تبلیغات
http://icons.iconarchive.com/icons/klukeart/cubes/256/Box-16-Love-icon.png دو چوب و یك سنگ - مطالب داستان طنز وآموزنده
 
دو چوب و یك سنگ
♥منتخب سایت جهانی aosو پربازدید ترین وبلاگـ کشور در سال جاری با بهترین مطالب ♥نظر و تبادل فراموش نشه!
                                                        
الهی به امید تو

♥پربازدیدترین وبلاگ کشور
و بهترین مطالب
مستقل و مستند متنوع
از این نویسنده♥
دلم کمی خدا می خواهد...
کمی سکوت...
دلم دل بریدن می خواهد...
کمی اشک...
کمی بهت...
کمی آغوش آسمانی...
دلم یک کوچه می خواهد بن بست وبی عبور!!!
ویک خدا!!
تا کمی باهم قدم بزنیم.
من از تنهایی هایم بگویم ,از بغضم و او بگوید من همیشه درکنارتم...
همین!!!!

-------------------------
مطالب این وبلاگ ازبوستان مطالب فوق العاده وپربازدیدایران و جهان هست،لطفاصرفابرای علمی که ازمطالبم به دست آوردیدنظربدهید--
خوبم...باور کنید...


..
... ღ ღ ღ...
(¯`v´¯)
`*.¸.*´
¸.•´¸.•*¨) ¸.•*¨)
(¸.•´ (¸.•´ .•´ ¸¸.•¨¯`•¸¸.•



✔سلام.به وبلاگ من خوش اومدین.

✔کپی برداری آزاده.

با ذکر منبع.

✔لطفا تو نظرسنجیم شرکت کنید.

✔لطفا نظر خصوصی ندین.

اگر ببینم چیزه خاصی نیست

خصوصی رو هم تایید میکنم.

✔کد خدمات وبلاگم تو لیست لینک هامه.

خواستید استفاده کنید.

✔اگر مایل به تبادل لینک هستید

منو با اسم دوچوب و یک سنگ
لینک کنید و بگید لینکتون کنم.

✔بازم پیشم بیاین.خوشحال میشم.

✔موفق و پایدار باشید...

_..-♥*°*♥-..~~~ _..-♥*°*♥-.._
☜نویسنده مطالب و مدیر وب :
⇠【سَجــّـــــــٰــــاد ْدٰالْـــــوَنْد‌】

مدیر وبلاگ : سجاد
موضوعات
مطالب پربازدیداخیر
چاکرهمتون
نظرت برام خیلی مهمه جون دادا
چقدر از وبلاگ من راضی هستید؟؟؟








آمار
  • کل بازدید این دو ماه اخیر :
  • بازدیدفقط از طریق یک نفر :
  • بازدید از طریق گوگل :
  • بازدید 12ساعت گذشته :
  • بازدید امروز :
  • تعداد نویسندگان :سجاد دالوندsajjaddal@yahoo.com
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • بروز رسانی :




نوع مطلب : لیلة القدر و شهادت مولانا امیرالمومنین علی علیه السلام، آقاعلی بن موسی الرضا علیه السلام، آلمان قهرمان، ماه مبارک رمضان، جام جهانی جام جهانی، حوزه علمیه، قیام خونین، امام خمینی رحمة الله علیه، اینجا همه چی درهم برهمه، عیدسعید فطر، ولادت امام سجاد(علیه السلام)، کشتی و غیره هاش(قابل توجه بعضیا)، دلنوشته(دلم نوشته)، ستونهای ایران، تصاویرفوق العاده خنده دار، روزجوان و جوان ایرانی، عیدمبعث، سوم خرداد(خرمشهر)، امام موسی کاظم(علیه السلام)، از هر دری، اس تیکه دار، اس سیگار، اس ترکی، اس لری، عکس خنده دار توپ، تک عکسهای بازیگران، عیدمبعث، درد دل در دردودل، جام جهانی کشتی، جام جهانی فوتبال، سوتی بازار، داستانهای ترسناک(نخون شب خوابت نمیبرهآ)، اعتکاف، جوادالأئمه (علیه السلام)، ولادت امیرالمومنین حیدر کرارعلی(علیه السلا)، روزمرد، good، امام هادی (علیه السلام)، سه داستانکها، پولدارشوید، بانک سوال در دوچوب و یک سنگ، ماه رجب و شب آرزوها، آهنگ این وبلاگ، روز معلم، اشتباهاتی که در فیسبوک انجام میدهیم، دانلود کتاب دوچوب و یک سنگ، تصاویر دیدنی و جالب امروز، از طرف دوستان(شماهم میتوانید)، عجیب ولی واقعی، دلنوشته های من نویسنده، لطیفه های دوران جنگ و جبهه، طنز تصویری جدید93، دانلود مستقیم آهنگ های همای، ولادت ام ابیها و روز مادر، شوخی های فیس بوکی و...، تصاویرتوپ خنده دار، بازهم عمل نجاستی شاهین نجفی(کلاغ کوفی)، از هر دری، نماز، فروشگاه نویسنده، عیدتون مبارک، نیازمندان عیدنودوسه، خیلی مهمه باید بدونی، آئین غلط چهارشنبه سوزی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

بازدیدكننده ی عزیز این مطلب رو بدون نظر نذار *تبلیغات هزینه نیست*



1393/02/24 :: نویسنده : سجاد
  • سلام بر دوستان گل خودم  
    لطفا اگه بازدید کننده این وبلاگ هستید به این نکات توجه وعمل کنید
    دوستان عزیزم نظر بدید تا مطالبم رو بهتر ارئه بدم.....
    در بخش خبرنامه این وبلاگ در پایین وبلاگ شرکت کنید تا روزانه بهترین مطالب آنلاین در این وبلاگ و سایتهای پربازدید دیگر براتون بذارم...
    هر آنچه مطلب پر بازدید دارید برای من ارسال کنید تادر این وبلاگ به اسم و لینک خودتون بذارم
    ببخشید سرتون رو درآووردم
    بازم سرمون بزنید





نوع مطلب : اعتکاف، جوادالأئمه (علیه السلام)، ولادت امیرالمومنین حیدر کرارعلی(علیه السلا)، روزمرد، good، امام هادی (علیه السلام)، سه داستانکها، پولدارشوید، بانک سوال در دوچوب و یک سنگ، ماه رجب و شب آرزوها، آهنگ این وبلاگ، روز معلم، اشتباهاتی که در فیسبوک انجام میدهیم، دانلود کتاب دوچوب و یک سنگ، تصاویر دیدنی و جالب امروز، از طرف دوستان(شماهم میتوانید)، عجیب ولی واقعی، دلنوشته های من نویسنده، لطیفه های دوران جنگ و جبهه، طنز تصویری جدید93، دانلود مستقیم آهنگ های همای، ولادت ام ابیها و روز مادر، شوخی های فیس بوکی و...، تصاویرتوپ خنده دار، تصاویر دیدنی و جالب، بازهم عمل نجاستی شاهین نجفی(کلاغ کوفی)، از هر دری، نماز، فروشگاه نویسنده، عیدتون مبارک، نیازمندان عیدنودوسه، خیلی مهمه باید بدونی، آئین غلط چهارشنبه سوزی، عیدفاطمی، عکس بچه های ناز(نی نی)، رهبر، ساعت پخش سریال های سال 93، نظر سنجی، مطالب طنز، بدون شرح، خواهر من ......، ندیدی و نخوندی نصف عمرت بر فنا.، مطالب باحال و خوندنی، خونه تکونی(دل تکونی)، داستانهای عبرت آموز، داستانهای سال نو، روز درختکاری و آقا، عکس طنز، ترول های باحال و خنده دار ، مطالب خفن، خطای دید، فرهنگی، سیاسی، ورزشی، حوادث، آیاشما...؟؟؟، نامگذاری سال جدید به چیست؟؟، سال اسب، سال جدید، داد و بی داد، طنز سال نود و سه، نه بابا(مطالب عجیب و غریب)، جام جهانی 2014، سال یکصدونودوسه، بازی آنلاین، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

بازدیدكننده ی عزیز این مطلب رو بدون نظر نذار *تبلیغات هزینه نیست*



1392/12/16 :: نویسنده : سجاد

سلام

من اومدم با یک نظر سنجیه دیگه :







نظر بده برسه به هزار بترکونه





نوع مطلب : نظر سنجی، مطالب طنز، بدون شرح، خواهر من ......، ندیدی و نخوندی نصف عمرت بر فنا.، مطالب باحال و خوندنی، خونه تکونی(دل تکونی)، داستانهای عبرت آموز، داستانهای سال نو، روز درختکاری و آقا، عکس طنز، ترول های باحال و خنده دار ، مطالب خفن، خطای دید، فرهنگی، سیاسی، ورزشی، حوادث، آیاشما...؟؟؟، نامگذاری سال جدید به چیست؟؟، سال اسب، سال جدید، داد و بی داد، طنز سال نود و سه، نه بابا(مطالب عجیب و غریب)، جام جهانی 2014، سال یکصدونودوسه، سبد کالا، **دهه فجر***، خبر های مذهبی، چون میگذرد غـــــــــــــــــــــــــــــــمـــــــــــــــــــــی نیست...، درمورد دکتر محمود احمدی نژاد(جالب ومهم است که بدانید)، (حوادث)کشتی گیر متهم به قتل تسلیم شد، خانمها به این نقطه از نقاط بدن آقایان بیشتر توجه کنند، عشقی با استاد شهریار، بانک ملی پیش فروش مرغ راآغاز کرد.+عکس، عکسی از زن ذلیل ترین مرد دنیا، روشهای دوست پسرآزاری در حد لالیگا، روشهای ضایع کردن دختر ها(آخر خنده و...)، ماه مبارک رمضان(اعمال,و...)، شعبان المعظم(بزرگ ترین عید مومنین)، در مورد تفسیر قرآن كریم، شهداء شرمنده ایم، طنز وكار یكاتور، ننه علی كیست؟، وای چه رمانتیكه، پدر و مادر در سیگاری شدن نوجوان نقش دارند؟، مهدی صاحب الزمان(عجل الله تعالی فرجه)شرمنده ایم، چگونه یك " احوال پرسی " ساده از مرگ حتمی نجاتم داد ؟، خنده های عمومی، تفاوتهایی بین زنان و مردان، احكام بسیار جالب وخواندنی(حتما نخوانید)، چرا آقایون زود تر از خانوما میمیرند، آداب فین كردن، طنز ورزشی، آدمهای منفی، زن ها بخوانند، مرد ها بخوانند، یكی بود والا 2تا نبود، كد موزیك یكی بود یكی نبود، امام موسی كاظم(علیه السلام)، ارتباط با اجنه،داستان جن,...، سولات امتحانی (اول)و (ودوم) و(سوم) راهنمایی، حیران وسردر گم، ترفند ها وسایر موارد در ایرانسل *بفرما*، نماز وهرچی در مورد نماز، چكار كنیم نماز صبح وشب ومابقی ترك نشود؟، یارانه و حكایات یارانه، زندگی، یكی بود یكی نبود، شبهات در مورد دین اسلام، شبهات در مورد جانشینی امام علی(علیه السلام)، شبكه های شیعه، مناسبات اسلامی، نقد فرقه ها وادیان، كتابخانه، مقالات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

بازدیدكننده ی عزیز این مطلب رو بدون نظر نذار *تبلیغات هزینه نیست*



داستان کوتاه : مرام ما ایرانیان

http://tradea.org/uploads/o/orodism/1542.jpg


پدر فلسفه اردیسم "حکیم ارد بزرگ" جمله بسیار عبرت آموزی دارد او می گوید : (از مردم غمگین نمی توان امید بهروزی و پیشرفت کشور را داشت .) و در جای دیگر می گوید : (آنکه شادی را پاک می کند ، روان آدمیان را به بند کشیده است . )
شادی پی و بن شتاب دهنده رشد و بالندگی جامعه است شاید اگر این موضوع مورد توجه سلوکیان غم پرست و جنگجویان عرب و مغولهای متجاوز بود دامنه حضور آنها در سرزمین های تحت سیطره شان بیش از آن می شد که امروز در تاریخ می خوانیم .
آنچه ایرانیان را محبوب جهانیان نموده وجود خصلت شادی و بزم در میان آنان در طی تاریخ بوده است . خویی که با سکته هایی روبرو بوده اما پاک شدنی نیست . شادی ریشه در پاک زیستی ما دارد برای همین استثمارگر و یاغی نشدیم چون شادی را در دوستی دیدیم همانگونه که حکیم ارد بزرگ می گوید : (شادی کجاست ؟ جایی که همه ارزشمند هستند .) عزت و احترام هم را حفظ می کنیم و یکدیگر را دوست می داریم و به حقوق خویش و هم میهنانمان احترام می گذاریم اینست مرام ما ایرانیان ...





نوع مطلب : ترفند ها وسایر موارد در ایرانسل *بفرما*، داستان طنز وآموزنده، روز پدر، شهادت حضرت زینب كبری (سلام الله علیها)، بزرگ ترین بانک سولات امتحانی برای محصلان پر تلاش، هرچی کد برای وبلاگ میخای بیا اینجا، داستانهای از اهل بیت، به یا ایامی(خاطرات دوره های قدیم)یادش بـــــــــــــــخیر، او خواهد آمد، گناهان كبیره، شكر نعمت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

بازدیدكننده ی عزیز این مطلب رو بدون نظر نذار *تبلیغات هزینه نیست*



کد خبر: ۳۶۴۷۷۱
تاریخ انتشار: ۲۴ آذر ۱۳۹۲ - ۰۹:۳۶ - 15 December 2013
انتشار خبری درباره مرگ عجیب ۲مرد در غسالخانه‌ای در یکی از شهرهای کشور، باعث شگفتی بسیاری از مردم شده است.

به گزارش همشهری، گرچه برخی از وکلای دادگستری این خبر را تأیید کرده‌اند اما مقامات پلیس و قوه قضاییه، از صحت این خبر اظهار بی‌اطلاعی می‌کنند و می‌گویند که هنوز با چنین پرونده‌ای روبه‌رو نشده‌اند.

این ماجرا به زمانی بر می‌گردد که مردی به‌خاطر اینکه شب‌ها خواب به چشمش نمی‌آمد، تصمیم گرفت نزد یک رمال برود و از او کمک بخواهد. وقتی مرد رمال او را دید، به وی گفت که برای رهایی از این مشکل باید به یک غسالخانه برود و از غسال بخواهد که وی را روی تخت غسالخانه، غسل دهد. او تأکید کرد که فقط در این صورت است که مشکل مرد جوان حل می‌شود و وی پس از آن می‌تواند به راحتی بخوابد و خواب ببیند.

این نسخه مرد رمال در ادامه ماجرای عجیب تری را رقم زد؛ چرا که مرد جوان تصمیم گرفت هر طوری شده به یک غسالخانه برود و دستوری را که رمال میانسال داده بود، عملی کند. او برای این کار نزد یکی از غسال‌های شهر رفت و ماجرا را با وی در میان گذاشت و از او کمک خواست. غسال که نسخه رمال را باور کرده بود قبول کرد که به مرد جوان کمک کند و برای غسل‌دادن مرد جوان با او قرار گذاشت.

در روز قرار، مرد جوان راهی غسالخانه شد. آن روز، جسد مردی را که به‌علت بیماری جانش را از دست داده بود برای غسل و شست‌وشو به غسالخانه آورده بودند و مرد غسال سرگرم شست و شوی جنازه بود. وقتی مرد جوان رسید، غسال از او خواست که روی تخت غسالخانه دراز بکشد تا او را هم غسل دهد. وقتی همه‌‌چیز برای اجرای نسخه رمال آماده بود، غسال به طرف مرد جوان رفت تا او را شست و شو دهد اما مرد جوان از وی خواست برای شستن او از لیفی تازه استفاده کند، نه لیفی که با آن مردگان را می‌شوید.

مرد غسال قبول کرد و برای آوردن لیف تازه، تخت غسالخانه را ترک کرد و در همین هنگام خانواده مردی که آن روز فوت شده و جنازه‌اش روی تخت غسالخانه بود، وارد آنجا شدند. آنها با دیدن 2جنازه روی تخت غسالخانه و غیبت مرد غسال تعجب کردند و یکی از آنها با صدای بلند پرسید: «پس غسال کو؟».

در همین هنگام مرد جوان از روی تخت غسالخانه برخاست و گفت: «غسال رفته است تا لیف بیاورد». دیدن مردی که از روی تخت غسالخانه بلند شده و شروع به حرف‌زدن کرده بود، برای خانواده متوفی آنقدر ترسناک بود که یکی از آنها سکته کرد و پس از انتقال به بیمارستان جان باخت.

یکی دیگر نیز چنان وحشت کرد که هنگام فرار، پایش لیز خورد و سرش با زمین برخورد کرد و دچار خونریزی مغزی شد و در نهایت در بیمارستان جان باخت. به این ترتیب غسال و مرد جوان بازداشت شدند و پرونده آنها در حالی در اختیار دادسرا قرار گرفته که هنوز کسی نمی‌دانست جرم آنها چیست.

این ماجرا دهان به دهان بین مردم چرخید و همین باعث شد که برای بررسی صحت و سقم آن با مقامات پلیس و همچنین قضات تماس بگیریم. این در حالی بود که برخی از وکلای دادگستری در گفت‌وگوی تلفنی با همشهری مدعی شدند که این ماجرا صحت دارد و پرونده آن در یکی از شهرهای لرستان یا یزد رسیدگی می‌شود.

با این حال در ادامه پیگیری‌ها با دادستان شهر مورد نظر در لرستان تماس گرفت که وی وجود چنین ماجرایی را تکذیب کرد. همچنین مقامات قضایی در استان یزد گفتند که چنین ماجرایی در آنجا رخ نداده است.

حتی معاون جنایی پلیس آگاهی کشور نیز از وجود چنین پرونده‌ای ابراز بی‌اطلاعی کرد و گفت که این ماجرا به پلیس آگاهی گزارش نشده است.

 با این حال بیشتر مقاماتی که با آنها تماس گرفته شد، مدعی بودند که چنین ماجرایی را شنیده‌اند اما نمی‌دانند که در کدام شهر اتفاق افتاده است.



نوع مطلب : سبد کالا، **دهه فجر***، خبر های مذهبی، چون میگذرد غـــــــــــــــــــــــــــــــمـــــــــــــــــــــی نیست...، درمورد دکتر محمود احمدی نژاد(جالب ومهم است که بدانید)، (حوادث)کشتی گیر متهم به قتل تسلیم شد، خانمها به این نقطه از نقاط بدن آقایان بیشتر توجه کنند، عشقی با استاد شهریار، بانک ملی پیش فروش مرغ راآغاز کرد.+عکس، عکسی از زن ذلیل ترین مرد دنیا، روشهای دوست پسرآزاری در حد لالیگا، روشهای ضایع کردن دختر ها(آخر خنده و...)، ماه مبارک رمضان(اعمال,و...)، شعبان المعظم(بزرگ ترین عید مومنین)، در مورد تفسیر قرآن كریم، شهداء شرمنده ایم، طنز وكار یكاتور، ننه علی كیست؟، وای چه رمانتیكه، پدر و مادر در سیگاری شدن نوجوان نقش دارند؟، مهدی صاحب الزمان(عجل الله تعالی فرجه)شرمنده ایم، چگونه یك " احوال پرسی " ساده از مرگ حتمی نجاتم داد ؟، خنده های عمومی، تفاوتهایی بین زنان و مردان، احكام بسیار جالب وخواندنی(حتما نخوانید)، چرا آقایون زود تر از خانوما میمیرند، آداب فین كردن، طنز ورزشی، آدمهای منفی، زن ها بخوانند، مرد ها بخوانند، یكی بود والا 2تا نبود، كد موزیك یكی بود یكی نبود، امام موسی كاظم(علیه السلام)، ارتباط با اجنه،داستان جن,...، سولات امتحانی (اول)و (ودوم) و(سوم) راهنمایی، حیران وسردر گم، ترفند ها وسایر موارد در ایرانسل *بفرما*، نماز وهرچی در مورد نماز، چكار كنیم نماز صبح وشب ومابقی ترك نشود؟، یارانه و حكایات یارانه، زندگی، یكی بود یكی نبود، شبهات در مورد دین اسلام، شبهات در مورد جانشینی امام علی(علیه السلام)، شبكه های شیعه، مناسبات اسلامی، نقد فرقه ها وادیان، كتابخانه، مقالات، شبهات در مورد قران كریم، شبهات در مورد ولایت فقیه، داستان طنز وآموزنده، روز پدر، شهادت حضرت زینب كبری (سلام الله علیها)، بزرگ ترین بانک سولات امتحانی برای محصلان پر تلاش، هرچی کد برای وبلاگ میخای بیا اینجا، داستانهای از اهل بیت، به یا ایامی(خاطرات دوره های قدیم)یادش بـــــــــــــــخیر، او خواهد آمد، گناهان كبیره، شكر نعمت، زندگی نامه شیهد بزگوار مهدی زین الدین(رحمه الله علیه)، شیطان در كمینگاه، آداب برخورد زن وشوهر، اثبات خداوند، داستان شهداء، داستان شهداء، داستان شهداء، داستان شهداء، داستان شهداء، داستان شهداء، خرمشهر را كی آزاد كرد؟، خرمشهر را كی آزاد كرد؟، خرمشهر را كی آزاد كرد؟، فهرست سوره های قران کریم، فهرست سوره های قران کریم، داستانهای ترسناک15-، نماز(سولات واحکام، فلسفه و...)، نماز(سولات واحکام، فلسفه و...)، در مورد دجال وآخر الزمان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

بازدیدكننده ی عزیز این مطلب رو بدون نظر نذار *تبلیغات هزینه نیست*



1392/11/23 :: نویسنده : سجاد











کی از کشاورزان منطقه ای، همیشه در مسابقه‌ها، جایزه بهترین غله را به ‌دست می‌آورد و به ‌عنوان کشاورز نمونه شناخته شده بود. رقبا و همکارانش، علاقه‌مند شدند راز موفقیتش را بدانند. به همین دلیل، او را زیر نظر گرفتند و مراقب کارهایش بودند. پس از مدتی جستجو، سرانجام با نکته‌ عجیب و جالبی روبرو شدند....

ادامه مطلب


نوع مطلب : سبد کالا، **دهه فجر***، خبر های مذهبی، چون میگذرد غـــــــــــــــــــــــــــــــمـــــــــــــــــــــی نیست...، درمورد دکتر محمود احمدی نژاد(جالب ومهم است که بدانید)، خانمها به این نقطه از نقاط بدن آقایان بیشتر توجه کنند، عشقی با استاد شهریار، بانک ملی پیش فروش مرغ راآغاز کرد.+عکس، عکسی از زن ذلیل ترین مرد دنیا، روشهای دوست پسرآزاری در حد لالیگا، روشهای ضایع کردن دختر ها(آخر خنده و...)، ماه مبارک رمضان(اعمال,و...)، شعبان المعظم(بزرگ ترین عید مومنین)، در مورد تفسیر قرآن كریم، شهداء شرمنده ایم، طنز وكار یكاتور، ننه علی كیست؟، وای چه رمانتیكه، پدر و مادر در سیگاری شدن نوجوان نقش دارند؟، مهدی صاحب الزمان(عجل الله تعالی فرجه)شرمنده ایم، چگونه یك " احوال پرسی " ساده از مرگ حتمی نجاتم داد ؟، خنده های عمومی، تفاوتهایی بین زنان و مردان، احكام بسیار جالب وخواندنی(حتما نخوانید)، چرا آقایون زود تر از خانوما میمیرند، آداب فین كردن، طنز ورزشی، آدمهای منفی، زن ها بخوانند، مرد ها بخوانند، یكی بود والا 2تا نبود، كد موزیك یكی بود یكی نبود، امام موسی كاظم(علیه السلام)، ارتباط با اجنه،داستان جن,...، سولات امتحانی (اول)و (ودوم) و(سوم) راهنمایی، حیران وسردر گم، ترفند ها وسایر موارد در ایرانسل *بفرما*، نماز وهرچی در مورد نماز، چكار كنیم نماز صبح وشب ومابقی ترك نشود؟، یارانه و حكایات یارانه، زندگی، یكی بود یكی نبود، شبهات در مورد دین اسلام، شبهات در مورد جانشینی امام علی(علیه السلام)، شبكه های شیعه، مناسبات اسلامی، نقد فرقه ها وادیان، كتابخانه، مقالات، شبهات در مورد قران كریم، شبهات در مورد ولایت فقیه، داستان طنز وآموزنده، روز پدر، شهادت حضرت زینب كبری (سلام الله علیها)، بزرگ ترین بانک سولات امتحانی برای محصلان پر تلاش، هرچی کد برای وبلاگ میخای بیا اینجا، داستانهای از اهل بیت، به یا ایامی(خاطرات دوره های قدیم)یادش بـــــــــــــــخیر، او خواهد آمد، گناهان كبیره، شكر نعمت، زندگی نامه شیهد بزگوار مهدی زین الدین(رحمه الله علیه)، شیطان در كمینگاه، آداب برخورد زن وشوهر، اثبات خداوند، داستان شهداء، دفاع مقدس، خرمشهر را كی آزاد كرد؟، امام محمد باقر(علیه السلام) ولادت و...، زندگی سیاسی امام هادی (علیه السلام)، از ولادت تا شهادت امام علی(علیه السلام)، فهرست سوره های قران کریم، طنز، زندگانی اهلبیت(علیهم السلام)، چند قدم نزدیک تر به خدا، داستانهای ترسناک15-، نماز(سولات واحکام، فلسفه و...)، پشت یا اونور کنکوریها، در مورد دجال وآخر الزمان، روز مادر، مطلب عاشقانه بسیار جالب، دانلود برنامه كاربردی موبایل، دانلود انواع زنگ موبایل، نرم افزارهای مذهبی موبایل، دانلود نرم افزار وسنگ افزار، بازی آنلاین، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

بازدیدكننده ی عزیز این مطلب رو بدون نظر نذار *تبلیغات هزینه نیست*



یک روز کارمند پستی که به نامههایی که آدرس نامعلوم دارند رسیدگی میکرد متوجه نامه ای شد که روی پاکت آن با خطی لرزان نوشته شده بود نامهای به خدا !
با خودش فکر کرد بهتر است نامه را باز کرده و بخواند.در نامه این طور نوشته شده بود:
خدای عزیزم بیوه زنی هشتادوسه ساله هستم که زندگی ام با حقوق نا چیز باز نشستگی میگذرد. دیروز یک نفر کیف مرا که صد دلار در آن بود دزدید.
این تمام پولی بود که تا پایان ماه باید خرج میکردم. یکشنبه هفته دیگر عید است و من دو نفر از دوستانم را برای شام دعوت کردهام، اما بدون آن پول چیزی نمیتوانم بخرم. هیچ کس را هم ندارم تا از او پول قرض بگیرم . تو ای خدای مهربان تنها امید من هستی به من کمک کن …
کارمند اداره پست خیلی تحت تاثیر قرار گرفت و نامه را به سایر همکارانش نشان داد. نتیجه این شد که همه آنها جیب خود را جستجو کردند و هر کدام چند دلاری روی میز گذاشتند. در پایان نودوشش دلار جمع شد و برای پیرزن فرستادند …
همه کارمندان اداره پست از اینکه توانسته بودند کار خوبی انجام دهند خوشحال بودند. عید به پایان رسید و چند روزی از این ماجرا گذشت، تا این که نامه دیگری از آن پیرزن به اداره پست رسید که روی آن نوشته شده بود: نامهای به خدا !
همه کارمندان جمع شدند تا نامه را باز کرده و بخوانند. مضمون نامه چنین بود :
خدای عزیزم، چگونه میتوانم از کاری که برایم انجام دادی تشکر کنم. با لطف تو توانستم شامی عالی برای دوستانم مهیا کرده و روز خوبی را با هم بگذرانیم. من به آنها گفتم که چه هدیه خوبی برایم فرستادی … البته چهار دلار آن کم بود که مطمئنم کارمندان اداره پست آن را برداشتهاند!!…






نوع مطلب : داستان طنز وآموزنده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

بازدیدكننده ی عزیز این مطلب رو بدون نظر نذار *تبلیغات هزینه نیست*



1391/03/20 :: نویسنده : سجاد

پسری باخانوادش دعواش شد و از خانه زد بیرون و رفت خونه یکی از دوستاش یک ماه موند بعد از یک ماه دختری را سرکوچه میبیند و بهش تیکه میندازد یکی از دوستاش میگه میدونی این کی بود ؟!!!!!!!!
میگه نه!! میگه این خواهر همون رفیقت بود که تو یه ماه خونش
ون بودی .
عذاب وجدان میگیره میره خونه رفیقش .
رفیقش داشت مشروب میخورد به رفیقیش میگه ببخشید من سر کوچه به دختری تیکه انداختم ولی نمی دونستم خواهرتو بود !
دوستش پیکشو میبره بالا میگه به سلامتی رفیقی که یه ماه خونمون خورد ,خوابید ولی خواهرمو نشناخت!!





نوع مطلب : داستان طنز وآموزنده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

بازدیدكننده ی عزیز این مطلب رو بدون نظر نذار *تبلیغات هزینه نیست*



یک مرد بود که تنها بود. یک زن بود که او هم تنها بود . زن به آب رودخانه نگاه می کرد و غمگین بود . مرد به آسمان نگاه می کرد و غمگین بود.
خدا عم آنها را می دید و غمگین بود .
خدا گفت :
شما را دوست دارم پس همدیگر را دوست بدارید و با هم مهربان باشید .

مرد سرش را پایین آورد؛ مرد به آب رودخانه نگاه کرد و در آب زن را دید . زن به آب رودخانه نگاه می کرد، مرد را دید .
خدا به آنها مهربانی بخشید و آنها خوشحال شدند . خدا خوشحال شد و از آسمان باران بارید .
مرد دستهایش را بالای سر زن گرفت تا زیر باران خیس نشود . زن خندید .
خدا به مرد گفت :
به دستهای تو قدرت می دهم تا خانه ای بسازی و هر دو در آن آسوده زندگی کنید .
مرد زیر باران خیس شده بود . زن دستهایش را بالای سر مرد گرفت . مرد خندید .
خدا به زن گفت :
به دستهای تو همه ی زیبایی ها را می بخشم تا خانه ای را که او می سازد، زیبا کنی .
مرد خانه ای ساخت و زن خانه را گرم و زیبا کرد . آنها خوشحال بودند .
خدا خوشحال بود .
یک روز زن ، پرنده ای را دید که به جوجه هایش غذا می داد . دستهایش را به سوی آسمان بلند کرد تا پرنده میان دستهایش بنشیند . اما پرنده نیامد . پرواز کرد و رفت و دستهای زن رو به آسمان ماند . مرد او را دید . کنارش نشست و دستهایش را به سوی آسمان بلند کرد .
خدا دستهای آنها را دید که از مهربانی لبریز بودند . فرشته ها در گوش هم پچ پچی کردند و خندیدند .
خدا خندید و زمین سبز شد .
خدا گفت :
از بهشت شاخه ای گل به شما خواهم داد .
فرشته ها شاخه ای گل به دست مرد دادند . مرد گل را به زن داد و زن آن را در خاک کاشت . خاک خوش بو شد.
پس از آن کودکی متولد شد که گریه می کرد . زن اشک های کودک را می دید و غمگین بود . فرشتها به او آموختند که چگونه طفل را دی آغوش بگیرد و از شیره جانش به بنوشاند .
مرد زن را دید که می خندد . کودکش را دید که شیر می نوشد . بر زمین نشست و پیشانی بر خاک گذاشت .
خدا شوق مرد را دید و خندید . وقتی خدا خندید، پرنده بازگشت و بر شانه ی مرد نشست .
خدا گفت :
با کودک خود مهربان باشید ، تا مهربانی را بیاموزد . راست بگویید ، تا راستگو باشد . گل و آسمان و رود را به او نشان دهید ، تا همیشه به یاد من باشد .
روزهای آفتابی و بارانی از پی هم گذشت . زمین پر شد از گل های رنگارنگ و لابلای گل ها پر شد از بچه هایی که شاد دنبال هم می دویدند و بازی می کردند .
خدا همه چیز و همه جا را می دید .
خدا دید که زیر باران مردی دستهایش را بالای سر زنی گرفته است ، که خیس نشود . زنی را دید که در گوشه ای از خاک با هزاران امید شاخه ی گلی را می کارد .
خدا دستهای بسیاری را دید که به سوی آسمان بلند شده اند و نگاه هایی که در آب رودخانه به دنبال مهربانی
می گردند و پرنده هایی که ...
خدا خوشحال بود
چون دیگر
غیر از او هیچ کس تنها نبود .

 


 





نوع مطلب : داستان طنز وآموزنده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

بازدیدكننده ی عزیز این مطلب رو بدون نظر نذار *تبلیغات هزینه نیست*



داستان جالب امتحان دامادها !! www.miadgah.ir

زنى سه دختر داشت که هر سه ازدواج کرده بودند.
یکروز تصمیم گرفت میزان علاقه‌اى که دامادهایش به او دارند را ارزیابى کند.
یکى از دامادها را به خانه‌اش دعوت کرد و در حالى که در کنار استخر قدم مى‌زدند از قصد وانمود کرد که پایش لیز خورده و خود را درون استخر انداخت.
دامادش فوراً شیرجه رفت توى آب و او را نجات داد.
فردا صبح یک ماشین پژو ٢٠٦ نو جلوى پارکینگ خانه داماد بود و روى شیشه‌اش نوشته بود: «متشکرم! از طرف مادر زنت»
زن همین کار را با داماد دومش هم کرد و این بار هم داماد فوراً شیرجه رفت توى آب وجان زن را نجات داد.
داماد دوم هم فرداى آن روز یک ماشین پژو ٢٠٦ نو هدیه گرفت که روى شیشه‌اش نوشته بود: «متشکرم! از طرف مادر زنت»
نوبت به داماد آخرى رسید.
زن باز هم همان صحنه را تکرار کرد و خود را به داخل استخر انداخت.
امّا داماد از جایش تکان نخورد.
او پیش خود فکر کرد وقتش رسیده که این پیرزن از دنیا برود پس چرا من خودم را به خطر بیاندازم.
همین طور ایستاد تا مادر زنش درآب غرق شد و مرد.
فردا صبح یک ماشین بى‌ام‌و کورسى آخرین مدل جلوى پارکینگ خانه داماد سوم بود که روى شیشه‌اش نوشته بود: «متشکرم! از طرف پدر زنت»





نوع مطلب : داستان طنز وآموزنده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

بازدیدكننده ی عزیز این مطلب رو بدون نظر نذار *تبلیغات هزینه نیست*



بار اولی که رفته بودم تو دفتر مدیر کارخونمون? پیش خودم گفتم اینجا حتما توالتش از توالتای کارگری کارخونه تمیزتره. بد نیست تا اینجا که اومدم یه حالی هم به مستراح جناب مدیر بدم. بعد از اینکه آقای مدیر کارش را به من گفت. سریع رفتم سمت توالت کذایی.

روی در توالت با خطی خوش نوشته شده بود:

"النظافه من الایمان"

در را باز کردم. روبروم با همان خط نوشته شده بود:

"در را آرام ببندید"

برگشتم درو آروم ببندم? دیدم پشت در نوشته:

"هواکش را روشن کنید"

کمی پایین تر نوشته بود:

"در را قفل کنید"

بعد از این جمله بلافاصله یه فلش میرفت به سمت شاسی قفل و دو تا فلش دیگه دور شاسی بود که در دو جهت مخالف چرخیده بودند یکی نوشته بود باز و اون یکی نوشته بود بسته. خلاصه در را قفل کردم و رفتم سمت هواکش که نخش را بکشم. درست زیر نخ روی دیوار نوشته بود:

"در دو مرحله و به آرامی بکشید".

بالاخره رفتم سر کار اصلی.. توالت از نوع ایرانی بود. اینقدر حواسم پرت نوشته ها شده بود که برعکس نشستم. دیدم روی دیوار روبرویی نوشته:

"اخوی برعکس نشستی.برگرد درست بشین!"

دیگه باورم نمیشد که برای اینجا هم ایزو گرفته باشن و به همه چیز فکر شده باشه. (آخه اون موقع ما تازه ایزو گرفته بودیم) غر غر کنان پا شدم و درست نشستم. گلاب به روتون وفتی داشتم کارمو می کردم یهو سرمو بردم رو به بالا. این دیگه باور نکردنی بود. داشتم شاخ درمیاوردم. رو سقف نوشته بود:

"سرت تو کار خودت باشه"

کارم تموم شد و دستمو بردم سمت شلنگ. دیدم نوشته:

"در مصرف آب صرفه جویی کنید"

خلاصه بالای سر شیر آب کاملا مشخص شده بود که کدوم آب سرده? کدوم گرمه و هرکدوم به چه سمتی باز و بسته میشه. شیلنگ را گذاشتم سرجاش پا شدم شلوارمو بکشم بالا دیدم که نوشته:

"سیفون را بکشید"..

بر گشتم سیفون را بکشم که نوشته بود:

" آرام بکشید"..

زیرش هم خیلی ریز نوشته بود:

"زیپ شلوار فراموش نشه"..

جا خوردم. واقعا جا خوردم. آخه زیپ شلوارم رو نبسته بودم. خلاصه ترس برم داشت.. رفتم سر روشویی که دستمو بشورم که دیدم نوشته بود:

"هواکش را خاموش کنید".

رفتم هواکش را هم خاموش کردم و برگشتم دستمو شستمو قفل درو باز کردم و سریع پریدم بیرون.

رییس دفتر جناب مدیر روبروم اسیتاده بود. همچین چپ چپ نگاهم کرد که انگار املاک باباش را غصب کردم. گفت:

"لطفا درو آروم ببندید"

دستمال کاغذی هم رومیزه دستتون را اونجا خشک کنید. رفتم دستمال برداشتم دستمو خشک کردم. اومدم دستمالو بذارم تو جیبم? گفت:

"نه? سطل آشغال اون بغله".

تازه فهمیدم که این ماجراها از گور کی بلند میشه





نوع مطلب : داستان طنز وآموزنده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

بازدیدكننده ی عزیز این مطلب رو بدون نظر نذار *تبلیغات هزینه نیست*





 
   





اول اسمتونو و بعد ایمیلتون رو وارد کنید