالفت ” میس هالیس ” روبه رو شد. 
به نظر هالیس اگر ” جان ” قلبا به او توجه داشت 
دیگر شکل ظاهری اش نمی توانست برای او چندان با اهمیت باشد. 
ولی سرانجام روز بازگشت ” جان ” فرا رسید 
آن ها قرار نخستین ملاقات خود را گذاشتند : 
۷ بعد الظهر در ایستگاه مرکزی نیویورک. 
هالیس نوشته بود : 
" تو مرا خواهی شناخت 
از روی گل سرخی که بر کلاهم خواهم گذاشت ." 
بنابراین راس ساعت ۷ بعدالظهر ” جان ” به دنبال دختری می گشت 
کهقلبش را سخت دوست می داشت 
اما چهره اش را هرگز ندیده بود.
ادامه ی ماجرا را از زبان خود " جان " بشنوید: 
 زن جوانی داشت به سمت من می‌آمد, 
بلند قامت و خوش اندام
موهای طلایی‌اش در حلقه‌های زیبا ، 
کنار گوش‌های ظریفش جمع شده بود.
چشمان آبی رنگش به رنگ آبی گل ها بود
و در لباس سبز روشنش به بهاری می مانست 
که جان گرفته باشد
من بی اراده به سمت او قدم برداشتم , 
کاملا بدون توجه به این که او آن نشان گل سرخ را 
بر روی کلاهش ندارد. 
اندکی به او نزدیک شدم . 
لب هایش با لبخند پرشوری از هم گشوده شد
اما به آهستگی گفت ” ممکن است اجازه دهید عبور کنم ؟" 
بی‌اختیار یک قدم دیگر به او نزدیک شدم و
در این حال میس هالیس را دیدم. 
تقریبا پشت سر آن دختر ایستاده بود 
زنی حدودا 50 ساله ..
با موهای خاکستری رنگ که در زیر کلاهش جمع شده بود. 
اندکی چاق بود و 
مچ پای نسبتا کلفتش توی کفش های بدون پاشنه جا گرفته بودند.
دختر سبز پوش از من دور می شد و 
من احساس کردم که بر سر یک دوراهی قرارگرفته ام.
از طرفی شوق و تمنایی عجیب 
مرا به سمت آن دختر سبز پوش فرا میخواندو
از سویی علاقه ای عمیق به زنی 
که روحش مرا به معنای واقعی کلمه مسحور کرده بود 
به ماندن دعوتم می کرد. 
او آن جا ایستاده بود با صورت رنگ پریده و چروکیده اش 
که بسیار آرام و موقر به نظر می رسید.
و چشمانی خاکستری و گرم که از مهربانی می درخشید.
دیگر به خود تردید راه ندادم. 
با کتاب جلد چرمی آبی رنگی که در دست داشتم 
و در واقع نشان معرفی من به حساب می آمد جلو رفتم.
از همان لحظه فهمیدم که دیگر عشقی در کار نخواهد بود.
اما چیزی به دست آورده بودم که ارزشش حتی از عشق بیشتر بود.
دوستی گرانبهایی که می توانستم همیشه به آن افتخار کنم. 
به نشانه ی احترام و سلام خم شدم 
و کتاب را برای معرفی خود به سوی او دراز کردم. 
با این وجود وقتی شروع به صحبت کردم 
از تلخی ناشی از تاثری که در کلامم بود متحیر شدم.
من ” جان بلانکارد” هستم و شما هم باید دوشیزه می نل باشید. 
از ملاقات شما بسیار خوشحالم 
ممکن است دعوت مرا به شام بپذیرید؟
چهره ی آن زن با تبسمی شکیبا از هم گشوده شد
و به آرامی گفت: فرزندم من اصلا متوجه نمی‌شوم!
ولی آن خانم جوان که لباس سبز به تن داشت 
و هم اکنون از کنار ما گذشت..
از من خواست که این گل سرخ را روی کلاهم بگذارم 
و گفت اگر شما مرا به شام دعوت کردید باید به شما بگویم که
او در رستوران بزرگ آن طرف خیابان منتظر شماست.
او گفت که این فقط یک امتحان است!f
ﺧﺪﺍ ﺑﻪ ﻓﺮﺷﺘﻪ ﻫﺎ ﺷﻌﻮﺭ ﺩﺍﺩ ﺑﺪﻭﻥ ﺷﻬﻮﺕ،
ﺑﻪ ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ ﺷﻬﻮﺕ ﺩﺍﺩ ﺑﺪﻭﻥ ﺷﻌﻮﺭ،
ﻭ ﺑﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻫﺮ ﺩﻭ ﺭﺍ ....
ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺷﻌﻮﺭﺵ ﺑﻪ ﺷﻬﻮﺗﺶ ﻏﻠﺒﻪ ﮐﻨﺪ ﺍﺯ ﻓﺮﺷﺘﻪ ﺑﺎﻻﺗﺮ ﺍﺳﺖ،
ﻭ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺷﻬﻮﺗﺶ ﺑﺮ ﺷﻌﻮﺭﺵ ﻏﻠﺒﻪ ﮐﻨﺪ ﺍﺯ ﺣﯿﻮﺍﻥ ﭘﺴﺖ ﺗﺮ...




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

بازدیدكننده ی عزیز این مطلب رو بدون نظر نذار *تبلیغات هزینه نیست*



1394/03/29 :: نویسنده : سجاد
ﻭﻗﺘﯽ ﻓﮑﺮ ﻣﯿﮑﻨﯿﺪ ﻋﺎﺷﻖ ﺷﺪﯾﺪ ﺍﯾﻨﺎ ﺭﻭ ﺍﺯ ﺧﻮﺩﺗﻮﻥ
ﺑﭙﺮﺳﯿﺪ:
- ﻭﺍﻗﻌﻦ ﺩﻭﺳﺶ ﺩﺍﺭﻡ ﯾﺎ ﭼﻮﻥ ﺧﯿﻠﯽ ﺗﻨﻬﺎﻡ؟
- ﻭﺍﻗﻌﻦ ﺩﻭﺳﺶ ﺩﺍﺭﻡ ﯾﺎ ﺩﻭﺱ ﺩﺍﺭﻡ ﺍﻭﻥ ﺩﻭﺳﻢ
ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻪ؟
- ﻭﺍﻗﻌﻦ ﺩﻭﺳﺶ ﺩﺍﺭﻡ ﯾﺎ ﻭﺍﺳﻪ ﮐﻤﺒﻮﺩ ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ ﺑﻪ
ﻧﻔﺴﻢ ﺩﻭﺱ ﺩﺍﺭﻡ ﯾﮑﯽ ﺭﻭ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻢ؟
- ﻭﺍﻗﻌﻦ ﺩﻭﺳﺶ ﺩﺍﺭﻡ ﯾﺎ ﭼﻮﻥ "ﻫﯿﺸﮑﯽ ﺑﻬﻢ ﺍﻫﻤﯿﺖ
ﻧﻤﯿﺪﻩ " ﻭﻟﯽ ﺍﻭﻥ ﻣﯿﺪﻩ؟
- ﻭﺍﻗﻌﻦ ﺩﻭﺳﺶ ﺩﺍﺭﻡ ﯾﺎ ﻓﻘﻂ ﺩﻭﺱ ﺩﺍﺭﻡ ﺍﻭﻥ ﻣﺎﻝ
ﻣﻦ ﺑﺎﺷﻪ ﭼﻮﻥ ﺧﻮﺑﻪ؟‏(ﭘﻮﻝ ﯾﺎ ﻣﻮﻗﻌﯿﺖ ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﯾﺎ
ﻇﺎﻫﺮﺵ ‏)
- ﻭﺍﻗﻌﻦ ﺩﻭﺳﺶ ﺩﺍﺭﻡ ﯾﺎ ﺯﺩﻩ ﺑﺎﻻ؟!!
ﺑﻌﺪ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﺑﮕﯿﺮﯾﺪ.
ﺍﮔﻪ ﺟﻮﺍﺏ ﺍﯾﻦ ﺳﻮﺍﻻ ﺩﻭﺳﺶ ﺩﺍﺭﻡ ﺑﻮﺩ، ﺗﻮ ﻣﺴﯿﺮ
ﺩﺭﺳﺖ ﻫﺴﺘﯿﺪ،
ﯾﺎ ﻧﻪ ﺧﻮﺩﺗﻮﻥ ﺭﻭ ﺑﺪﺑﺨﺖ ﮐﻨﯿﺪ، ﻧﻪ ﺍﻭﻧﻮ.
ﻭﺍﺳﻪ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺗﻤﻮﻡ ﺷﺪﻩ ﻭ ﻫﻨﻮﺯ ﺩﺭﮔﯿﺮﺵ
ﻫﺴﺘﯿﺪ ﻫﻢ ﺍﯾﻦ ﺳﻮﺍﻝ ﻫﺎ ﺭﻭ ﺑﭙﺮﺳﯿﺪ، ﺷﺎﯾﺪ ﮐﻤﮏ ﮐﻨﻪ
ﺑﻔﻬﻤﯿﺪ "ﭼﺮﺍ " ﻧﺎﻣﻮﻓﻖ ﺑﻮﺩ




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

بازدیدكننده ی عزیز این مطلب رو بدون نظر نذار *تبلیغات هزینه نیست*



دلم عشقی هوس کرده که با من همصدا باشد 
بگویم" جان" و با نازش بگوید" بی بلا "باشد

دلم عشقی هوس کرده نباشد اهل بی مهری 
 که در دنیای طوفانی برایم ناخدا باشد 

دلم عشقی هوس کرده شبیه آدم و حوا
نه من دلسرد شوم از او، نه او سر به هوا باشد 

دلم عشقی هوس کرده بدون مرز و ممنوعه 
که هر وقتی دلم تنگید در آغوشم رها باشد 

دلم عشقی هوس کرده کمی سبزه کمی شیطان  
که اسم کوچکش شاید برایم آشنا باشد 

دلم عشقی هوس کرده شبیه عشق آن کودک 
که تنها لذتش بازی میان بچه ها باشد


ارسالی از طرف شاهین




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

بازدیدكننده ی عزیز این مطلب رو بدون نظر نذار *تبلیغات هزینه نیست*



اقای احسان علیخانی لطفا تمام کن این برنامه ی سرشار از بد آموزیت را.
امشب اولین شب ماه مبارک رمضان شاهد حضور دو فرد در برنامه ماه عسل بودیم که مرد برای اثبات عشقش نسبت به همسرش خود را از ارتفاع پرت کرده است . 
بیان این گونه ماجراهای تقریبا مسخره که صحت وسقم ان هم معلوم نیست در اغازین ساعات ماههای معنویت فضای خانواده ها را تحت تاثیر هوای الوده نفسانیت وخشم و عشق های دنیوی قرار می دهد .
قهرمان قصه تصنعی احسان علیخانی که بیشتر یک نوجوان است در پایان حرفهایش صراحتا می گوید که از کارش پشیمان نیست و برادر خانمی که مدعی است بعد از چهار سال از ماجرا خبر نداشته وهیچ کس خبر نداشته . 
ایا اگر ان فرد دار فانی را وداع می کرد بازهم ان دخترک نباید از ماجرا چیزی می گفت؟
اقای علیخانی شما از کجا خبر داشتید؟
نوجوانان دختر دانش اموز که از نزدیک شاهد سخنان این زوج بودند چه تاثیری می پذیرند؟
اقای علیخانی لطفا تمام کن این برنامه ای را که الگوهای ذهنی مسخره ای در اذهان میلیونها نوحوان وجوان تثبیت می کند...تربیت کار ساده ای نیست صدا وسیما به تعبیر امام خمینی (ره)قرار بود دانشگاهی سراسری برای همه مردم باشد الگوهای زیادی برای معرفی شدن به جامعه وجود دارند اینگونه ماجراها را نشان دادن چیزی غیر از بد اموزی ندارد مردم سراسر دنیا با دیدن وشنیدن چنین ماجراهایی در مورد عقلانیت ایرانیان چه نظری پیدا می کنند؟؟؟؟
گاه سکوت خیلی بهتر است اقای علیخانی تا حرف زدن وهرحرفی را زدن. مجبور نیستی حتما یک برنامه را تهیه واجرا کنی .بگذار مسایل معنوی رنگ وبوی بیشتری در زندگی داشته باشد . مقدسات مثل رمضان ومحرم از وقتی تحت تاثیر سریالهای پرماجرای عشق های دنیوی پخش شده از تلویزیون ایران اسلامی  قرار گرفت رنگ خلوصش رو به کاهش گذاشت.
با اعتقادات پاک مردم بازی نکنید




نوع مطلب :
برچسب ها : احسان علیخانی، ماه عسل، برنامه احسان علیخانی،
لینک های مرتبط :

بازدیدكننده ی عزیز این مطلب رو بدون نظر نذار *تبلیغات هزینه نیست*



1394/03/29 :: نویسنده : سجاد
تعداد پست های ارسالی این وبلاگ پر بازدید 
توسط سجاد به ۱۰۰۰تا پست رسید.
بهترین و بدرد خور ترین مطالب رو سعی کردم براتون بذارم 
از نظر های زیبایتان خرسندیم....




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

بازدیدكننده ی عزیز این مطلب رو بدون نظر نذار *تبلیغات هزینه نیست*



این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

بازدیدكننده ی عزیز این مطلب رو بدون نظر نذار *تبلیغات هزینه نیست*





(خیلی باحاله بقیه ی صفحات رو هم یه سری بزن: 4 )    1   2   3   4   
 
   





اول اسمتونو و بعد ایمیلتون رو وارد کنید