تبلیغات
http://icons.iconarchive.com/icons/klukeart/cubes/256/Box-16-Love-icon.png دو چوب و یك سنگ - مطالب از هر دری
 
دو چوب و یك سنگ
♥منتخب سایت جهانی aosو پربازدید ترین وبلاگـ کشور در سال جاری با بهترین مطالب ♥نظر و تبادل فراموش نشه!
                                                        
الهی به امید تو

♥پربازدیدترین وبلاگ کشور
و بهترین مطالب
مستقل و مستند متنوع
از این نویسنده♥
دلم کمی خدا می خواهد...
کمی سکوت...
دلم دل بریدن می خواهد...
کمی اشک...
کمی بهت...
کمی آغوش آسمانی...
دلم یک کوچه می خواهد بن بست وبی عبور!!!
ویک خدا!!
تا کمی باهم قدم بزنیم.
من از تنهایی هایم بگویم ,از بغضم و او بگوید من همیشه درکنارتم...
همین!!!!

-------------------------
مطالب این وبلاگ ازبوستان مطالب فوق العاده وپربازدیدایران و جهان هست،لطفاصرفابرای علمی که ازمطالبم به دست آوردیدنظربدهید--
خوبم...باور کنید...


..
... ღ ღ ღ...
(¯`v´¯)
`*.¸.*´
¸.•´¸.•*¨) ¸.•*¨)
(¸.•´ (¸.•´ .•´ ¸¸.•¨¯`•¸¸.•



✔سلام.به وبلاگ من خوش اومدین.

✔کپی برداری آزاده.

با ذکر منبع.

✔لطفا تو نظرسنجیم شرکت کنید.

✔لطفا نظر خصوصی ندین.

اگر ببینم چیزه خاصی نیست

خصوصی رو هم تایید میکنم.

✔کد خدمات وبلاگم تو لیست لینک هامه.

خواستید استفاده کنید.

✔اگر مایل به تبادل لینک هستید

منو با اسم دوچوب و یک سنگ
لینک کنید و بگید لینکتون کنم.

✔بازم پیشم بیاین.خوشحال میشم.

✔موفق و پایدار باشید...

_..-♥*°*♥-..~~~ _..-♥*°*♥-.._
☜نویسنده مطالب و مدیر وب :
⇠【سَجــّـــــــٰــــاد ْدٰالْـــــوَنْد‌】

مدیر وبلاگ : سجاد
موضوعات
مطالب پربازدیداخیر
چاکرهمتون
نظرت برام خیلی مهمه جون دادا
چقدر از وبلاگ من راضی هستید؟؟؟








آمار
  • کل بازدید این دو ماه اخیر :
  • بازدیدفقط از طریق یک نفر :
  • بازدید از طریق گوگل :
  • بازدید 12ساعت گذشته :
  • بازدید امروز :
  • تعداد نویسندگان :سجاد دالوندsajjaddal@yahoo.com
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • بروز رسانی :
1393/12/21 :: نویسنده : سجاد




نوع مطلب : از هر دری، از هر دری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

بازدیدكننده ی عزیز این مطلب رو بدون نظر نذار *تبلیغات هزینه نیست*



1393/11/11 :: نویسنده : سجاد
ﺑــﻪ ﺟـﺎﯾــﯽ ﺭﺳـﯿـﺪﻡ ﮐـﻪ ﺩﯾـﮕـﻪ ﺧـﯿـﻠـﯽ ﭼـﯿـﺰﺍ ﻭﺍﺳـﻢ ﻣـﻬﻢ ﻧـﯿـﺴـﺖ ...


ﺟـﺎﯾـﯽ ﮐـﻪ ﻭﻗـﺘـﯽ ﯾـﮑـﯽ ﺩﻟـﻤـﻮ ﻣـﯽ ﺷـﮑـﻨـﻪﻣـﺜﻞ ﺁﺏ ﺧـﻮﺭﺩﻥ ﻣـﯿـﺬﺍﺭﻣـﺶ ﮐـﻨـﺎﺭ ...


ﺟـﺎﯾــﯽ ﮐـﻪ ﺑـﺎ ﺩﯾـﺪﻥ ﺑـﯽ ﻣـﻌﺮﻓـﺘـﯿـﺎ ﻓـﻘـﻂ ﻣـﯿـﮕـﻢ ... ﺑـﻪ ﺩﺭﮐـ " ... 


ﺩﯾـﮕـﻪ ﻧـﻪ ﺍﺯ ﺍﻭﻣـﺪﻥ ﮐـﺴـﯽ ﺫﻭﻕ ﺯﺩﻩ ﻣـﯿﺸــﻢ...


ﻧـﻪ ﺍﺯ ﺭﻓـﺘـﻦ ﮐـﺴـﯽ ﻧـﺎﺭﺍﺣـﺖ ﮐـﻪ ﺑـﺨـﻮﺍﻡ ﻧـﺎﺯﺷـوﺑـﺨــﺮﻡ ﺑـﺮﮔـﺮﺩﻩ...

 
ﺑــﯽ ﺍﺣـﺴـﺎﺱ ﻧـﺒـﻮﺩﻡ 


ﯾــﻪ ﮐـﺴـایی ﺍﻭﻣــﺪن ﺗـﻮ ﺯﻧـﺪﮔـﯿــﻢ ﮐــﻪ ﯾــﻪ ﺳــﺮﯼ ﺑــﺎﻭﺭﻫــﺎﻣـﻮ ﺍﺯ ﺑـﯿــﻦ ﺑـﺮﺩﻥ ...


ﻫـﻤـﻮﻧـﺎﯾـﯽ ﮐــﻪ ﮔـﻔـﺘـﻦ " ﺗـﻮ ﻭﺍﺳــﻪ ﺍﯾـﻦ ﺩﻧـﯿـﺎ ﺯﯾـﺎﺩﯼ ﺧــﻮﺑـﯽ " ﻫـــﻪ...


ﺁﺑــﯽ ﭘـﺸـﺘـ ﺳــﺮ ﮐـﺴــﯽ ﻧﻤــﯽ ﺭﯾـﺰﻡ ﮐــﻪ ﺑﺮﮔــﺮﺩﻩ ...


ﻫــﺮ ﮐــﯽ ﺭﻓـﺖ " ﺑــﻪ ﺳـﻼﻣـﺖ ... 


هوا سرده بی زحمت درم ببند...







نوع مطلب : از هر دری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

بازدیدكننده ی عزیز این مطلب رو بدون نظر نذار *تبلیغات هزینه نیست*







نوع مطلب : لیلة القدر و شهادت مولانا امیرالمومنین علی علیه السلام، آقاعلی بن موسی الرضا علیه السلام، آلمان قهرمان، ماه مبارک رمضان، جام جهانی جام جهانی، حوزه علمیه، قیام خونین، امام خمینی رحمة الله علیه، اینجا همه چی درهم برهمه، عیدسعید فطر، ولادت امام سجاد(علیه السلام)، کشتی و غیره هاش(قابل توجه بعضیا)، دلنوشته(دلم نوشته)، ستونهای ایران، تصاویرفوق العاده خنده دار، روزجوان و جوان ایرانی، عیدمبعث، سوم خرداد(خرمشهر)، امام موسی کاظم(علیه السلام)، از هر دری، اس تیکه دار، اس سیگار، اس ترکی، اس لری، عکس خنده دار توپ، تک عکسهای بازیگران، عیدمبعث، درد دل در دردودل، جام جهانی کشتی، جام جهانی فوتبال، سوتی بازار، داستانهای ترسناک(نخون شب خوابت نمیبرهآ)، اعتکاف، جوادالأئمه (علیه السلام)، ولادت امیرالمومنین حیدر کرارعلی(علیه السلا)، روزمرد، good، امام هادی (علیه السلام)، سه داستانکها، پولدارشوید، بانک سوال در دوچوب و یک سنگ، ماه رجب و شب آرزوها، آهنگ این وبلاگ، روز معلم، اشتباهاتی که در فیسبوک انجام میدهیم، دانلود کتاب دوچوب و یک سنگ، تصاویر دیدنی و جالب امروز، از طرف دوستان(شماهم میتوانید)، عجیب ولی واقعی، دلنوشته های من نویسنده، لطیفه های دوران جنگ و جبهه، طنز تصویری جدید93، دانلود مستقیم آهنگ های همای، ولادت ام ابیها و روز مادر، شوخی های فیس بوکی و...، تصاویرتوپ خنده دار، بازهم عمل نجاستی شاهین نجفی(کلاغ کوفی)، از هر دری، نماز، فروشگاه نویسنده، عیدتون مبارک، نیازمندان عیدنودوسه، خیلی مهمه باید بدونی، آئین غلط چهارشنبه سوزی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

بازدیدكننده ی عزیز این مطلب رو بدون نظر نذار *تبلیغات هزینه نیست*



1393/02/24 :: نویسنده : سجاد
  • سلام بر دوستان گل خودم  
    لطفا اگه بازدید کننده این وبلاگ هستید به این نکات توجه وعمل کنید
    دوستان عزیزم نظر بدید تا مطالبم رو بهتر ارئه بدم.....
    در بخش خبرنامه این وبلاگ در پایین وبلاگ شرکت کنید تا روزانه بهترین مطالب آنلاین در این وبلاگ و سایتهای پربازدید دیگر براتون بذارم...
    هر آنچه مطلب پر بازدید دارید برای من ارسال کنید تادر این وبلاگ به اسم و لینک خودتون بذارم
    ببخشید سرتون رو درآووردم
    بازم سرمون بزنید





نوع مطلب : اعتکاف، جوادالأئمه (علیه السلام)، ولادت امیرالمومنین حیدر کرارعلی(علیه السلا)، روزمرد، good، امام هادی (علیه السلام)، سه داستانکها، پولدارشوید، بانک سوال در دوچوب و یک سنگ، ماه رجب و شب آرزوها، آهنگ این وبلاگ، روز معلم، اشتباهاتی که در فیسبوک انجام میدهیم، دانلود کتاب دوچوب و یک سنگ، تصاویر دیدنی و جالب امروز، از طرف دوستان(شماهم میتوانید)، عجیب ولی واقعی، دلنوشته های من نویسنده، لطیفه های دوران جنگ و جبهه، طنز تصویری جدید93، دانلود مستقیم آهنگ های همای، ولادت ام ابیها و روز مادر، شوخی های فیس بوکی و...، تصاویرتوپ خنده دار، تصاویر دیدنی و جالب، بازهم عمل نجاستی شاهین نجفی(کلاغ کوفی)، از هر دری، نماز، فروشگاه نویسنده، عیدتون مبارک، نیازمندان عیدنودوسه، خیلی مهمه باید بدونی، آئین غلط چهارشنبه سوزی، عیدفاطمی، عکس بچه های ناز(نی نی)، رهبر، ساعت پخش سریال های سال 93، نظر سنجی، مطالب طنز، بدون شرح، خواهر من ......، ندیدی و نخوندی نصف عمرت بر فنا.، مطالب باحال و خوندنی، خونه تکونی(دل تکونی)، داستانهای عبرت آموز، داستانهای سال نو، روز درختکاری و آقا، عکس طنز، ترول های باحال و خنده دار ، مطالب خفن، خطای دید، فرهنگی، سیاسی، ورزشی، حوادث، آیاشما...؟؟؟، نامگذاری سال جدید به چیست؟؟، سال اسب، سال جدید، داد و بی داد، طنز سال نود و سه، نه بابا(مطالب عجیب و غریب)، جام جهانی 2014، سال یکصدونودوسه، بازی آنلاین، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

بازدیدكننده ی عزیز این مطلب رو بدون نظر نذار *تبلیغات هزینه نیست*




سبک زندگی

 

حقوق همسایه از دیدگاه پیامبر(ص)‌ چنین است:

1. «اگر از تو یاری خواست، به فریادش برسی»؛
2. «اگر از تو قرض خواست، به او قرض دهی»؛
3. «اگر نیازمند شد، نیازش را برطرف ساز»؛
4. «اگر مصیبتی دید، او را دلداری دهد»؛
5. «اگر خیر و خوبی به او رسید، به او تبریک و شادباش گویی»؛
6. «اگر بیمار شد به عیادتش روی»؛
7. «وقتی مُرد،‌ در تشییع جنازه‌اش شرکت کنی»؛
8. «خانه‌ات را بلندتر از خانۀ او نسازی تا جلوی جریان هوا را بر او بگیری، مگر آنکه خودش اجازه دهد»؛
9. «هرگاه میوه‌ای خریدی، برای او هدیه بفرستی وگرنه مخفیانه میوه را به خانه‌ات ببر»؛
10. «فرزندت را همراه میوه بیرون نیاور که بچّه همسایه با دیدن میوه در دست او ناراحت شود»؛
11. «با بوی دیگت، او را ناراحت نکن، مگر آنکه مقداری از غذای آن را برای او بفرستی»

میزان الحکمه، ج 2، ص 920.





نوع مطلب : از هر دری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

بازدیدكننده ی عزیز این مطلب رو بدون نظر نذار *تبلیغات هزینه نیست*



1393/02/12 :: نویسنده : سجاد
99666999999666999999666996666666996666699999666669966666699 699669999999969999999966699666669966669966666996669966666699 699666999999999999999666669966699666699666666699669966666699 699666669999999999996666666996996666699666666699669966666699 699666666699999999666666666699966666669966666996666996666996 699666666666999966666666666699966666666699999666666669999666


شماره های بالا را انتخاب کنید


  (همه ی شماره ها رو آبی کنید با موس )   


   بعد Ctrl + F را بزنید



     بعد شماره ی 9 را بزنید


و حالا Ctrl + Enter را بزنید.

   


حالا به عددها نگاه کنید  

.......................................................................................
نظر+تبادل لینک




نوع مطلب : از هر دری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

بازدیدكننده ی عزیز این مطلب رو بدون نظر نذار *تبلیغات هزینه نیست*



سلام دوستان نظر یادتون نره هآ
.
.
.
آفرین...
.
.
.




نوع مطلب : از هر دری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

بازدیدكننده ی عزیز این مطلب رو بدون نظر نذار *تبلیغات هزینه نیست*



1393/02/11 :: نویسنده : سجاد

خودت رو تو دنیا اینطوری حس کن


اگه لحظه ای لطف و رحمت خدا کنارت نباشه ....

سقــــــــــــــــــــــــــــــوط مــــــــــیـــــکــــــنــــــی





نوع مطلب : از هر دری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

بازدیدكننده ی عزیز این مطلب رو بدون نظر نذار *تبلیغات هزینه نیست*



1393/02/5 :: نویسنده : سجاد
وقتی پشت سر پدرت از پله ها میری پایین

و میبینی چقدر آهسته میره 

میفهمی پیر شده

وقتی داره صورتش رو اصلاح میکنه

و میبینی دستاش میلرزه

میفهمی پیر شده

وقتی بعد از غذا یه مشت قرص میخوره

میفهمی پیر شده

و درد داره اما هیچی نمیگه

وقتی میفهمی موهای سفیدش

از پیریه و از غصه هایی که واسه ی تو خورده

دلت میخواد بمیری ....




بسلامتی همه پدرای که هستن وشادی روح اون بزرگوارانی که نیستن


بزن کف قشنگه رو





نوع مطلب : از هر دری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

بازدیدكننده ی عزیز این مطلب رو بدون نظر نذار *تبلیغات هزینه نیست*



1393/01/31 :: نویسنده : سجاد

شرم میکنم با ترازوی کودک گرسنه کنار پیاده رو های ایران 


 وزن سیریم را بکشم





نوع مطلب : از هر دری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

بازدیدكننده ی عزیز این مطلب رو بدون نظر نذار *تبلیغات هزینه نیست*



معرفت را از این زن باید آموخت
بانوی مسلمان شده آلمانی گفت: دنیای غرب خوب و بد را به انسان یاد نمی‌دهد و اعتقادهای انسانی را نادیده می‌گیرد.

   



به گزارش سرویس فرهنگی جام نیوز، ورونیکا «مریم» فاضلی عصر امروز در همایش با مومنان در مجتمع خاتم‌الانبیا (ص) این شهر با تبریک میلاد حضرت فاطمه (س) اظهار کرد: تولد این بانوی گرامی روز بزرگی برای شیعیان است.

 

وی اسلام آوردن خود را یک توفیق الهی دانست و افزود: در سه سیستم زندگی کردم که دو سیستم گذشته قادر به پر کردن خلأهای وجودم نبود.

 

این بانوی مسلمان شده، با اشاره به مسلمان شدن خود تصریح کرد: پس از شکستن دیوار برلین در آلمان با یک مرد ایرانی آشنا شدم و به دین اسلام گرویدم.

 

وی با بیان اینکه در غرب آزادی وجود ندارد، ادامه داد: دنیای غرب خوب و بد را به انسان یاد نمی‌دهد و کمونیست از انسان‌ها یک ماشین بدون قلب و روح می‌سازد و اعتقادهای انسانی را نادیده می‌گیرد.

 

فاضلی افزود: در فرقه کمونیست به من آموخته بودند به موجودی که دیده نمی‌شود نباید اعتقاد پیدا کرد و پس از اسلام آوردن بسیاری از دیدگاه‌هایم تغییر کرد زیرا قبلاً خدا را نمی‌شناختم.

 

وی با اشاره به مطالعه کتاب‌های شهید دستغیب و مطهری خاطرنشان کرد: با شنیدن آیات قرآن دگرگون شدم و به تدریج با دین اسلام آشنایی بیشتری پیدا کردم.

 

فاضلی افزود: با آشنایی دین اسلام متوجه شدم در تاریکی زندگی می‌کردم و خصلت درونی‌ام نیازمند وجود پیامبری برای راهنمایی به سوی معنویت بود.

 

این بانوی مسلمان شده آلمانی به تاثیرگذاری دعای عرفه و مناجات امام حسین (ع) با خدا اشاره کرد و متذکر شد: شیعیان روح لطیفی دارند و امامان آمده‌اند که آنها را تزکیه نفس کنند.





نوع مطلب : نماز، از هر دری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

بازدیدكننده ی عزیز این مطلب رو بدون نظر نذار *تبلیغات هزینه نیست*





تلفیق زیبای آبشار و رنگین کمان

عکس/ تلفیق زیبای آبشار و رنگین کمان




نوع مطلب : از هر دری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

بازدیدكننده ی عزیز این مطلب رو بدون نظر نذار *تبلیغات هزینه نیست*



1393/01/29 :: نویسنده : سجاد
تغییر ناگهانی درجه حرارت معده که در اثر خوردن آب سرد و یا چای داغ و یا کشیدن سیگار ایجاد می‌شود از دلایل سکسکه است که در مواردی می‌تواند بیش از ۲ ماه به طول انجامد.

؛دکتر  احمد دالوند:متخصص گوارش گفت: سکسکه یک انقباض غیر عادی در عضله دیافراگم و عضلات تنفسی بین دنده‌ای است. اغلب اوقات سکسه ۴۸ ثانیه بیشتر به طول نمی‌انجامد ولی در حالت مداوم فرد بیش از ۲ روز و کمتر از ۱ ماه مبتلاست و در موارد بیش از ۲ ماه فرد نیاز به مراجعه بیمارستان دارد. 

وی افزود: افرادی که در شب پرخوری می‌کنند و یا از نوشابه‌های گاز دار استفاده می‌کنند و حین صحبت هوا داخل ریه‌هایشان می‌شود، غالبا دچار سکسکه می‌شوند. 

دالوند تصریح کرد: به همین جهت باید از صحبت‌ حین صرف غذا پرهیز کنید و غذا را به خوبی جویده و با استرس و اضطراب صرف نکنید. 

وی در خصوص درمان سکسکه اذعان داشت: نفس کشیدن در کیسه، قرار دادن یک تکه یخ روی زبان، قرار دادن لیمو روی زبان و یا ایجاد حالت شوق زیاد و ترساندن فرد مبتلا از راهکارهای درمان سکسه است. 

این متخصص در پایان اظهار داشت: برای از بین بردن سکسکه باید سطح دی اکسید خون را بالا برد. می‌توانید نفستان را نگه دارید و تا شماره ۱۰ به آرامی بشمارید.




نوع مطلب : از هر دری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

بازدیدكننده ی عزیز این مطلب رو بدون نظر نذار *تبلیغات هزینه نیست*



1393/01/28 :: نویسنده : سجاد

قلب!!!!!!  

پسر به دختر گفت اگه یه روزی به قلب احتیاج داشته باشی اولین نفری هستم كه میام تا قلبمو با تمام وجودم تقدیمت كنم.دختر لبخندی زد و گفت ممنونم.


تا اینكه یك روز اون اتفاق افتاد..حال دختر خوب نبود..نیاز فوری به قلب داشت..از پسر خبری نبود..دختر با خودش میگفت :میدونی كه من هیچوقت نمیذاشتم تو قلبتو به من بدی و به خاطر من خودتو فدا كنی..ولی این بود اون حرفات..حتی برای دیدنم هم نیومدی...شاید من دیگه هیچوقت زنده نباشم.. آرام گریست و دیگر چیزی نفهمید...

چشمانش را باز كرد..دكتر بالای سرش بود.به دكتر گفت چه اتفاقی افتاده؟دكتر گفت نگران نباشید پیوند قلبتون با موفقیت انجام شده.شما باید استراحت كنید..درضمن این نامه برای شماست..!
دختر نامه رو برداشت.اثری از اسم روی پاكت دیده نمیشد. بازش كرد و درون آن چنین نوشته شده بود:



سلام عزیزم.الان كه این نامه رو میخونی من در قلب تو زنده ام.از دستم ناراحت نباش كه بهت سر نزدم چون میدونستم اگه بیام هرگز نمیذاری كه قلبمو بهت بدم..پس نیومدم تا بتونم این كارو انجام بدم..امیدوارم عملت موفقیت آمیز باشه.(عاشقتم تا بینهایت)


دختر نمیتوانست باور كند..اون این كارو كرده بود..اون قلبشو به دختر داده بود..
آرام اسم پسر را صدا كرد و قطره های اشك روی صورتش جاری شد..و به خودش گفت چرا هیچوقت حرفاشو باور نكردم...

 





نوع مطلب : از هر دری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

بازدیدكننده ی عزیز این مطلب رو بدون نظر نذار *تبلیغات هزینه نیست*



داستانی عاشقانه!!!!  



دخترک شانزده ساله بود که برای اولین بار عاشق پسر شد.. پسر قدش متوسط بود، صدای بمی داشت و همیشه شاگرد اول کلاس بود. دختر خجالتی نبود اما نمی خواست احساسات خود را به. پسر ابراز کند، از اینکه راز این عشق را در قلبش نگه می داشت و دورادور او را می دید احساس خوشبختیمی کرد

 
در آن روزها، حتی یک سلام به یکدیگر، دل دختر را گرم می کرد. او که ساختن ستاره های کاغذی را یاد گرفته بود هر روز روی کاغذ کوچکی یک جمله برای پسر می نوشت و کاغذ را به شکل ستاره ای زیبا تا می کرد و داخل یک بطری بزرگ می انداخت. دختر با دیدن پیکر برازنده پسر با خود می گفت پسری مثل او دختری با موهای بلند و چشمان درشت را دوست خواهد داشت.

دختر موهایی بسیار سیاه ولی کوتاه داشت و وقتی لبخند می زد، چشمانش به باریکی یک خط می شد.
در 19 سالگی دختر وارد یک دانشگاه متوسط شد و پسر با نمره ممتاز به دانشگاهی بزرگ در پایتخت راه یافت. یک شب، هنگامی که همه دختران خوابگاه برای دوست پسرهای خود نامه می نوشتند یا تلفنی با آنها حرف می زدند، دختر در سکوت به شماره ای که از مدت ها پیش حفظ کرده بود نگاه می کرد. آن شب برای نخستین بار دلتنگی را به معنای واقعی حس کرد.
روزها می گذشت و او زندگی رنگارنگ دانشگاهی را بدون توجه پشت سر می گذاشت. به یاد نداشت چند بار دست های دوستی را که به سویش دراز می شد، رد کرده بود. در این چهار سال تنها در پی آن بود که برای فوق لیسانس در دانشگاهی که پسر درس می خواند، پذیرفته شود. در تمام این مدت دختر یک بار هم موهایش را کوتاه نکرد.
دختر بیست و دو ساله بود که به عنوان شاگرد اول وارد دانشگاه پسر شد. اما پسر در همان سال فارغ التحصیل شد و کاری در مدرسه دولتی پیدا کرد. زندگی دختر مثل گذشته ادامه داشت و بطری های روی قفسه اش به شش تا رسیده بود.
دختر در بیست و پنج سالگی از دانشگاه فارغ التحصیل شد و در شهر پسر کاری پیدا کرد. در تماس با دوستان دیگرش شنید که پسر شرکتی باز کرده و تجارت موفقی را آغاز کرده است. چند ماه بعد، دختر کارت دعوت مراسم ازدواج پسر را دریافت کرد. در مراسم عروسی، دختر به چهره شاد و خوشبخت عروس و داماد چشم دوخته بود و بدون آنکه شرابی بنوشد، مست شد.
زندگی ادامه داشت. دختر دیگر جوان نبود، در بیست و هفت سالگی با یکی از همکارانش ازدواج کرد. شب قبل از مراسم ازدواجش، مثل گذشته روی یک کاغذ کوچک نوشت: فردا ازدواج می کنم اما قلبم از آن توست... و کاغذ را به شکل ستاره ای زیبا تا کرد.

ده سال بعد، روزی دختر به طور اتفاقی شنید که شرکت پسر با مشکلات بزرگی مواجه شده و در حال ورشکستگی است. همسرش از او جدا شده و طلبکارانش هر روز او را آزار می دهند. دختر بسیار نگران شد و به جستجویش رفت.. شبی در باشگاهی، پسر را مست پیدا کرد. دختر حرف زیادی نزد، تنها کارت بانکی خود را که تمام پس اندازش در آن بود در دست پسر گذاشت. پسر دست دختر را محکم گرفت، اما دختر با لبخند دستش را رد کرد و گفت: مست هستید، مواظب خودتان باشید.
زن پنجاه و پنج ساله شد، از همسرش جدا شده بود و تنها زندگی می کرد. در این سالها پسر با پول های دختر تجارت خود را نجات داد. روزی دختر را پیدا کرد و خواست دو برابر آن پول و 20 درصد سهام شرکت خود را به او بدهد اما دختر همه را رد کرد و پیش از آنکه پسر حرفی بزند گفت: دوست هستیم، مگر نه؟
پسر برای مدت طولانی به او نگاه کرد و در آخر لبخند زد.
چند ماه بعد، پسر دوباره ازدواج کرد، دختر نامه تبریک زیبایی برایش نوشت ولی به مراسم عروسی اش نرفت.
مدتی بعد دختر به شدت مریض شد، در آخرین روزهای زندگیش، هر روز در بیمارستان یک ستاره زیبا می ساخت. در آخرین لحظه، در میان دوستان و اعضای خانواده اش، پسر را بازشناخت و گفت: در قفسه خانه ام سی و شش بطری دارم، می توانید آن را برای من نگهدارید؟
پسر پذیرفت و دختر با لبخند آرامش جان سپرد.




نوع مطلب : از هر دری، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

بازدیدكننده ی عزیز این مطلب رو بدون نظر نذار *تبلیغات هزینه نیست*





(خیلی باحاله بقیه ی صفحات رو هم یه سری بزن: 2 )    1   2   
 
   





اول اسمتونو و بعد ایمیلتون رو وارد کنید