تبلیغات
http://icons.iconarchive.com/icons/klukeart/cubes/256/Box-16-Love-icon.png دو چوب و یك سنگ - مطالب شبهات در مورد ولایت فقیه
 
دو چوب و یك سنگ
♥منتخب سایت جهانی aosو پربازدید ترین وبلاگـ کشور در سال جاری با بهترین مطالب ♥نظر و تبادل فراموش نشه!
                                                        
الهی به امید تو

♥پربازدیدترین وبلاگ کشور
و بهترین مطالب
مستقل و مستند متنوع
از این نویسنده♥
دلم کمی خدا می خواهد...
کمی سکوت...
دلم دل بریدن می خواهد...
کمی اشک...
کمی بهت...
کمی آغوش آسمانی...
دلم یک کوچه می خواهد بن بست وبی عبور!!!
ویک خدا!!
تا کمی باهم قدم بزنیم.
من از تنهایی هایم بگویم ,از بغضم و او بگوید من همیشه درکنارتم...
همین!!!!

-------------------------
مطالب این وبلاگ ازبوستان مطالب فوق العاده وپربازدیدایران و جهان هست،لطفاصرفابرای علمی که ازمطالبم به دست آوردیدنظربدهید--
خوبم...باور کنید...


..
... ღ ღ ღ...
(¯`v´¯)
`*.¸.*´
¸.•´¸.•*¨) ¸.•*¨)
(¸.•´ (¸.•´ .•´ ¸¸.•¨¯`•¸¸.•



✔سلام.به وبلاگ من خوش اومدین.

✔کپی برداری آزاده.

با ذکر منبع.

✔لطفا تو نظرسنجیم شرکت کنید.

✔لطفا نظر خصوصی ندین.

اگر ببینم چیزه خاصی نیست

خصوصی رو هم تایید میکنم.

✔کد خدمات وبلاگم تو لیست لینک هامه.

خواستید استفاده کنید.

✔اگر مایل به تبادل لینک هستید

منو با اسم دوچوب و یک سنگ
لینک کنید و بگید لینکتون کنم.

✔بازم پیشم بیاین.خوشحال میشم.

✔موفق و پایدار باشید...

_..-♥*°*♥-..~~~ _..-♥*°*♥-.._
☜نویسنده مطالب و مدیر وب :
⇠【سَجــّـــــــٰــــاد ْدٰالْـــــوَنْد‌】

مدیر وبلاگ : سجاد
موضوعات
مطالب پربازدیداخیر
چاکرهمتون
نظرت برام خیلی مهمه جون دادا
چقدر از وبلاگ من راضی هستید؟؟؟








آمار
  • کل بازدید این دو ماه اخیر :
  • بازدیدفقط از طریق یک نفر :
  • بازدید از طریق گوگل :
  • بازدید 12ساعت گذشته :
  • بازدید امروز :
  • تعداد نویسندگان :سجاد دالوندsajjaddal@yahoo.com
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • بروز رسانی :




نوع مطلب : لیلة القدر و شهادت مولانا امیرالمومنین علی علیه السلام، آقاعلی بن موسی الرضا علیه السلام، آلمان قهرمان، ماه مبارک رمضان، جام جهانی جام جهانی، حوزه علمیه، قیام خونین، امام خمینی رحمة الله علیه، اینجا همه چی درهم برهمه، عیدسعید فطر، ولادت امام سجاد(علیه السلام)، کشتی و غیره هاش(قابل توجه بعضیا)، دلنوشته(دلم نوشته)، ستونهای ایران، تصاویرفوق العاده خنده دار، روزجوان و جوان ایرانی، عیدمبعث، سوم خرداد(خرمشهر)، امام موسی کاظم(علیه السلام)، از هر دری، اس تیکه دار، اس سیگار، اس ترکی، اس لری، عکس خنده دار توپ، تک عکسهای بازیگران، عیدمبعث، درد دل در دردودل، جام جهانی کشتی، جام جهانی فوتبال، سوتی بازار، داستانهای ترسناک(نخون شب خوابت نمیبرهآ)، اعتکاف، جوادالأئمه (علیه السلام)، ولادت امیرالمومنین حیدر کرارعلی(علیه السلا)، روزمرد، good، امام هادی (علیه السلام)، سه داستانکها، پولدارشوید، بانک سوال در دوچوب و یک سنگ، ماه رجب و شب آرزوها، آهنگ این وبلاگ، روز معلم، اشتباهاتی که در فیسبوک انجام میدهیم، دانلود کتاب دوچوب و یک سنگ، تصاویر دیدنی و جالب امروز، از طرف دوستان(شماهم میتوانید)، عجیب ولی واقعی، دلنوشته های من نویسنده، لطیفه های دوران جنگ و جبهه، طنز تصویری جدید93، دانلود مستقیم آهنگ های همای، ولادت ام ابیها و روز مادر، شوخی های فیس بوکی و...، تصاویرتوپ خنده دار، بازهم عمل نجاستی شاهین نجفی(کلاغ کوفی)، از هر دری، نماز، فروشگاه نویسنده، عیدتون مبارک، نیازمندان عیدنودوسه، خیلی مهمه باید بدونی، آئین غلط چهارشنبه سوزی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

بازدیدكننده ی عزیز این مطلب رو بدون نظر نذار *تبلیغات هزینه نیست*



1393/02/24 :: نویسنده : سجاد
  • سلام بر دوستان گل خودم  
    لطفا اگه بازدید کننده این وبلاگ هستید به این نکات توجه وعمل کنید
    دوستان عزیزم نظر بدید تا مطالبم رو بهتر ارئه بدم.....
    در بخش خبرنامه این وبلاگ در پایین وبلاگ شرکت کنید تا روزانه بهترین مطالب آنلاین در این وبلاگ و سایتهای پربازدید دیگر براتون بذارم...
    هر آنچه مطلب پر بازدید دارید برای من ارسال کنید تادر این وبلاگ به اسم و لینک خودتون بذارم
    ببخشید سرتون رو درآووردم
    بازم سرمون بزنید





نوع مطلب : اعتکاف، جوادالأئمه (علیه السلام)، ولادت امیرالمومنین حیدر کرارعلی(علیه السلا)، روزمرد، good، امام هادی (علیه السلام)، سه داستانکها، پولدارشوید، بانک سوال در دوچوب و یک سنگ، ماه رجب و شب آرزوها، آهنگ این وبلاگ، روز معلم، اشتباهاتی که در فیسبوک انجام میدهیم، دانلود کتاب دوچوب و یک سنگ، تصاویر دیدنی و جالب امروز، از طرف دوستان(شماهم میتوانید)، عجیب ولی واقعی، دلنوشته های من نویسنده، لطیفه های دوران جنگ و جبهه، طنز تصویری جدید93، دانلود مستقیم آهنگ های همای، ولادت ام ابیها و روز مادر، شوخی های فیس بوکی و...، تصاویرتوپ خنده دار، تصاویر دیدنی و جالب، بازهم عمل نجاستی شاهین نجفی(کلاغ کوفی)، از هر دری، نماز، فروشگاه نویسنده، عیدتون مبارک، نیازمندان عیدنودوسه، خیلی مهمه باید بدونی، آئین غلط چهارشنبه سوزی، عیدفاطمی، عکس بچه های ناز(نی نی)، رهبر، ساعت پخش سریال های سال 93، نظر سنجی، مطالب طنز، بدون شرح، خواهر من ......، ندیدی و نخوندی نصف عمرت بر فنا.، مطالب باحال و خوندنی، خونه تکونی(دل تکونی)، داستانهای عبرت آموز، داستانهای سال نو، روز درختکاری و آقا، عکس طنز، ترول های باحال و خنده دار ، مطالب خفن، خطای دید، فرهنگی، سیاسی، ورزشی، حوادث، آیاشما...؟؟؟، نامگذاری سال جدید به چیست؟؟، سال اسب، سال جدید، داد و بی داد، طنز سال نود و سه، نه بابا(مطالب عجیب و غریب)، جام جهانی 2014، سال یکصدونودوسه، بازی آنلاین، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

بازدیدكننده ی عزیز این مطلب رو بدون نظر نذار *تبلیغات هزینه نیست*



1392/12/16 :: نویسنده : سجاد

سلام

من اومدم با یک نظر سنجیه دیگه :







نظر بده برسه به هزار بترکونه





نوع مطلب : نظر سنجی، مطالب طنز، بدون شرح، خواهر من ......، ندیدی و نخوندی نصف عمرت بر فنا.، مطالب باحال و خوندنی، خونه تکونی(دل تکونی)، داستانهای عبرت آموز، داستانهای سال نو، روز درختکاری و آقا، عکس طنز، ترول های باحال و خنده دار ، مطالب خفن، خطای دید، فرهنگی، سیاسی، ورزشی، حوادث، آیاشما...؟؟؟، نامگذاری سال جدید به چیست؟؟، سال اسب، سال جدید، داد و بی داد، طنز سال نود و سه، نه بابا(مطالب عجیب و غریب)، جام جهانی 2014، سال یکصدونودوسه، سبد کالا، **دهه فجر***، خبر های مذهبی، چون میگذرد غـــــــــــــــــــــــــــــــمـــــــــــــــــــــی نیست...، درمورد دکتر محمود احمدی نژاد(جالب ومهم است که بدانید)، (حوادث)کشتی گیر متهم به قتل تسلیم شد، خانمها به این نقطه از نقاط بدن آقایان بیشتر توجه کنند، عشقی با استاد شهریار، بانک ملی پیش فروش مرغ راآغاز کرد.+عکس، عکسی از زن ذلیل ترین مرد دنیا، روشهای دوست پسرآزاری در حد لالیگا، روشهای ضایع کردن دختر ها(آخر خنده و...)، ماه مبارک رمضان(اعمال,و...)، شعبان المعظم(بزرگ ترین عید مومنین)، در مورد تفسیر قرآن كریم، شهداء شرمنده ایم، طنز وكار یكاتور، ننه علی كیست؟، وای چه رمانتیكه، پدر و مادر در سیگاری شدن نوجوان نقش دارند؟، مهدی صاحب الزمان(عجل الله تعالی فرجه)شرمنده ایم، چگونه یك " احوال پرسی " ساده از مرگ حتمی نجاتم داد ؟، خنده های عمومی، تفاوتهایی بین زنان و مردان، احكام بسیار جالب وخواندنی(حتما نخوانید)، چرا آقایون زود تر از خانوما میمیرند، آداب فین كردن، طنز ورزشی، آدمهای منفی، زن ها بخوانند، مرد ها بخوانند، یكی بود والا 2تا نبود، كد موزیك یكی بود یكی نبود، امام موسی كاظم(علیه السلام)، ارتباط با اجنه،داستان جن,...، سولات امتحانی (اول)و (ودوم) و(سوم) راهنمایی، حیران وسردر گم، ترفند ها وسایر موارد در ایرانسل *بفرما*، نماز وهرچی در مورد نماز، چكار كنیم نماز صبح وشب ومابقی ترك نشود؟، یارانه و حكایات یارانه، زندگی، یكی بود یكی نبود، شبهات در مورد دین اسلام، شبهات در مورد جانشینی امام علی(علیه السلام)، شبكه های شیعه، مناسبات اسلامی، نقد فرقه ها وادیان، كتابخانه، مقالات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

بازدیدكننده ی عزیز این مطلب رو بدون نظر نذار *تبلیغات هزینه نیست*



کد خبر: ۳۶۴۷۷۱
تاریخ انتشار: ۲۴ آذر ۱۳۹۲ - ۰۹:۳۶ - 15 December 2013
انتشار خبری درباره مرگ عجیب ۲مرد در غسالخانه‌ای در یکی از شهرهای کشور، باعث شگفتی بسیاری از مردم شده است.

به گزارش همشهری، گرچه برخی از وکلای دادگستری این خبر را تأیید کرده‌اند اما مقامات پلیس و قوه قضاییه، از صحت این خبر اظهار بی‌اطلاعی می‌کنند و می‌گویند که هنوز با چنین پرونده‌ای روبه‌رو نشده‌اند.

این ماجرا به زمانی بر می‌گردد که مردی به‌خاطر اینکه شب‌ها خواب به چشمش نمی‌آمد، تصمیم گرفت نزد یک رمال برود و از او کمک بخواهد. وقتی مرد رمال او را دید، به وی گفت که برای رهایی از این مشکل باید به یک غسالخانه برود و از غسال بخواهد که وی را روی تخت غسالخانه، غسل دهد. او تأکید کرد که فقط در این صورت است که مشکل مرد جوان حل می‌شود و وی پس از آن می‌تواند به راحتی بخوابد و خواب ببیند.

این نسخه مرد رمال در ادامه ماجرای عجیب تری را رقم زد؛ چرا که مرد جوان تصمیم گرفت هر طوری شده به یک غسالخانه برود و دستوری را که رمال میانسال داده بود، عملی کند. او برای این کار نزد یکی از غسال‌های شهر رفت و ماجرا را با وی در میان گذاشت و از او کمک خواست. غسال که نسخه رمال را باور کرده بود قبول کرد که به مرد جوان کمک کند و برای غسل‌دادن مرد جوان با او قرار گذاشت.

در روز قرار، مرد جوان راهی غسالخانه شد. آن روز، جسد مردی را که به‌علت بیماری جانش را از دست داده بود برای غسل و شست‌وشو به غسالخانه آورده بودند و مرد غسال سرگرم شست و شوی جنازه بود. وقتی مرد جوان رسید، غسال از او خواست که روی تخت غسالخانه دراز بکشد تا او را هم غسل دهد. وقتی همه‌‌چیز برای اجرای نسخه رمال آماده بود، غسال به طرف مرد جوان رفت تا او را شست و شو دهد اما مرد جوان از وی خواست برای شستن او از لیفی تازه استفاده کند، نه لیفی که با آن مردگان را می‌شوید.

مرد غسال قبول کرد و برای آوردن لیف تازه، تخت غسالخانه را ترک کرد و در همین هنگام خانواده مردی که آن روز فوت شده و جنازه‌اش روی تخت غسالخانه بود، وارد آنجا شدند. آنها با دیدن 2جنازه روی تخت غسالخانه و غیبت مرد غسال تعجب کردند و یکی از آنها با صدای بلند پرسید: «پس غسال کو؟».

در همین هنگام مرد جوان از روی تخت غسالخانه برخاست و گفت: «غسال رفته است تا لیف بیاورد». دیدن مردی که از روی تخت غسالخانه بلند شده و شروع به حرف‌زدن کرده بود، برای خانواده متوفی آنقدر ترسناک بود که یکی از آنها سکته کرد و پس از انتقال به بیمارستان جان باخت.

یکی دیگر نیز چنان وحشت کرد که هنگام فرار، پایش لیز خورد و سرش با زمین برخورد کرد و دچار خونریزی مغزی شد و در نهایت در بیمارستان جان باخت. به این ترتیب غسال و مرد جوان بازداشت شدند و پرونده آنها در حالی در اختیار دادسرا قرار گرفته که هنوز کسی نمی‌دانست جرم آنها چیست.

این ماجرا دهان به دهان بین مردم چرخید و همین باعث شد که برای بررسی صحت و سقم آن با مقامات پلیس و همچنین قضات تماس بگیریم. این در حالی بود که برخی از وکلای دادگستری در گفت‌وگوی تلفنی با همشهری مدعی شدند که این ماجرا صحت دارد و پرونده آن در یکی از شهرهای لرستان یا یزد رسیدگی می‌شود.

با این حال در ادامه پیگیری‌ها با دادستان شهر مورد نظر در لرستان تماس گرفت که وی وجود چنین ماجرایی را تکذیب کرد. همچنین مقامات قضایی در استان یزد گفتند که چنین ماجرایی در آنجا رخ نداده است.

حتی معاون جنایی پلیس آگاهی کشور نیز از وجود چنین پرونده‌ای ابراز بی‌اطلاعی کرد و گفت که این ماجرا به پلیس آگاهی گزارش نشده است.

 با این حال بیشتر مقاماتی که با آنها تماس گرفته شد، مدعی بودند که چنین ماجرایی را شنیده‌اند اما نمی‌دانند که در کدام شهر اتفاق افتاده است.



نوع مطلب : سبد کالا، **دهه فجر***، خبر های مذهبی، چون میگذرد غـــــــــــــــــــــــــــــــمـــــــــــــــــــــی نیست...، درمورد دکتر محمود احمدی نژاد(جالب ومهم است که بدانید)، (حوادث)کشتی گیر متهم به قتل تسلیم شد، خانمها به این نقطه از نقاط بدن آقایان بیشتر توجه کنند، عشقی با استاد شهریار، بانک ملی پیش فروش مرغ راآغاز کرد.+عکس، عکسی از زن ذلیل ترین مرد دنیا، روشهای دوست پسرآزاری در حد لالیگا، روشهای ضایع کردن دختر ها(آخر خنده و...)، ماه مبارک رمضان(اعمال,و...)، شعبان المعظم(بزرگ ترین عید مومنین)، در مورد تفسیر قرآن كریم، شهداء شرمنده ایم، طنز وكار یكاتور، ننه علی كیست؟، وای چه رمانتیكه، پدر و مادر در سیگاری شدن نوجوان نقش دارند؟، مهدی صاحب الزمان(عجل الله تعالی فرجه)شرمنده ایم، چگونه یك " احوال پرسی " ساده از مرگ حتمی نجاتم داد ؟، خنده های عمومی، تفاوتهایی بین زنان و مردان، احكام بسیار جالب وخواندنی(حتما نخوانید)، چرا آقایون زود تر از خانوما میمیرند، آداب فین كردن، طنز ورزشی، آدمهای منفی، زن ها بخوانند، مرد ها بخوانند، یكی بود والا 2تا نبود، كد موزیك یكی بود یكی نبود، امام موسی كاظم(علیه السلام)، ارتباط با اجنه،داستان جن,...، سولات امتحانی (اول)و (ودوم) و(سوم) راهنمایی، حیران وسردر گم، ترفند ها وسایر موارد در ایرانسل *بفرما*، نماز وهرچی در مورد نماز، چكار كنیم نماز صبح وشب ومابقی ترك نشود؟، یارانه و حكایات یارانه، زندگی، یكی بود یكی نبود، شبهات در مورد دین اسلام، شبهات در مورد جانشینی امام علی(علیه السلام)، شبكه های شیعه، مناسبات اسلامی، نقد فرقه ها وادیان، كتابخانه، مقالات، شبهات در مورد قران كریم، شبهات در مورد ولایت فقیه، داستان طنز وآموزنده، روز پدر، شهادت حضرت زینب كبری (سلام الله علیها)، بزرگ ترین بانک سولات امتحانی برای محصلان پر تلاش، هرچی کد برای وبلاگ میخای بیا اینجا، داستانهای از اهل بیت، به یا ایامی(خاطرات دوره های قدیم)یادش بـــــــــــــــخیر، او خواهد آمد، گناهان كبیره، شكر نعمت، زندگی نامه شیهد بزگوار مهدی زین الدین(رحمه الله علیه)، شیطان در كمینگاه، آداب برخورد زن وشوهر، اثبات خداوند، داستان شهداء، داستان شهداء، داستان شهداء، داستان شهداء، داستان شهداء، داستان شهداء، خرمشهر را كی آزاد كرد؟، خرمشهر را كی آزاد كرد؟، خرمشهر را كی آزاد كرد؟، فهرست سوره های قران کریم، فهرست سوره های قران کریم، داستانهای ترسناک15-، نماز(سولات واحکام، فلسفه و...)، نماز(سولات واحکام، فلسفه و...)، در مورد دجال وآخر الزمان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

بازدیدكننده ی عزیز این مطلب رو بدون نظر نذار *تبلیغات هزینه نیست*



1392/11/23 :: نویسنده : سجاد











کی از کشاورزان منطقه ای، همیشه در مسابقه‌ها، جایزه بهترین غله را به ‌دست می‌آورد و به ‌عنوان کشاورز نمونه شناخته شده بود. رقبا و همکارانش، علاقه‌مند شدند راز موفقیتش را بدانند. به همین دلیل، او را زیر نظر گرفتند و مراقب کارهایش بودند. پس از مدتی جستجو، سرانجام با نکته‌ عجیب و جالبی روبرو شدند....

ادامه مطلب


نوع مطلب : سبد کالا، **دهه فجر***، خبر های مذهبی، چون میگذرد غـــــــــــــــــــــــــــــــمـــــــــــــــــــــی نیست...، درمورد دکتر محمود احمدی نژاد(جالب ومهم است که بدانید)، خانمها به این نقطه از نقاط بدن آقایان بیشتر توجه کنند، عشقی با استاد شهریار، بانک ملی پیش فروش مرغ راآغاز کرد.+عکس، عکسی از زن ذلیل ترین مرد دنیا، روشهای دوست پسرآزاری در حد لالیگا، روشهای ضایع کردن دختر ها(آخر خنده و...)، ماه مبارک رمضان(اعمال,و...)، شعبان المعظم(بزرگ ترین عید مومنین)، در مورد تفسیر قرآن كریم، شهداء شرمنده ایم، طنز وكار یكاتور، ننه علی كیست؟، وای چه رمانتیكه، پدر و مادر در سیگاری شدن نوجوان نقش دارند؟، مهدی صاحب الزمان(عجل الله تعالی فرجه)شرمنده ایم، چگونه یك " احوال پرسی " ساده از مرگ حتمی نجاتم داد ؟، خنده های عمومی، تفاوتهایی بین زنان و مردان، احكام بسیار جالب وخواندنی(حتما نخوانید)، چرا آقایون زود تر از خانوما میمیرند، آداب فین كردن، طنز ورزشی، آدمهای منفی، زن ها بخوانند، مرد ها بخوانند، یكی بود والا 2تا نبود، كد موزیك یكی بود یكی نبود، امام موسی كاظم(علیه السلام)، ارتباط با اجنه،داستان جن,...، سولات امتحانی (اول)و (ودوم) و(سوم) راهنمایی، حیران وسردر گم، ترفند ها وسایر موارد در ایرانسل *بفرما*، نماز وهرچی در مورد نماز، چكار كنیم نماز صبح وشب ومابقی ترك نشود؟، یارانه و حكایات یارانه، زندگی، یكی بود یكی نبود، شبهات در مورد دین اسلام، شبهات در مورد جانشینی امام علی(علیه السلام)، شبكه های شیعه، مناسبات اسلامی، نقد فرقه ها وادیان، كتابخانه، مقالات، شبهات در مورد قران كریم، شبهات در مورد ولایت فقیه، داستان طنز وآموزنده، روز پدر، شهادت حضرت زینب كبری (سلام الله علیها)، بزرگ ترین بانک سولات امتحانی برای محصلان پر تلاش، هرچی کد برای وبلاگ میخای بیا اینجا، داستانهای از اهل بیت، به یا ایامی(خاطرات دوره های قدیم)یادش بـــــــــــــــخیر، او خواهد آمد، گناهان كبیره، شكر نعمت، زندگی نامه شیهد بزگوار مهدی زین الدین(رحمه الله علیه)، شیطان در كمینگاه، آداب برخورد زن وشوهر، اثبات خداوند، داستان شهداء، دفاع مقدس، خرمشهر را كی آزاد كرد؟، امام محمد باقر(علیه السلام) ولادت و...، زندگی سیاسی امام هادی (علیه السلام)، از ولادت تا شهادت امام علی(علیه السلام)، فهرست سوره های قران کریم، طنز، زندگانی اهلبیت(علیهم السلام)، چند قدم نزدیک تر به خدا، داستانهای ترسناک15-، نماز(سولات واحکام، فلسفه و...)، پشت یا اونور کنکوریها، در مورد دجال وآخر الزمان، روز مادر، مطلب عاشقانه بسیار جالب، دانلود برنامه كاربردی موبایل، دانلود انواع زنگ موبایل، نرم افزارهای مذهبی موبایل، دانلود نرم افزار وسنگ افزار، بازی آنلاین، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

بازدیدكننده ی عزیز این مطلب رو بدون نظر نذار *تبلیغات هزینه نیست*



س(فردیس): می‌گویند آقای صانعی در یک سخنرانی گفته است: اسلام عقل جمعی را ارجح می‌شمرد. حتی پیامبر اکرم (ص) در کارهایشان مشورت می‌کردند، پس خلاف نص صریح قرآن، سنت و عقل است که یک نفر برای هفتاد میلیون تصمیم بگیرد.


(فردیس): می‌گویند آقای صانعی در یک سخنرانی گفته است: اسلام عقل جمعی را ارجح می‌شمرد. حتی پیامبر اکرم (ص) در کارهایشان مشورت می‌کردند، پس خلاف نص صریح قرآن، سنت و عقل است که یک نفر برای هفتاد میلیون تصمیم بگیرد.

این شبه حرف تازه‌ای نیست. اگر آقای صانعی چنین گفته باشد، این حرف را به تقلید از ضد انقلاب در ابتدای انقلاب و پس از آن گفته است. اما، چه کسی گفته است را کنار گذاشته و به چه گفته می‌پردازیم:

یکی از شیوه‌های ضد تبلیغ بر علیه اسلام ناب این است که از جانب اسلام موضوعی را به غلط طرح می‌کنند و سپس آن غلط مطروح خود را زیر سؤال برده و رد می‌کنند. مطلب فوق نیز همه‌ی وجوهش غلط است. نه چنین است پیامبر اکرم (ص) در امور رسالتش مشورت کند و نه چنین است که در ایران یک نفر [که لابد منظور ولی فقیه] برای هفتاد میلیون تصمیم بگیرد. بلکه این یک جوی است که هر دو طرف را می‌کوبد.

لذا چون مطلب بسیار مهمی است، لازم است به نکات ذیل که در دو فصل بیان می‌گردد، با دقت تمام توجه شود:

فصل اول: عقل، مشورت، شورا، اکثریت:

الف - «عقل» همیشه رجحان دارد. حتی خدا و حقانیت پیامبر (ص) و وحی را نیز با عقل می‌شناسیم. عقل جمعی و فردی ندارد و منظور از «عقل جمعی» نیز کنایه‌ای از رأی اکثریت است. پس از اگر رأی اکثریت عقلی نباشد، هیچ رجحانی ندارد. چنان چه وقتی پیامبران مبعوث شدند، اکثریت امتشان کافر و مشرک و بت پرست بودند و اگر قرار بود به رأی اکثریت کاری کنند، باید دست از دعوت می‌کشند. امروز نیز کفار و بت‌پرست‌ها در خاور دور مثل چین و ژاپن و یا هندوستان و ... کافر و بت‌پرست هستند و در کربلا نیز اکثریت با یزیدیان بود. پس آن چه رجحان دارد، عقل است. اما چون هر کس بهره‌ی از عقل دارد، آرای مبتنی بر عقل یک جمع، گاهی می‌تواند بهتر از یک نفر باشد.

ب – پیامبر اکرم (ص) هیچ گاه در امور خودشان با مردم مشورت نمی‌کردند، چرا که امور ایشان همان امور الهی است و خداوند نیز در امورش با کسی مشورت نمی‌کند، بلکه ربوبیت و الوهیت می‌نماید و نیازی هم به مشورت ندارد.

خداوند به پیامبرش وحی نمود:

«وَ اتَّبِعْ ما یُوحى‏ إِلَیْكَ وَ اصْبِرْ حَتَّى یَحْكُمَ اللَّهُ وَ هُوَ خَیْرُ الْحاكِمینَ» (یونس - 109)

ترجمه: و آنچه به سویت وحى مى‏شود پیروى كن و خویشتن‏دارى نما، تا خدا (بین تو و قومت) حكم كند كه او بهترین حاكمان است‏.

و در ضمن امر نمود که رأی اکثریت مردم پیروی نکن، چون اکثریت گمراه هستند. اکثریت تابع ظن و گمان و نظریه و فرضیه هستند، اکثریت به خاطر منافع و آمالشان دروغ می‌گویند. لذا اگر تابع اکثریت باشی، حتماً تو را به گمراهی می‌کشند:

«وَ إِنْ تُطِعْ أَكْثَرَ مَنْ فِی الْأَرْضِ یُضِلُّوكَ عَنْ سَبیلِ اللَّهِ إِنْ یَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ وَ إِنْ هُمْ إِلاَّ یَخْرُصُونَ» (الأنعام -116)

ترجمه: اگر اكثر مردم روى زمین را اطاعت كنى تو را از راه خدا گمراه خواهند كرد كه جز گمان را پیروى نمى‏كنند و جز تخمین نمى‏زنند.

بدیهی است که پیامبر خدا نیز به جز امر او را اطاعت نمی‌نماید، لذا درباره‌ی ایشان نیز به ما فرمود:

«وَ مَا یَنطِقُ عَنِ الهَْوَى * إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْىٌ یُوحَى * عَلَّمَهُ شَدِیدُ الْقُوَى»‏(النجم، 3 تا 5)

ترجمه: و هرگز از روى هوى و هوس سخن نمى‏گوید * آنچه مى‏گوید به جز وحیى كه به وى مى‏شود نمى‏باشد * اسرارى است كه شدید القوى (جبرئیل ) به وى آموخته است.

بلکه در آیه‌ی مربوط به مشاوره (آل عمران – 159)، به پیامبر اکرم (ص) امر شد که وقتی این مردم به سوی تو می‌آیند، به کثرت خطاهایشان نگاه نکن، بلکه ملاطفت کن، تو برایشان استغفار کن و در امورشان با آنها مشورت کن و سپس تصمیم را هم خودت بگیر و بر خدا توکل کن.

ج – نکته‌ی دیگر آن که فرق است میان «مشورت» و «شورا». در مشورت انسان با دیگران مشورت می‌کند و در نهایت خودش تصمیم می‌گیرد، اما در شورا اعضا نظرشان را می‌دهند و سپس رأی می‌گیرند و رأی اکثریت حاکم می‌شود (هر چند که رأی یک نفر از‌ آن جمع عاقلانه‌تر باشد).

د – پس آن چه اهمیت دارد، رأی عقلانی است و رأی عقلانی نیز عین رأی اسلامی است،‌ چون اسلام نه تنها منافاتی با عقل ندارد، بلکه عین عقل است و هر کجا که عقل دیگر امکان ورود نداشت، به وحی مدد می‌گردد.

حال اگر عده‌ای عاقل و مسلمان دور هم جمع شدند و شورایی تشکیل دادند و در موضوعی رأی دادند، نتیجه‌ی حاصله به هیچ وجه حاصل «عقل جمعی» نیست، بلکه محصول «رأی اکثریت» است و چون اکثریت مسلمان و عاقل بودند، مقبول می‌افتد. پس رأی اکثریت نیز به شرط انطباق با عقل و اسلام که عین هم هستند ارزشمند است. به این می‌گویند: «مردم سالاری اسلامی».

فصل دوم – ولایت فقیه:

حال برگردیم به صورت مسئله‌ی غلط «تصمیم یک نفر برای هفتاد میلیون نفر که منظور ولی فقیه است».

واژه ولایت فقیه مرکب از دو کلمه‌ی «ولایت» به معنای رهبری [خواه ولایت خدا باشد یا شیطان] است و منظور از فقیه نیز کسی است که در فقه علم، تبحر و اجتهاد دارد. و منظور از فقه نیز قوانین و احکام الهی و اسلامی است. پس در اصل «ولایت فقه» است که شخص آن می‌شود «ولی فقیه».

حال موضوع را بررسی کنیم:

وقتی مردم مسلمان و عاقل جمع می‌شوند و به صورت اکثریت قاطع خواهان جایگزین حکومت اسلامی به جای سلطنت می‌شوند، رأی عقلانی اکثریت محقق است.

وقتی اکثریت مردم در یک جامعه، ولایت فقه اسلامی، یعنی تبعیت از قوانین و احکام الهی را به تبعیت از قوانین اروپایی ترجیح دادند، رأی عقلانی اکثریت است.

وقتی مردم قانون اساسی بلژیکی نظام پادشاهی را کنار گذاشتند و به قانون اساسی حکومت اسلامی رأی دادند، تصمیم اکثریت است.

وقتی مردم، ولایت (رهبری) یک مجتهد و فقیه جامع‌الشرایط را به ولایت یک شاه یا ولایت طاغوت‌های بزرگ‌تر مانند آمریکا را انتخاب کردند، می‌شود رأی عقلانی اکثریت.

حال ولی فقیه چگونه عمل می‌کند؟ آیا به رأی اکثریت می‌گرود، مثلاً اگر اکثریت خواستند امام حسین (ع) را بکشند، او هم رضایت می‌دهد، یا مثل امام خمینی (ره) در زمان بنی‌صدر که دم از اکثریت می‌زد، می‌گوید: اگر همه یک طرف باشند و من یک طرف، به راه خودم ادامه می‌دهم. یعنی اصل اسلام است و نه اکثریت. اما در جامعه‌ای که حکومت اسلامی برقرار است و اکثریت نیز مسلمان و اسلامخواه هستند، البته رأی اکثریت (مردم سالاری دینی) حاکم و جاری می‌گردد.

وقتی مردم مجلسی تشکیل می‌دهند که قانون اساسی را تدوین کنند، وقتی پس از این تدوین خودشان به آن رأی می‌دهند، وقتی مردم با رأی خودشان افراد مجلس خبرگان را برای تعیین رهبر و نظارت بر عملکرد او انتخاب می‌کنند، وقتی مردم با رأی خودشان نمایندگانی انتخاب می‌کنند‌ که مجلس شورای اسلامی را تشکیل ‌دهند و قوانین را در آنجا بررسی، تدوین و مصوب کنند، وقتی مردم با رأی اکثریت خودشان رئیس جمهور انتخاب می‌کنند تا با ساز و کار و امکانات (قوه مجریه) آن مصوبات را جاری کند، وقتی مردم با رأی خودشان شورای شهر انتخاب می‌کنند، وقتی با رأی خودشان شهردار انتخاب می‌کنند و ...، دیگر نمی‌توان متهم کرد که یک نفر برای هفتاد میلیون تصمیم می‌گیرد.

بلکه یک نفر رهبری یک نظام سیاسی را بر عهده می‌گیرد که در هر نظامی همین‌طور است. آیا در آمریکا پس از انتخاب رئیس جمهوری می‌گویند: چرا یک نفر تصمیم می‌گیرد؟! پس این یک سخن فقط یک جوسازی مبتنی بر افترا است






نوع مطلب : شبهات در مورد ولایت فقیه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

بازدیدكننده ی عزیز این مطلب رو بدون نظر نذار *تبلیغات هزینه نیست*



انتخاب آیت الله خامنه‏ای به عنوان رهبری هنگامی صورت گرفت که افرادی از جمله آیت الله منتظری از ایشان اعلم بودند...، آیت الله خامنه‏ای 20سال بعد از رهبری، هنوز هم رساله‏ای منتشر نکرده‏اند...،آیت الله خامنه ای در کلاس سطح خارج خودشان به شرح حدثی می پردازند، امری که روال عادی در سطوح پایین حوزه است... موارد یاد شده نمایی از فهرست شبهاتی است که به صورت سازماندهی شده پیرامون صلاحیت و توانایی رهبر معظم انقلاب اسلامی مطرح می شود.مقاله زیر بخشی از شبهات یادشده را پاسخ می‏گوید.

 

ضرورت حکومت

بدیهی است که حکومت برای جوامع انسانی ضرورت دارد و به همین دلیل در تمام دنیا حکومت بوده و هست. حضرت علی (علیه‌السلام) می‌فرمایند: «لابد للناس من امیر بر أو فاجر».[1]

وجود حاکم برای مردم لازم و ضروری است چه عادل و نیکوکار باشد چه فاجر، یعنی وجود حاکم در هر صورت بهتر از نبودن آن است. طبیعی است حاکم خوب به طور قطع از حاکم فاجر بهتر است.

اسلام دینی است که دارای مجموعه‌ای کامل از احکام، عقاید و ارزش‌هاست و مراد از سیاست، آیین کشورداری و روش اداره‌ی جامعه است به صورتی که مصالح دنیوی و اخروی جامعه لحاظ شود. برای این که بدانیم آیا اسلام سیاست دارد یا نه؟ باید به خود اسلام مراجعه کرد. روشن است که اسلام برای زندگی و روابط اجتماعی، برای طلاق، ازدواج، معاملات و تجارت، تربیت فرزند، قرض، رهن، جنگ، صلح، حقوق مدنی، حقوق جزایی، حقوق بین الملل نیز دستور دارد و درباره‌ی آن‌ها سخن گفته است. به عنوان مثال، در مورد قرض دادن، قرآن می‌گوید: «اگر پولی به کسی قرض دادید از او رسید بگیرید و پول را در حضور دو شاهد به او بدهید، اگر اتفاقاً قلم و کاغذی نبود تا رسید بگیرید، کسی هم نیست تا شاهد باشد رهن بگیرید.»[2] آیا این دین راجع به اداره‌ی امور جامعه و تنظیم روابط اجتماعی سخنی ندارد؟

نظریه‌ی «ولایت فقیه» مبتنی بر اصل جدا نبودن دین از سیاست است یعنی دین اسلام برای اداره‌ی جامعه دستور دارد.[3]

اگر حکومت برای جامعه ضرورت دارد و اسلام هم به عنوان خاتم ادیان و بهترین آیین برای اداره‌ی جامعه برنامه ارایه داده، عالی‌ترین و مطلوب‌ترین شکل حکومت‌داری این است که در رأس آن شخصی قرار گیرد که هیچ اشتباه و خطایی نداشته باشد و به طور مطلق نفع خود و نزدیکانش را در امور حکومت لحاظ نکند.

شرایط حاکم

اگر عالی‌ترین فرد برای تصدی امر حکومت موجود نبود شخصی باید جایگزین گردد که نزدیک‌ترین حالت به او را دارا باشد یعنی کسی که به لحاظ تقوا، سیاست و آگاهی به دین از دیگران بالاتر باشد. حضرت علی(علیه‌السلام) می‌فرمایند: «ایها الناس ان احق الناس بهذا الامر اقواهم علیه واعلمهم بامرالله فیه؛ سزاوارترین مردم به امر حکومت و خلافت اقوی و اعلم آن‌ها به دستورات خداست.»[4]

«اقواهم» یعنی احسنهم سیاسة واعلمهم یعنی اکثرهم علماً.[5] پس کسی سزاوارتر است که سیاست، مدیریت و تدبیرش بیش از دیگران باشد و به کتاب خدا و سنت او عالم‌تر و در عمل با تقواتر باشد. تصور این که شخصی که سیاست‌مدارتر، مدیر، مدبرتر، با تقواتر و عالم‌تر است حکومت کند،‌مستلزم تصدیق آن است یعنی هیچ عقلی نمی‌پذیرد غیر سیاست‌مدار، بی‌تقوا و غیر عالم حکومت کند.

در این‌جا مناسب است اشکال «آیت‌الله منتظری» استاد جناب «کدیور» مطرح شود که ایشان گفتند که شرط ولایت فقیه، اعلمیت فقهی است[6] و ایشان(مقام معظم رهبری) اعلم نیستند پس صلاحیت ندارند. این اشکال، بسیار اشکال خوبی است و برای تقویت اشکال می‌توان از کلام آقای کدیور استفاده کرد که مدعی است حضرت آیت‌الله منتظری استاد مقام معظم رهبری هستند پس ایشان اعلم فقهی نیستند در نتیجه صلاحیت رهبری، ندارند.


آیات عظام اراکی، گلپایگانی، مرعشی نجفی هم مرجع بودند و هم استاد آقای منتظری و از ایشان هم اعلم‌تر بودند، پس به طور منطقی ایشان نباید قائم مقامی را می‌پذیرفتند و لذا پذیرش قائم مقامی معلوم می‌کند که اعلمیت فقهی و استاد بودن شرط نیست بلکه باید اعلم فقهی، اقوی در سیاست و اتقی باشد.
این اشکال دقیقاً مصداق همان ضرب‌المثل معروف «یک بام و دو هوا» است. چگونه ممکن است انسان عاقل دو اعتقاد کاملاً متناقض داشته باشد، آیا اعلمیت فقهی شرط است یا نه؟ اگر شرط است چرا خود آقای منتظری قائم مقامی را پذیرفتند. چون وقتی ایشان به عنوان قائم مقام انتخاب شدند، آیات عظام اراکی، گلپایگانی، مرعشی نجفی هم مرجع بودند و هم استاد آقای منتظری و از ایشان هم اعلم‌تر بودند، پس به طور منطقی ایشان نباید قائم مقامی را می‌پذیرفتند و لذا پذیرش قائم مقامی معلوم می‌کند که اعلمیت فقهی و استاد بودن شرط نیست بلکه باید اعلم فقهی، اقوی در سیاست و اتقی باشد. حال اگر کسی که هر 3 را نداشت، کسی انتخاب می‌شود که در مجموع برتر باشد و این عقلانی است و «آیت‌الله حایری شیرازی» فرمودند: «برای رهبری، اعلم بودن در مجموعه‌ی علوم مورد نیاز وی شرط است[7]و در مورد مقام معظم رهبری هم، برتری مجموعی لحاظ شد.» هم‌چنان که «آیت‌الله مشکینی» فرمودند: «مقام معظم رهبری در مجموع سیاست، فقه و تقوی از همه بالاتر است و به رهبری انتخاب شدند.»[8]

آقای کدیور فراموش کردند که استاد آقای منتظری- حضرت امام(ره)- هم ایشان را نصیحت کردند که شما صلاحیت دخالت در امور سیاسی را ندارید و بهتر است فقه تدریس کنید ولی استاد کدیور- آقای منتظری- گوش نکردند.

صلاحیت رهبری از منظر بزرگان

اما در مورد صلاحیت ایشان برای رهبری می‌گوییم بر مبنای قانون، مجلس خبرگانی که به قول شما یک دست نبودند، مقام معظم رهبری را سزاوارتر برای حکومت تشخیص دادند و مراجع و علمای دیگر هم ایشان را تأیید کردند:

آیت‌الله شهید دستغیب: «آقای خامنه‌ای مقام نمی‌خواهد، مقام بر روی او اثر نمی‌گذارد.»[9]

حضرت آیت‌الله حسن‌زاده: «کسی است که دنیا شکارش نکرده است.»[10]

آقای خلخالی از اعضای مجلس خبرگان در روز رأی‌گیری برای رهبر به نقل از امام خمینی(ره): «از نظر من هیچ‌کس در روی کره‌ی زمین از آسیدعلی آقا، بهتر نیست.»[11]

آیت‌الله موسوی اردبیلی به نقل از امام(ره): «من نظرم را به احمد آقا و هاشمی گفته‌ام و احدی را در روی کره‌ی زمین بهتر از آسیدعلی‌آقا برای رهبری نمی‌دانم.»[12]

آیت‌الله هاشمی رفسنجانی که مورد قبول شماست در روز انتخاب رهبری در مجلس خبرگان می‌گوید: «حاج احمدآقا زنگ زدند که اگر می‌خواهید روح امام شاد شود اعلام کنید که امام بارها به ما گفتند که آقای خامنه‌ای را مطرح کنید. حاج احمدآقا به من گفتند که امروز یک تکلیف است و حداقل حرف مرا در مجلس بزنید.»

آقای هاشمی گفتند: «حالا یک مطلب را من بگویم؛ بنده بارها خدمت امام رسیدم و هر بار که رفتم امام به من گفتند تا دیر نشده آسیدعلی‌‌آقا را مطرح کنید.»[13] [البته آقای هاشمی قایل به شورایی بودن رهبر بود و حرف حضرت امام را هم بعد مطرح کردند.]

آقای آذری قمی از اعضای مجلس خبرگان در روز رأی‌گیری برای رهبری به آقای خامنه‌ای گفتند شما بپذیرید مگر ما مرده‌ایم: «ما کمک می‌کنیم»، رهبری گفتند: «ما شما را می‌شناسیم، در دوره‌های مختلف شما را امتحان کرده‌ایم، این مطلبی را که شما گفتید 10 سال آینده هم می‌گویید؟ 10 سال دیگر نخواهید گفت هرجا مقابل شما مطلبی علم شود که شما نپذیرید مقابلش می‌ایستید.» در همین هنگام آقای آذری قمی عمامه‌اش را برداشت و دو دستی محکم به سرش زد و گفت: «خدا از من نگذرد اگر قرار باشد من 10 سال آینده مقابل شما بایستم.»[14] و ما در حدود 10 سال بعد شاهد مخالفت شدید آقای آذری قمی با رهبری بودیم.

حضرت آیت‌الله سیستانی: «امروز سربلندی و عزت اسلام در گرو عزت جمهوری اسلامی ایران است و عزت و سربلندی جمهوری اسلامی ایران نیز در گرو سربلندی و موفقیت آیت‌الله خامنه‌ای می‌باشد.»[15]

حضرت آیت‌الله اراکی: «انتخاب شایسته‌ی شما برای رهبری نظام موجب اطمینان و امید ملت ایران است.»[16] [به خلاف عباس عبدی که انتخاب ایشان را موجب شکاف می‌داند.[17]]

حضرت آیت‌الله گلپایگانی: «تأییدات شما را در امر رهبری نظام جمهوری اسلامی از خدای متعال مسئلت می‌کنم.»[18] [بعد از رأی نیاوردن شورایی بودن رهبری، حضرت آیت‌الله گلپایگانی از جمله‌ی افرادی بودند که برای رهبری ایشان در قم با ایشان صحبت شد ولی ایشان نپذیرفتند بنابراین، دروغ است که گفته شود رهبری خود را تحمیل کرد یا مسایل جنگ تأثیر گذاشت چون رهبری و هاشمی قایل به شورایی بودن حکومت بودند و آیت‌الله یزدی و عده‌ای به جد به دنبال رهبری آیت‌الله گلپایگانی بودند.]

حضرت آیت‌الله مرعشی نجفی: «این جانب رهبری شما برای نظام جمهوری اسلامی را تأیید می‌کنم.»[19]

حضرت آیت‌الله میرزا هاشم آملی: «انتخاب شایسته‌ی جناب‌عالی از سوی مجلس خبرگان موجب امید و آرامش شد زیرا شما شخصیتی متفکر و اسلام‌شناس و دارای بینش عمیق هستید.»[20]
حضرت آیت‌الله بهاءالدینی: «امام بهتر از آقای خامنه‌ای کسی را نداشت و اگر داشت معرفی می‌کرد.»[21]

ایشان حتی مدت‌ها قبل از رحلت امام فرموده‌اند: «البته هیچ‌کس حا‌ج ‌آقا روح الله نمی‌شود ولی آقای خامنه‌ای از همه به امام نزدیک‌تر است. کسی که ما به او امیدواریم، آقای خامنه‌ای است. شما از ما قبول نمی‌کنید و تعجب می‌کنید ولی این دید ماست و نزد ما محرز است که سیدعلی خامنه‌ای رهبر می‌شود.»[22]

بعد از انتخاب حضرت آقا به رهبری، فرمودند: «من از همان زمان رهبری را در آقای خامنه‌ای می‌دیدم چرا که ایشان ذخیره‌ی الهی بعد از امام امت است باید او را در اهدافش یاری کنیم. باید توجه داشته باشیم که مخالفت با ولی فقیه کار ساده‌ای نیست.»[23]

حضرت آیت‌الله صافی گلپایگانی: «تقویت آقای خامنه‌ای، تقویت نظام و انقلاب است. چه کسی از ایشان مؤمن‌تر و دل‌سوزتر»[24]

حضرت آیت‌الله مشکینی: «با توضیح عرض می‌کنم که حضرت آیت‌الله خامنه‌ای‌(مدّ ظلّه‌العالی) واجد مقام فقاهت، اجتهاد و قدرت استنباط احکام شرعی که از شرایط رهبری است، می‌باشد؛ هم‌چنان ‌که ایشان سایر شرایط و لایت امّت و رهبری جامعه‌ی اسلامی را به بهترین شکل داراست. به همین جهت واجب است بر همه‌ی مسلمانان عالم از شیعه و سنّی...که ایشان را به ‌عنوان ولیّ امر مسلمین بدانند.[25]

حضرت آیت‌الله جوادی آملی: «ما اجتهاد و عدالت حضرت آیت‌الله خامنه‌ای (دامت برکاته) را تأیید می‌کنیم.»[26]

حضرت آیت‌الله صالحی مازندرانی: «حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بهترین، پاکیزه‌ترین و گواراترین ثمره‌ای است که شجره‌ی طیبه‌‌ی مجلس خبرگان به امت اسلامی تقدیم کرده است.»[27]


آیت‌الله یوسف صانعی: به عنوان یک مسأله‌ی شرعی می‌گویم که تخلف از فرمان آیت الله خامنه‌ای گناه و معصیتی است بزرگ و رد بر او رد بر امام صادق(علیه‌السلام) و رد بر امام صادق(علیه‌السلام) رد بر رسول الله(صلی‌الله‌علیه‌وآله) و رد بر رسول الله رد بر الله و موجب خروج از ولایت الله و ورود به ولایت شیطان است.
آیت‌الله یوسف صانعی: «آیت‌الله خامنه‌ای نه تنها مجتهد مسلم می‌باشد بلکه فقیه جامع الشرایط واجب الاتباع می‌باشد.[28]من به عنوان یک مسأله‌ی شرعی می‌گویم که تخلف از فرمان آیت الله خامنه‌ای گناه و معصیتی است بزرگ و رد بر او رد بر امام صادق(علیه‌السلام) و رد بر امام صادق(علیه‌السلام) رد بر رسول الله(صلی‌الله‌علیه‌وآله) و رد بر رسول الله رد بر الله و موجب خروج از ولایت الله و ورود به ولایت شیطان است. در نظام جمهوری اسلامی، افشاگری معنا ندارد. در نظام جمهوری اسلامی مملکت حساب دارد. دادگستری که دادگستری دیروز نیست، افشاگری می‌کنید برای چه؟ مگر مجلس نیست؟ مگر کمیسیون اصل نود نیست؟ مگر دادرسی نیست؟ مگر دیوان‌عالی عدالت اداری نیست؟ مگر دادگاه و دادسرای انقلاب نیست؟ مگر قانون اساسی نیست؟ فردای قیامت باید جواب‌گو باشد.[29]

آیت‌الله رفسنجانی: «تمامی مناصبی که آیت‌الله خامنه‌ای قبول کردند با اصرار دیگران بوده و در قلب این مرد غیر از اطاعت خدا، خدمت و ادای فریضه‌ی الهی چیز دیگری وجود ندارد.»[30]
آیت‌الله منتظری: «از خداوند متعال مسئلت می‌نمایم. جناب‌عالی را که فردی لایق، متعهد، دل‌سوز و در دوران مبارزات و انقلاب تجربه‌ها آموخته و همواره مورد حمایت رهبر بزرگ انقلاب بوده‌اید. در انجام مسؤولیت خطیر رهبری که مجلس خبرگان به جناب‌عالی محول نموده یاری کند.»[31]

فقه ما علاوه بر امور شخصی، شامل امور اجتماعی و سیاسی هم می‌شود. حضرت امام(ره) فقیه اعلم را کسی می‌دانست که علاوه بر احاطه‌ی فقهی در احکام فردی، در احکام اجتماعی و سیاسی نیز صاحب نظر و مجتهد باشد.

ایشان می‌فرمایند: «مهم شناخت درست حکومت و جامعه است که براساس آن نظام اسلامی بتواند به نفع مسلمانان برنامه‌ریزی کند، وحدت رویه و عمل ضروری است و همین جاست که اجتهاد مصطلح در حوزه‌ها کافی نمی‌باشد بلکه یک فرد اگر اعلم در علوم معهود حوزه‌ها هم باشد ولی نتواند مصالح جامعه را تشخیص دهد و در زمینه‌ی اجتماعی و سیاسی فاقد بینش صحیح و قدرت تصمیم‌گیری باشد این فرد در مسایل اجتماعی و حکومتی مجتهد نیست و نمی‌تواند زمام جامعه را به دست بگیرد.»[32]

این‌که خود اعاظم، مراجع و خبرگان، ایشان را اصلح دانسته‌اند معنایی جز این ندارد که ایشان در مجموع تقوی، سیاست و علم (فقه شخصی، سیاسی و اجتماعی) از بقیه برتر است بنابراین حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در زمان انتخاب به عنوان رهبری نظام علاوه بر اجتهاد مسلم در امور فردی در فقه سیاسی و اجتماعی مجتهد اعلم بودند، چنان‌که حضرت آیت‌الله جوادی و حضرت آیت‌الله مکارم شیرازی ایشان را در امور اجتماعی اعلم می‌دانند.

آقای علی محمد بشارتی، وزیر کشور وقت می‏گوید که بعد از صدور قطع‌نامه‌ی 598 از سوی سازمان ملل، فشارهای زیادی از سوی کشورهای قدرتمند دنیا بر ما وارد ‌شد؛ تا قطع‌نامه را بپذیریم. در همان ایام، خاویار پرزدکوئیار، دبیر کل وقت سازمان ملل متحد، برای رایزنی‌های لازم به ایران آمد. یکی از برنامه‌های وی، ملاقات با رییس‌جمهور، آیت‌الله خامنه‌ای، بود. پس ازملاقات، خاویارپرزدکوئیار به من گفت:

رییس‌جمهور شما در کدام دانشگاه سیاسی فارغ‌التحصیل شد‌ه ‌است؟ من از چند دانشگاه معتبر دنیا، مدرک دکترای علوم سیاسی دارم و بیش از 30 سال است که کار سیاسی‌می‌کنم و اکنون 10 سال است که دبیر کل سازمان‌ملل ‌متحد می‌باشم. در این مدت، کم‌تر شخصیت سیاسی و رییس جمهوری هست که وی را ندیده و با او گفت‌وگو نکرده باشم، ولی تاکنون شخصیتی سیاست‌مدارتر و هوشمندتر از رییس‌جمهور شما ندیده‌ام.[33]

ادامه دارد....

 

--------------------------------------------------------------------------------


[1]. نهج البلاغه ، خطبه‌ی 40.

[2].بقره،282 .

[3].ولایت فقیه، آیت الله مصباح، ص32 .

[4].نهج البلاغه، خطبه‌ی171.

[5].شرح نهج البلاغه ابن ابی‌الحدید، ج9، ص329.

[6].سخنرانی ایشان در 13 رجب 1374 .

[7].مجله‌ی‌حکومت‌اسلامی،شماره‌ی8، شرط اعلم بودن دررهبری؛ ر.ک: همان، نظرآیت‌الله صابری‌همدانی، خبرگان وشرایط رهبری.

[8].خطبه‌های نماز جمعه‌ی قم، سال 1374.

[9].ویژه نامه‌ی امتداد، شماره‌ی52 .

[10].خبرگزاری فارس، 1/10/88؛ سایت تبیان، 2/10/88 .

[11].روزنامه‌ی کیهان، 16/3/89 ؛ ر.ک: روزنامه‌ی رسالت، 16/3/68 .

[12].همان .

[13].همان .

[14].همان؛ ویژه نامه‌ی تداوم آفتاب روزنامه‌ی جام جم، مرداد 1387 .

[15].روزنامه‌ی جوان، 12/2/89 .

[16].جرعه نوش کوثر، مؤسسه قدر و ولایت، ص 275.

[17].روزنامه‌ی سیاست، 2/7/79 .

[18].مرجعیة سماحة آیة الله العظمی السید علی الخامنه‌ای، جمعی از فضلای حوزه‌ی علمیه‌ی قم ؛ ر.ک: روزنامه جمهوری اسلامی، 22/3/68 .

[19].همان .

[20].همان .

[21].سیری درآفاق، حسین حیدری کاشانی .

[22].آیت بصیرت، سید حسین شفیعی، ص 147 .

[23].همان، ص 131 .

[24].روزنامه‌ی کیهان، 21/6/89 .

[25].مرجعیة سماحة آیةالله العظمی السیدعلی الخامنه‌ای، جمعی از فضلای حوزه‌ی علمیهه‌ی قم .

[26].همان .

[27].ویژه نامه تداوم آفتاب روزنامه‌ی جام جم، مرداد 1387 .

[28].کتاب دررالفوائد فی اجوبه القائد، ص17 ؛ مرجعیت، سازمان تبلیغات اسلامی، ص 27 ؛ حکایت نامه سلاله زهرا، ص225.

 

[29].مروری بر مواضع گذشته آیت‌الله صانعی به روایت اسناد، احمد نجفی، به نقل از مرکز اسناد انقلاب اسلامی.

[30].ویژهنامهتداوامآفتابروزنامهجامجم، مرداد 1387 .

[31].نشریه ارزشها، شماره 76، نامه آیت الله منتظری به مقام معظم رهبری بعد از ارتحال حضرت امام .

[32].صحیفه نور، ج 3، ص 37 .

[33].پرتو سخن، ش 82 ، به نقل از علی محمد بشارتی .(*)





نوع مطلب : شبهات در مورد ولایت فقیه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

بازدیدكننده ی عزیز این مطلب رو بدون نظر نذار *تبلیغات هزینه نیست*



ش: چرا باید از ولایت فقیه پیروی كنیم؟ و بر فرض این كه باید پیروی كنیم چه دلیلی بر برحق بودن و عادل بودن ولی فقیه وجود دارد؟ و چه كسی گفته او باید ولی فقیه بماند و از كجا معلوم كه او مورد تایید امام عصر (عج) هست؟


 شبهه»: علت «باید اطاعت از ولی‌فقیه، همان وجوب اطاعت از «فقه» و احکام الهی است که اطاعت از مرجعیت را به دنبال می‌آورد. «ولی‌فقیه» نیز یک «مرجع» است، با این تفاوت که حیطه‌ی عملکرد او از مسائل شخصی گذشته و مسائل اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، حکومتی و ... را نیز در بر می‌گیرد. چرا که فقه اسلام نیز منحصر به طهارت و غسل و کفن نمی‌باشد.

الف - همان‌طور که بر همه‌ی مسلمانان واجب است تا عبادت، تجارت، ازدواج ... و همه‌ی امورشان بر اساس احکام الهی باشد، واجب است که حکومت‌شان نیز یک حکومت اسلامی باشد، چرا که تا حکومت اسلامی نباشد، اجرای احکام الهی ممکن نیست. لذا همان‌طور که در سایر احکام انسان یا باید خودش مجتهد باشد و یا از یک مجتهد تقلید نموده و مطیع او باشد، در حکومت نیز همین‌طور است. منتهی با این تفاوت که مجتهدین و  مراجعی که در میان مردم شناخته شده هستند و مردم در آنها قابلیت اداره‌ی جامعه‌ی را می‌بینند، از میان خود یک نفر را که حایز شرایط کامل‌تری است انتخاب می کنند. و سپس همان فقه اسلامی [چه در تشیع و چه در تسنن]، اطاعت از او را برای همگان و حتی سایر مجتهدین واجب می‌نماید.

بدیهی است این «وجوب»، عین عقل است. نمی‌شود که انسان مسلمان باشد، اما غیر مسلمان و بر اساس احکامی خارج از اسلام بر او حکومت نماید. و نمی‌شود که حکومت اسلامی باشد، اما غیر فقیه مجتهد رهبری آن را بر عهده بگیرد و نیز نمی‌شود که «ولی فقیه» باشد، اما اطاعتش دلبخواهی باشد.

دقت فرمایید که «ولایت» یک مقوله‌ی منحصر به تشیع یا اسلام نیست. هر کسی ولایتی را [چه در امور شخصی و چه اجتماعی و سیاسی]، خواه ولایت «الله» باشد و خواه ولایت «طاغوت».

ب – اما در خصوص بر حق و عادل بودن نیز، راهش همان است که «فقه اسلامی» برای ثبوت عدالت یک مجتهد تبیین کرده است. در فقه اسلام بیان شده است که اکثریت «عدالت» یک امام جماعت یا یک مجتهد یا مرجع را تأیید کردند، برای حکم به عدالت کافیست. پس اگر اکثریت علما، مجتهدین، مراجع، و مردم و نمایندگانشان در مجلس خبرگان آن را تأیید کردند، دیگر جایی برای شک و تردید نیست. و این شک هیچ رجحان عقلی ندارد.

ج – اما این که چه گفته او همیشه بماند. هیچ کس چنین سخنی نگفته است. بلکه انتخاب و نیز ابقای «ولی فقیه» در یک حکومت، باید ساز و کار تعریف شده‌ای داشته باشد که منطبق با فقه باشد. چنان چه حتی انتخاب یک شهردار، فرماندار یا وکیل مجلس نیز در هر حکومتی از ساز و کار خود برخوردار است. در نظام جمهوری اسلامی ایران و قانون اساسی‌اش نیز تعاریف و چارچوب‌های بسیار معین و مشخصی برای انتخاب یا ابقا و تداوم رهبری تحت عنوان «ولایت فقیه» تعریف شده است. پس هر گاه آن شرایط محقق نگردد و یا اصلاً مردم نخواهند که حکومتشان اسلامی باشد، رهبر یا ولی فقیه تغییر می‌یابد.

د – و اما تأیید امام زمان (عج). همه‌ی مؤمنین تحت تأییدات و الطاف حضرت ولی عصر (عج) می‌باشند، تا آنجا که خود می‌فرمایند: «هرگز در مراعات شما اهمالی نمی‌کنیم و هرگز یاد شما را فراموش نمی نماییم که اگر غیر از بود، بلاها و دشمنان شما را نابود می‌کرد». وقتی این تأیید برای تک به تک شیعیان وجود دارد، چطور ممکن است برای جامعه و حکومت اسلامی آنها وجود نداشته باشد؟ چنان چه شاهد تأییدات ایشان [که در همان دور شدن فتنه‌ها، بلاها، مکرها و آثارشان تجلی می‌یابد] در هر زمان بوده‌ایم.





نوع مطلب : شبهات در مورد ولایت فقیه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

بازدیدكننده ی عزیز این مطلب رو بدون نظر نذار *تبلیغات هزینه نیست*



1391/03/20 :: نویسنده : سجاد
1391/03/20 :: نویسنده : سجاد

به گزارش جهان آیت الله امجد در سخنانی که به مناسبت مراسم سوگواری حضرت زینب(س) در قم برگزار شد، توضیحات کاملی درباره نامه منتشر شده به مسئولان کشور را ارائه کرد و از کسانی که سعی دارند ایشان را در مقابل رهبری و نظام قرار دهند، شدیدا تبری جست.

دست های بسیاری با اختلال در نظم کشور می خواهند عملکرد غلط خود را به نام نظام و رهبری تمام کنند.

به گزارش جهان آیت الله امجد در سخنانی که به مناسبت مراسم سوگواری حضرت زینب(س) در قم برگزار شد، توضیحات کاملی درباره نامه منتشر شده به مسئولان کشور را ارائه کرد و از کسانی که سعی دارند ایشان را در مقابل رهبری و نظام قرار دهند، شدیدا تبری جست.

به گزارش خبرآنلاین آیت الله امجد گفت:" این نامه مقاصد نادرست بسیاری را برای ما معلوم کرد و اعتراض من در این نامه به مسئولان اجرایی کشور است که در بدنه های مختلف نظام رسوخ کرده و موجب اختلال در کارهای مردم می شوند."

این استاد اخلاق در سخنرانی خود با انتقاد شدید از عده ای از مسئولان اجرایی کشور افزود: "دست های بسیاری با اختلال در نظم کشور می خواهند عملکرد غلط خود را به نام نظام و رهبری تمام کنند که من منتظرم در آینده دست ها و نیت پلید آنها را رو خواهم کرد."

وی با اشاره به اینکه نامه بنده در دفاع از نظام و رهبری بوده است تاکید کرد: "اصلا مخاطب نامه من کلیت نظام جمهوری اسلامی و رهبری نبوده و بنده عامل توازن در جامعه هستم و اگر در این سال ها سکوت کرده ام به همین دلیل بوده اس و به حول و قوه الهی دست هایی را که به این کشور خیانت می کنند شناسایی و رو خواهم کرد."

آیت الله امجد ادامه داد: خانمی را که در مدت اخیر در فرودگاه با برخوردهای زشت پاسپورتش را گرفته اند و مانع خروج او شده اند را من به خوبی می شناسم و با کسانی را چنین برخوردی کرده اند و با این برخورد ها، مقاصد سیاسی را دنبال می کنند تا به نظام و مردم خدشه وارد کنند باید برخورد جدی شود.

همچنین حجت الاسلام حسین فتحی از نزدیکان آیت الله امجد به خبرآنلاین گفت :" اخبار درج شده درباره آیت الله امجد کاملا دروغ بافی رسانه هاست. "

وی درباره سایت منسوب به آیت الله امجد گفت:" ایشان هیچ سایتی نداشته اند که فیلتر شود و وبلاگی منسوب به ایشان بوده که آن هم توسط یکی از مریدان جوان حاج آقا فعالیت می کرده است و به دلیل انتشار برخی موارد از سوی بلاگفا و طبق قوانین بلاگفا بسته شده است که هیچ ارتباطی با آیت الله امجد ندارد."

وی با ابراز تاسف از مواضع برخی دوستان نزدیک و مریدان گذشته درس اخلاق افزود: " از همه مریدان و علاقه مندان آیت الله امجد می خواهم که فریب شایعات و دروغ بافی های رسانه ها را نخورند و بدانند که مواضع ایشان همچون گذشته روشن است. "







نوع مطلب : شبهات در مورد ولایت فقیه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

بازدیدكننده ی عزیز این مطلب رو بدون نظر نذار *تبلیغات هزینه نیست*



خبرگزاری فارس: در پی انتشار یك مطلب طنز هجو آمیز در سایت‌های مخالف جمهوری اسلامی ایران، یك روزنامه افغان با جدی فرض كردن این مطلب، خبرگزاری فارس و ایران را متهم به اختلاف افكنی میان مسلمانان كرد.

به گزارش فارس، انتشار یک طنز درباره “کشف قرآن قدیمی با 115 سوره در اطراف قم” در یکی از سایت‌های مخالف جمهوری اسلامی ایران، روزنامه افغان را به خطا انداخت و سبب شد اتهاماتی را به خبرگزاری فارس و ایران وارد کند.

به گزارش فارس، وبلاگ “گامرون” به نویسندگی “شایگان اسفندیاری” با هدف مخالفت با نظام جمهوری اسلامی ایران مطالبی را منتشر می‌كند که به تازگی خبری جعلی با عنوان “كشف یك قرآن خطی با 115 سوره در بیابان های قم” را منتشر کرده است.

نویسنده این وبلاگ در خبر خیالی و ساختگی خود که آن را به خبرگزاری فارس منتسب کرده، آورده است که در پی حفاری‌گروهی از باستان شناسان در اطراف شهر قم، یك جلد قرآن كریم با قدمت 1400 سال کشف شده که 115 سال دارد.

نویسنده در صفحه اول وبلاگ خود بصورت بزرگ به مخاطبان اعلام كرده كه “خواننده ی محترم، بیشتر مطالب این وبلاگ طنز هستند، لطفاً قبل از خواندن مطلب به بخش و دسته ای که مطلب در آن منتشر شده دقت بفرمایید، مطالبی که در بخش‌های سرگرمی، طنز سیاسی و طنز اجتماعی قرار دارند واقعی نیستند. در ضمن من با خبرگزاری فارس و رجانیوز شوخی دارم و برای همین همیشه از آنها نقل قول می‌كنم”.

در پی انتشار این مطلب مزورانه، برخی سایت‌های ضد انقلاب مانند “بالاترین” از فرصت استفاده كرده و این خبر را بازتاب داده اند.

متاسفانه روزنامه “ویسا” چاپ افغانستان که این خبر را از طریق یک اعلامیه دریافت کرده است، بدون تحقیق درباره منبع، صحت و یا سقم این خبر، بلافاصله به قضاوت و موضع‌گیری علیه جمهوری اسلامی ایران پرداخته است.

این روزنامه در مطلبی با عنوان “توطئه دیگر شیطانی كه در حال تكوین است” نسبت به این طنز واکنش نشان داده است.

نویسنده این مطلب در روزنامه ویسا خود مدعی است که این خبر منتسب به فارس را از طریق یک اطلاعیه که احتمالاً در شیطان‌خانه‌های كابل كه فعالیت زیر زمینی دارد، دریافت کرده نه از طریق سایت خبرگزاری فارس.

اصول خبری می‌طلبد که پیش از واکنش نشان دادن به خبری درباره صحت و سقم آن تحقیق شود، آن هم خبری با این درجه اهمیت که یکی از ارکان اسلام یعنی قرآن کریم و همچنین یکی از صحابه‌های گرامی رسول اکرم به هجو گرفته می‌شود.

در پایان مطلب نیز روزنامه ویسا مدعی شده كه پشت صحنه این ماجرا غرب و یهود و نصاری قرار دارند، حال آن که نویسنده خود ناآگاهانه در دام تفرقه افکنانه غرب میان 2 کشور اسلامی افتاده است.

در همین راستا به منظور آگاهی مخاطبان از حقیقت ماجرا نكاتی به شرح ذیل بیان می ‌شود:

1- نویسنده وبلاگی که این خبر منتسب به فارس در آن منتشر شده با صراحت تمام اعلام كرده كه با خبرگزاری فارس شوخی دارد و مطالبی كه در این وبلاگ منتشر می شود كاملا خیالی است و وجود خارجی ندارد، بعبارتی دیگر كاملاً ساختگی و طنز است.

2- این مطلب در سایت‌های ضد انقلابی مانند بالاترین منتشر شده كه از یك طرف منبع این خبر وبلاگ نامبرده معرفی شده و از طرف دیگر خط و مشی این شبكه اجتماعی كاملا ضد انقلاب و موضعی مغرضانه علیه سایت‌های انقلابی مانند خبرگزاری فارس دارد.

3- نویسنده یادداشت روزنامه ویسا اشاره كرده كه واقعیت ماجرا معلوم نیست و به نقل از یك بیانیه كه خود مدعی شده توسط جریان های شیطانی در كابل منشتر شده، قضاوت را برعهده مخاطبان و دستگاهها و ارگان های افغانستان واگذار كرده در حالیكه منبع خبر كاملاً مشخص و واضح است و متهم كردن حلقه‌های مذهبی نزدیك به قم در این ماجرا پذیرفتنی نیست.

4- متاسفانه در سال‌های اخیر مشاهده می‌شود که خبرهایی بی پایه و بی بنیان مانند این، سبب ایجاد جوی ضد ایرانی در افغانستان می‌شوند و افغان‌ها بدون تحقیق به دام پهن شده افتاده و علیه جمهوری اسلامی ایران به شدت واکنش نشان می‌دهند. کشورهای غربی حاضر در افغانستان به سرکردگی آمریکا هرگز چشم دیدن روابط حسنه بین ایران و افغانستان را ندارند به همین دلیل با خبرسازی دروغ و ایجاد فضای ضد ایرانی در افغانستان، اذهان افغان‌ها را علیه جمهوری اسلامی تحریک می‌کنند.

5- به نظر می‌رسد همانگونه كه نویسنده احتمال داده، دست‌های غرب و جریانات شیطانی با این علم كه در روز جهانی قدس كه ملت‌های مسلمان ایران و افغانستان با مشت‌های گره كرده نابودی رژیم صهیونیستی و استكبار و نظام سلطه را فریاد ‌می زنند، در توطئه‌ای طراحی شده این بیانیه را در سطح وسیعی در سطح شهر كابل توزیع كرده تا بتوانند این روز بزرگ را كم رنگ جلوه دهند. اما هم ملت ایران و هم ملت افغانستان بخوبی می‌دانند كه مسلمانان امت واحده هستند چه شهروند افغان باشند و چه ایرانی.

6- ای کاش ویسا در قالب رفتاری حرفه ای، ابتدا کنکاشی در مورد صحت و درستی خبر و انتشار آن در خبرگزاری فارس صورت می داد و سپس اقدام به تحلیل و انعکاس آن می کرد.

7- این نخستین باری نیست که برخی رسانه های معاند جمهوری اسلامی ایران در افغانستان اقدام به تبلیغات سوء و تلاش برای مخدوش کردن چهره جمهوری اسلامی ایران می نمایند و البته همانگونه که نویسنده اشاره نموده است.

یاد داشتی بر توضیحنامۀ نا موجه خبرگزاری فارس در مورد یک مطلب نشر شده در روزنامۀ ویسا:

ما افغانها بحیث جزئی از امت اسلامی کاملاً برین باور هستیم که امت مسلمه حیثیت یک جسد واحد را دارد، و بقول حضرت علامه اقبال (رح)

تمییز رنگ و بو بر ما حرام است

که ما پر وردۀ یک نو بهاریم

در حدیثی از پیامبر گرامیاسلام آمده است که مسلمانان حیثیت جسد واحد را دارند که هر گاه عضوی از آن بدرد آید همۀ وجود رامتأثیر میسازد، بناأً ما تمام امت مسلمه را برادر خود میخوانیم و میدانیم؛ غم آنها را غم خود و شادی آنان را شادی خود میدانیم و هرگز به خط کشیها در بین وجود واحد امت مسلمه قایل نیستیم؛ ولی هرگز روانمیداریم و شایسته و قابل تحمل نمیدانیم که عقاید مسلمانان خواه به هر عنوانی مورد استهزا گرفته شود و تا حدی که بخداوند (ج) پیامبر (ص) و یک صحابی بزرگ دروغ بسته شود و یک صحابی جلیل القدر دیگر مورد اهانت قرار بگیرد. ما نمیخواهیم دامنه این بحث به منازعه در مورد عقاید سنی و شعیه کشانیده شود؛ اما این را هم باید فراموش نکنیم که تفاوتهای مذهبی را میدانیم و اظهاراتی که درین رابطه شده از آن بی اطلاع نیستیم؛ ولی خیر امت مسلمه درین است که افراد و پیروان مذاهب با هم زندگی مسالمت آمیز داشته باشند، ما به یاد داریم که اما شهید حسن البنا (رح) در زمان حیات شان، اساس دارالتقریب بین المذاهب الاسلامی را گذاشت که در کنفرانسها و جلساتی که به این ارتباط دایر کردند، علمای اهل تشیع هم اشتراک داشتند و این واقعاً یک آغاز نیک بود که متأسفانه دنبال نگردید.

ولی در آنچه که در نوشتۀ منتشره در روزنامۀ ویسا بدان اشاره رفته است توهین بسیار صریح به دین مقدس اسلام صورت گرفته که به هیچوجه من الوجوه قابل تحمل نیست ولی در آنچه بعنوان اعتراض در مورد نوشتۀ منتشره در روز نامۀ ویسا آمده حیثیت «عذر بدتر از گناه» را دارد نوشته یی که در ویسا بر آن اعتراضی شده «طنز هجو آمیز» خوانده شده است که این در حقیقت یک گریز ماهرانه از پذیرش یک حرکت مجرمانه است. از طرف دیگر در نوشتۀ منتشره در ویسا خواسته شده بود حلقاتی که اینچنین حرکت به آنها منسوب شده میتواند موقف خود را روشن کنند، ولی تا اکنون آنها مهر سکوت بر لب نهاده اند و درین نوشتۀ خبر گزاری فارس هم که در حقیقت به یک توجیه نا درست توسل جسته شده است به صراحت در مورد محکوم نمودن چنین اظهاراتی ذکری بعمل نیامده است، اصلاً طنز و تمسخر در مورد مسایل مؤمن به که بین سنی و شعیه مشترک است چه معنا دارد؟ آیا چنین حرکات با نشر کارتونهایی که در دنمارک به عنوان اهانت به اسلام صورت گرفت تفاوت دارد؟

اگر چنین حرکت های را هم طنز تلقی کنیم، حلقات منحرف فکری و اعتقادی هر روز بدان متوسل خواهند شد





نوع مطلب : شبهات در مورد ولایت فقیه، 
برچسب ها : خبر گذاری فارس،
لینک های مرتبط :

بازدیدكننده ی عزیز این مطلب رو بدون نظر نذار *تبلیغات هزینه نیست*



http://www.atynews.com/files/fa/news/1389/12/13/16930_139.jpg

برنامه 'زمزم احکام' رادیو معارف در ایام نهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی سعی کرده با استفاده از کارشناسان حوزوی به سوالات مخاطبان خود پیرامون انتخابات پاسخ دهد.

سوال:

در مناقب العتره ابن فهد حلی آمده است:
> رسول خدا صل الله علیه واله وسلم فرمودند : وای بر امت من از شورای کبری و
> شورای صغری عرض شد این دو شورا چه وقت خواهد بود؟ فرمود شورای کبری بعد از وفات من برای غصب خلافت برادرم و حق دخترم برپا خواهد شدو شورای صغری در غبیت کبری و در زورا (تهران) برای تغییر سنت من و تبدیل احکام واقع خواهد شد. به گمانم منظور پیامبر از شورای صغری همان شورای خبرگان است که پس از ۱۴۰۰ سال اصل ولایت فقیه (سنت جدید) را در تهران بنیان نمودند!!! جواب شما چیه؟

پاسخ:

منظور از زوراء در بسیاری از احادیث بغداد است نه تهران. در هیج متن تاریخی از تهران به عنوان زورا نام برده نشده اما در چندین حدیث در بحارالانوار از زورا ( بغداد) به عنوان مرکز خلافت بنی عباس نام برده شده است. ضمنا احادیث ذکر شده در این مطلب از نظر سند خیلی قابل اعتماد نیست . البته برخی معتقدند این حدیث جعلی است زیرا یکی از راویان این قصه « سهل بن زیاد » است که دروغگو و ضعیف و غالی بوده ( رجال النجاشی، ص 185 ) و همچنین روایاتش فاسد بوده است ( رجال ابن داود ص 460 ) همچنین یکی دیگر از راویان این قصه « بکر بن صالح » بوده که فردی بسیار ضعیف بوده ( رجال النجاشی، ص 109 و رجال العلامة ص 209 و رجال ابن داود ص 432 ) و قابل اعتماد نیست

امیدوارم قانع شده باشید




نوع مطلب : شبهات در مورد ولایت فقیه، 
برچسب ها : آخرین استفتاءرهبر در مورد انتخابات، رهبر من، طلای ناب رهبر است،
لینک های مرتبط :

بازدیدكننده ی عزیز این مطلب رو بدون نظر نذار *تبلیغات هزینه نیست*



حجت الاسلام و المسلمین علیرضا پناهیان با ارسال متنی به رجانیوز، به مباحث مطروحه در جوابیه علی مطهری پاسخ گفت.

این سخنان استاد پناهیان و برخی استدلالات دیگر ایشان، بلافاصله با واکنش علی مطهری مواجه شد و مطهری با انتشار متنی طولانی در رسانه‌ها به سخنان پناهیان پاسخ گفت.

در پاسخ علی مطهری به استاد پناهیان که متضمن توهین به وی و مستمعین پرتعداد ایشان در سراسر کشور بود، از تعابیری همچون «بی‌سوادتر از طلبه‌ی مبتدی»، «اشعری مسلک»، «کتمان کننده‌ی برخی از حقائق تاریخ اسلام و دیدگاه‌های رهبری»، «منحرف»، «شبیه خوارج » و « شبیه گروه فرقان و قاتلان شهید مطهری» استفاده شده بود.

پاسخ مطهری به سخنان حجت‌الاسلام پناهیان

در این جوابیه علی مطهری با اشاره به سخنان استاد پناهیان، این سخنان «تفسیر خودساخته آقای پناهیان از ولایت فقیه» تعبیر شده است و در ادامه مطهری تلاش کرده است تا اثبات کند «جنجال و شادی دشمن، تنها ملاک نیست» وی در ادامه نیز برای  جوانان مخاطب استاد پناهیان ابراز تاسف کرده و نوشته است: «اما افسوس که برخی جوانان پاک و انقلابی می پندارند امثال آقای پناهیان درک عمیقی از معارف اسلامی داشته و به جای خواندن کتب شهید مطهری معلومات خود را از منابر این چنینی می گیرند.»

در پی انتشار این متن در رسانه‌ها، حجت الاسلام و المسلمین پناهیان با ارسال متنی به جوابیه علی مطهری پاسخ داد. استاد پناهیان در پاسخ خود، سیره رهبر انقلاب را خلاف آنچه علی مطهری تبلیغ می‌کند برشمرده و به تناقضی در این رابطه در رفتار مطهری اشاره کرده است. وی در ادامه به موضوع انتقاد از رهبری و معصومین به صورت علمی و متکی بر روایات و احادیث پرداخته و در پایان می نویسد: «اگرچه اینکه بنده را به جریان‌های رقبای انتخاباتی خودتان ملحق کرده‌اید، و خواسته‌اید کار خود را آسان کنید و با یک تیر دو نشان بزنید، ولی مطمئن باشید من با تمام جریان‌های اصولگرا که مقابل ساده‌اندیشی‌های امثال جنابعالی بایستند و شما از فهرست خود خارج نمایند، همراه خواهم بود و همکاری خواهم کرد.»

رجانیوز در ادامه متن کامل پاسخ حجت الاسلام و المسلمین پناهیان به علی مطهری را منتشر می‌کند:

 

جناب آقای علی مطهری سلام علیکم و رحمة الله و برکاته

از آنجا که شما در مرقومه‌ی خود مطالبی را به بنده نسبت داده‌اید که صحیح نبوده، و ضمن آن برخی از دیدگاه‌های خود درباره‌ی ولایت فقیه را که قابل نقد می‌باشد، بیان فرموده‌اید، به این وسیله‌ی نکاتی را در پاسخ به فرمایشات جنابعالی متعرض می‌شوم. این نامه نه برای اهمیت داشتن رفع اتهام، که به دلیل امکان سوءاستفاده از مطالب شما و شبهاتی که مطرح فرموده‌اید و اهمیت دیگر مطالبی که ظاهراً به سرعت و طبیعتاً توأم با بی‌دقتی از جانب شما بیان شده، نگاشته می‌شود.

مقدمتاً باید بگویم بنده همیشه ارزش‎مندترین فائده‌ی هر رخداد سیاسی، خصوصاً انتخابات را، رشد سیاسی و بصیرت جامعه می‌دانم؛ و خوشحالم از اینکه این گفت‌وگو موجب رونق این فایده‌ی مهم شود. برای بنده مهم‌تر از اینکه چه کسانی به مجلس راه یابند، شفافیت و سلامت هر چه بیشتر فضای سیاسی جامعه اهمیت دارد. چون چنین فضای روشنی دیر یا زود جلوی عوام‌فریبی‌ها را خواهد گرفت و موجب ثبات هرچه بیشتر جامعه در صراط مستقیم انقلاب خواهد شد.

طبیعی است سخن درباره‌ی آنچه شما فرموده‌اید مجال بیشتری می‌طلبد و ممکن است در این مختصر حق مطلب ادا نشود. لذا پیشاپیش از مجمل بودن برخی نکات و نیز طولانی شدن کل نوشته، از جنابعالی و خوانندگان محترم پوزش می‌طلبم.

در همین آغاز کلام به عرض می‌رسانم که بنده احترام شما را خصوصاً به دلیل پدر بزرگوارتان لازم می‌دانم و امیدوارم شما نیز تحمل شنیدن سخن مخالف را داشته باشید.

*** 1- درباره‌ی تبدیل شدن مجلس به یک موجود دست و پا بسته ***

ابتدا فرموده‌اید: «برای طرح هر موضوعی در مجلس لزومی ندارد ابتدا از نظر موافق رهبری اطمینان حاصل کنیم تا مجلس به یک موجود دست و پا بسته تبدیل شود.» برای روشن شدن اذهان عمومی عرض می‌کنم که اساساً رهبری معظم در اکثر مواردی که از ایشان تقاضای دخالت می‌شود، حتی از بیان نظر خود پرهیز می‌كنند و به شدت به گردش امور طبق روال طبیعی و قانونی معتقد و ملتزم هستند؛ و حتی از اختیارات خود تا آنجا که بر مصالح عالی نظام خللی ایجاد نشود، استفاده نمی‌کنند، و بر این امر، مراقبت و عنایت خاص دارند. نه تنها مجلس شورای اسلامی، بلکه مجمع تشخیص مصلحت و یا شورای عالی انقلاب فرهنگی را، که اعضای آن را خود انتخاب می‌کنند، نیز غالبا در تصمیمات خود آزاد می‌گذارند، و به تشخیص‌های مسئولین و قانون‌گذاران احترام می‌گذارند. اگرچه رهنمودهای کلی خود را بیان داشته و بر اجرای آنها نظارت دقیق دارند.

این مطلب را به آن دلیل عرض کردم که خوانندگان متن شما تصور نکنند گروهی دائم به دنبال کسب نظر از ایشان در امور غیر مهمه هستند، و رهبری هم دائماً در حال اظهارنظرهای غیرضروری می‌باشند. این القای فرمایش شماست و اجحافی بزرگ در حق نظام و رهبری است. در چنین موقعیتی، سخن شما ضمن ایجاد ذهنیت تقابل موهوم اختیارات مجلس و رهنمودهای رهبری، برای بعضی‌ها پز استقلال‌طلبی برای مجلس را به همراه دارد، که مسلماً ضمن متهم ساختن سیره‌ی رهبری، فریب افکار عمومی را به همراه خواهد داشت و حرمت شرعی دارد. خصوصا اگر برای رای آوردن باشد.

سخن شما در استقلال مجلس در برابر نظرات رهبری، خصوصاً به دلیل تکرار آن و بلند گفتن آن، و به دلیل تعارض آن با واقعیت، ابتداءً سخن بیهوده‌ای است، و سپس القای غلط دارد. و پس از آن زمینه‌ی بی‌اعتنایی فرصت‌طلبان به همان اشارات و رهنمودهای کلان رهبری را فراهم می‌کند. اینچنین می‌شود که دشمنان کلام شما را تکرار می‌کنند و دوستان به آن اعتراض می‌کنند.

یک نمونه از این سیره‌ی رهبری را بنده ـ که اتفاقاً کمتر هم خدمت بزرگان می‌رسم ـ یک‎بار در حضور خود شما تجربه کردم. وقتی که شما در حضور ایشان و جمعی دیگر، از وضع فرهنگی دولت به خصوص در اهمال دولت در برخورد با بی‌حجابی‌ها انتقاد کردید، ایشان به شما با این مضمون پاسخ دادند: شما از راه‌کارهای نظارتی و قانونی خودتان در مجلس برای اصلاح امور استفاده کنید. چرا به من می‌گویید؟ من هم به سهم خودم پیگیری می‌کنم.

 2- چرا ما بر انتقاد از رهبری تاکید نمی‌ورزیم؟

ولی آنچه درباره انتقاد رهبری گفته‌اید، همه اتهاماتی است که به نیروهای معتقد به ولایت وارد کرده‌اید. ما آنچه رهبری در باب انتقاد فرموده‌اند نیز قبول داریم. ولی شما علی القاعده باید آداب و شرایط آن را هم بدانید. خود شما در جایی اجمالا گفته‌اید: باید ابهت و احترام رهبری حفظ شود(مصاحبه با خبرآنلاین)؛ اما لازم است در باب این آداب چند جمله‌ای به عرض برسانم:

چون رهبر عزیز ما بسیار انتقادپذیر هستند، تصور می‌کنم هرکس صادقانه انتقادی دارد، می‌تواند بدون بوق و کرنا به ایشان ارائه كند؛ و یقین داریم ایشان از کنار هیچ سخن کارشناسانه‌ای بی‌تفاوت عبور نمی‌کنند. مگر آنکه کسی مقاصد دیگری از علنی کردن انتقاد خود داشته باشد که معمولا چنین مقاصدی شوم و پلید به نظر می‌رسد. مثل اینکه بعضی‌ها مایلند از این طریق کسب وجاهتی کنند و یا به تضعیف جایگاه رهبری برای تسهیل نیل خود به منفعت‌طلبی‌هایشان بپردازند. در این میان کسانی هم هستند که بازی‌خوردگان صحنه‌ی سیاستند و از سر صدق به اشتباه می‌افتند و به نفع دیگرانی که پشت صحنه‌اند به میدان فرستاده می‌شوند.

ضمن آنکه ایشان انتقادات علنی را هم همیشه بزرگوارانه مورد مداقه قرار داده‌اند و بردبارانه‌تر از هرکس برخورد کرده‌اند. و زمینه‌ی طرح انتقاد را هم فراهم كرده‌اند، و حتی مانع از حذف آن از رسانه نیز شده‌اند. البته مردم هوشمند ما هم اهل قضاوت و داوری درباره‌ی انتقادات مطرح شده نیز هستند. چه بسا کسی از رهبری به صورت علنی انتقادی را مطرح كند و خود مردم نه تنها این انتقاد را وارد ندانند بلکه به اغراض و امراض احتمالی پشت صحنه‌ی آن پی ببرند و پاسخ دندان‌شکنی به انتقاد کننده بدهند. طبیعی است در چنین صورتی شما نمی‌توانید مردم را از قضاوت درباره‌ی انتقادکنندگان منع نمایید.

دیگر اینکه کوبیدن بر طبل انتقاد از رهبری را رفتاری ابتداءً بیهوده و سپس مغرضانه می‌دانم؛ چرا که ایشان را شخصیتی بسیار انتقادپذیر می‌دانم؛ و بلکه تا آنجا که شخص بنده تجربه کرده‌ام ایشان بی‌شک «انتقاد پذیرترین» فرد سیاسی این مملکت هستند.

ضمن آنکه ما و شما می‌دانیم هرکسی شایستگی انتقاد از رهبری را ندارد و بیان مسائل پیچیده نیز معمولا بیشتر به عوام‌فریبی می‌انجامد تا اصلاح امور. کسی که پیشینه‌ی سوء او معلوم است و انحراف افکارش پیداست و عملکردش بدتر از گفتارش می‌باشد، و یا از اطلاعات کافی برخوردار نیست، انتقاد او از ارکان نظام چه ارزشی دارد و عرصه‌ی سیمرغ چه جولانگاه اوست.

به اضافه اینکه تاریخ منتقدین از رهبری هم نشان داده است آنان که دیروز بر این امر اصرار می‌ورزیدند اکثراً امروز دین و ایمان هم ندارند چه رسد به اعتقاد به نظام، و در آغوش دشمنان این نظام مشغول خوش رقصی می‌باشند.

شاید تفاوت ما با شما این باشد که اگر کسی انتقادی از رهبری کرد ما در بررسی صحت و سقم سخن او و نیز قصد و غرض احتمالی او موشکافانه دقت به خرج می‌دهیم تا به سهولت کسی نتواند از اقتدار نظام بکاهد. اگر سخن سخیفی بود به سهم خود برای تنویر افکار عمومی مقابل انتقادکننده با منطق و برهان، مانند هر حق‌طلبی می‌ایستیم؛ و معتقدیم سخن باطل گفتن در مقام انتقاد از رهبری مصونیت از نقد نمی‌آورد. و اگر مبانی انتقادش غلط بود به روشنگری علیه مبانی او می‌پردازیم و به اندازه‌ای که می‌توان اطمینان حاصل کرد که انتقاد باطل کسی به صورتی مکارانه مصالح نظام را نشانه گرفته است و بوی نفاق می‌دهد، علیه او فریاد می‌زنیم. کاری که کمتر از شما دیده‌ایم. و اگر ببینیم انتقاد او بهانه‌ایست تا جامعه را به تشنج بکشاند و نظام را سست نماید، تا پای جان و تا آنجا که قانون اجازه می‌دهد با او مقابله می‌کنیم. و این فعالیت را یاری نظام می‌دانیم. هر چند در مواردی مانند سخنان سخیف آقای علایی، تظاهرات در مقابل خانه‌ی ایشان ضرورتی نداشت و تنها سوژه‌ای چند روزه به دست دشمن داد. و اگر کسانی مثل حضرت‌عالی اشتباهات فاحش او را درمی‌یافتید و او را نقد می‌فرمودید شاید دیگر کسی ضرورتی برای فریاد کشیدن بر سر او احساس نمی‌کرد.

البته باید درباره‌ی فرق انتقاد و تخریب در جایی مفصلا گفتگو کنیم، تا جلوی برخی عوام‌فریبی‌ها و غرب‌زدگی‌ها گرفته شود. و درباره‌ی احکام مربوط به تکلیف ولی فقیه در پذیرش و یا عدم پذیرش رای دیگران در شرایط گوناگون نیز باید جداگانه سخن گفت تا حقائق مهم‌تری آشکار شود.

راستی شما و همفکران شما که اینقدر انتقاد به رهبری را که نوعی نظارت بر رفتار ایشان است، تکرار می‌فرمایید، چرا در جریان طرح نظارت خودِ مجلس بر نمایندگان مجلس، می‌فرمودید: «سند رقیت و بردگی خود را امضا نکنیم»؟نامه اصلاح‌طلبان فتنه‌گر به شما در دفاع از زندانیان فتنه و همچنین دفاع از بیانات شما در باب انتقاد از رهبری که اخیرا انتشار یافته، جریانش چیست؟ بنده وقتی این نامه را دیدم، یاد شکواییه‌های اعضای تروریست سازمان منافقین به آقای منتظری افتادم. آنها نیز قبل از اجرای حکم اعدام که به دستور شخص امام و پس از جنایت‌های آنها در کشتار مردم صادر شده بود، چنین مظلوم‌نمایانه به منتظری استغاثه می‌کردند و او نیز فریب می‌خورد. امیدواریم شما فریب نخورید.

آیا شما این کلمات امام را دقیقاً مرور کرده‌اید: «غلط می‏کنی قانون را قبول نداری! قانون ترا قبول ندارد. نباید از مردم پذیرفت، از کسی پذیرفت، که ما شورای نگهبان را قبول نداریم. نمی‏توانی قبول نداشته باشی... بعد از اینکه یک چیزی قانونی شد دیگر نق زدن در آن، اگر بخواهد مردم را تحریک بکند، مفسد فی‌الارض است؛ و باید با او دادگاه‌ها عمل مفسد فی‌الارض بکنند.» (صحیفه امام،ج14ص377) «بستن بازار در هر جا و راه افتادن در کوچه و محله‏ها بدون اینکه از طرف وزارت کشور اجازه داده شده باشد، این انحراف است و محرّم (حرام) است و قوای انتظامی و نظامی و پاسداران و بسیج و تمام ملت موظف‏اند، شرعاً مکلف‏اند به تکلیف الهی که جلوگیری از این مفسده‏ها بکنند.» (صحیفه امام،ج14ص318) چرا شما در فتنه اینچنین موضع‌گیری نکردید؟ راستی علت علاقه شدید بی‌بی‌سی فارسی، رادیو اسرائیل و صدای آمریکا به مواضع و فرمایشات شما چیست؟

ضمن اینکه اگر شما ما را متهم می‌کنید به ندیده گرفتن فرمایشات حضرت آقا درباره‌ی جواز انتقاد از رهبری، که اتهام ناروایی است، من برای شما یادآوری می‌کنم سخن ایشان را که در پاسخ به سوالی در همین زمینه فرمودند: «... شما می‌گویید چرا به رهبری انتقاد نمی‌کنند! اوّلاً که عیبجویی از رهبری مگر چه حُسنی دارد؟ رهبری‌ای که در نظام جمهوری اسلامی اشاره‌ی انگشتش باید بتواند در یک لحظه‌ی خطرناک و حسّاس، مردم را به جانفشانی وادار کند، آیا این مصلحت است که یک نفر به میل خودش بیاید بایستد و بدون حق و بدون موجب، نسبت به او بدگویی کند؟! آیا این به نظر شما کار خیلی خوبی است؟! این کار بد است؛ رواج نداشته باشد، بهتر است.» (12/ 04/ 1377- جلسه‌ی پرسش و پاسخ با مدیران مسؤول و سردبیران نشریات دانشجویی)

البته شما باید به کامل کلام ایشان که در پاسخ به سوال درباره انتقاد از رهبری بیان فرموده‌اند، مراجعه بفرمایید. تا برایتان معلوم شود هرکسی می‌خواهد باب انتقاد را بگشاید، باید بتواند باب عیب‌جویی را ببندد، والا نتیجه‌ای جز بی‌بند و باری و هرج و مرج در جامعه نخواهد داشت. و یقیناً منتقد دلسوز و عاقل هیچ‌گاه زمینه‌ی پدید آمدن چنین نتیجه‌ای را فراهم نمی‌کند.

3- تفاوت انتقاد از رهبری با مشورت دادن

شما انتقاد از رهبری را عین مشورت دادن به او گرفته‌اید و این تشبیه غلطی است. گفته‌اید اگر انتقاد کردن غلط است پس مشورت دادن هم غلط است. در حالی‌که فرق بسیاری بین مشورت دادن و انتقاد کردن هست که امید است نظر خود را اصلاح بفرمایید. «انتقاد» بعد از این است که کسی عملی را انجام داده و یا رأیی را اعلام کرده، ولی مشورت مربوط است به قبل از اقدام. و شما خوب می‌دانید مقام معظم رهبری بیشترین بررسی‌های کارشناسانه و رایزنی‌های عالمانه را برای کوچکترین رهنمودها و راهبردهای خود به کارمی‌گیرند. لذا اگر کسی بر ضرورت مشورت دادن به رهبری به گونه‌ای مبالغه‌آمیز در جامعه حرف بزند، برای هر شنونده‌ای این‌گونه القا می‌شود که ایشان مشورت‌پذیر نیستند، و این ظلم بزرگی است. شما گفته‌اید اینها مشورت دادن به رهبری را ضدیت با ولایت فقیه تلقی می‌کنند، شما واقعا تا این حد دیگران را می‌توانید نادان فرض نمایید که چنین اتهاماتی را در حق ایشان روا بدارید؟

4- درباره‌ی انتقاد از معصومین(ع)

درباره‌ی انتقاد از معصومین(ع) هم جای بحث مفصلی دارد که چنین مواردی اکثراً در مقام آموزش و رشد امت بوده است و نیز در مواردی است که به بیان حکم خدا و یا اجرای فرامین الهی مربوط نباشد. والا شما خوب می‌دانید هیچ شیعه‌ای به صورت مطلق انتقاد از معصوم(ع) را صحیح نمی‌داند. اما آنچه را شما از قطعات تاریخ امثال «حباب» فرمودید ما نیز دیده‌ایم و گفته‌ایم. ولی چون اکثر کسانی که در تاریخ از پیامبر(ص) و امیرالمؤمنین(ع) انتقاد می‌کردند از منافقین بوده‌اند، لذا آنان را بیشتر بیان کرده‌ایم. همچنین مواردی را هم دیده‌ایم و گفته‌ایم که معصومین(ع) چنین یارانی هم داشته‌اند که نسبتشان با معصوم(ع) از نسبت حضرت موسی(ع) با خضر(ع) بهتر بوده است.

مانند «حضین ربعی» در جنگ صفین که در میان گفتگوی یاران امیرالمؤمنین(ع) در حضور آن حضرت برای پذیرش حکمیت یا ادامه‌ی جنگ، برخواست و گفت: «ای مردم، به راستی این دین بر پایه تسلیم نهاده شده، پس با قیاس آن را پراکنده نکنید و با دلسوزی بیجا نابودش مسازید. ... ما در میانه خویش دعوت‌کننده‌ی بر حقّی داریم که ورود و خروجش را در هر معرکه و در هر مورد دیده و ستوده‏ایم‏، و او در گفته خویش راستین و بر کرده‌ی خود امین است، پس اگر او گوید: نه، ما نیز گوییم: نه، و اگر او گوید: آری، ما نیز گوییم: آری.» (ثُمَّ إِنَّ الْحُضَیْنَ الرَّبَعِیَّ...؛ وقعة الصفین/485؛ و ترجمه آن با نام «پیکار صفین»، ترجمه: پرویز اتابکی‏)

یا مانند آن شیعه‌ی تنوری که وقتی امام صادق(ع) به او فرمود: کفشت را در بیاور و داخل تنور شو، بدون تامل این کار را کرد، و به شخصی که از خراسان آمده بود و حضرت را به قیام دعوت می‌کرد، فرمود: در خراسان شما چندتا از این‌گونه شیعیان دارید؟ گفت: یکی هم نیست! (فَقَالَ لَهُ الصَّادِقُ ع: أَلْقِ النَّعْلَ مِنْ یَدِکَ وَ اجْلِسْ فِی التَّنُّورِ...؛ ‏(مناقب ابن شهر آشوب، ج4، ص237)

و مانند عبدالله بن ابی یعفور که به امام صادق(ع) عرض کرد: اگر شما اناری را دو نیم کنی و بگویی نیمی از آن حلال و نیمی دیگر حرام است، من شهادت می‌دهم که همین‌گونه است و حضرت دو بار به او فرمودند: «رَحِمَکَ اللَّهُ رَحِمَکَ اللَّهُ»(رجال کشی/249).

آیا به نظر شما ایرادی دارد به‌جای آنکه منتقدین معصومین(ع) (نه مشورت دهندگان) را مورد توجه ویژه و الگو قرار دهیم و بر طبل جواز انتقاد بر معصوم(ع) بکوبیم، شیعه‌ی تنوری را تبلیغ کنیم و مبانی آن را بیان کنیم؟ آیا ایرادی دارد که چنین قله‌هایی را جوانان بامعرفت ما بهتر می‌پسندند؟ شما چرا ناراحت می‌شوید آسیب‌های انتقاد از معصومین(ع) را ذکر کنیم که این یک واقعیت بوده است که اکثر انتقاد‌کنندگان یا از منافقان بودند و یا از معاندان شدند؟

5- درباره‌ی حق مردم بر ولی بر اساس روایتی از امیرالمومنین(ع)

اما درباره‌ی «حق مردم بر ولی بر اساس روایتی از امیرالمومنین(ع)» چند سال پیش در دانشگاه امام صادق(ع) تصریح داشته‌ایم، اما در این باره چه زمانی باید تاکید ورزید؟ آیا اگر حقی ضایع نشده باشد بر طبل «حق مردم بر ولی» کوبیدن یک فریب برای شوراندن مردم و یا القای فضای نامطلوب سیاسی نیست؟ آیا شما یادتان نیست وقتی کسانی امثال سروش و اصلاح طلبان به خارج گریختند، ابتدا همین‌گونه، بدون آنکه جایی داشته باشد، بر حق مردم در مقابل ولی تاکید افراطی می‌کردند؟ آیا شما متوجهید در زمانی که فتنه‌گران و دشمنان می‌خواهند نظام را به خوردن حق مردم متهم کنند، تاکید زیادی بر این اصل چه بار سیاسی دارد؟

جوانان ما از درک سیاسی بالایی برخوردارند و نه تنها معنای «کَلِمَةُ حَقٍّ یُرادُ بِهَا الباطِل» را می‌دانند بلکه مصادیق آن را هم می‌شناسند. لذا برخی از کلمات شما را تا در کنار کلمات آنان می‌بینند، برنمی‌تابند و دردمندانه شما را ضد ولایت‌فقیه می‌نامند و البته چنین اتهامی نارواست، ولی به سخنان خود نیز توجه بیشتری بفرمایید. حتماً شما بهتر از بنده می‌دانید کافی است کلمه‌ی حقی در جای خود بیان نشود، به گونه‌ای که نتوان به صورت معقول از اراده‌ی حقِ آن دفاع کرد، در این صورت مصداق «یراد بها الباطل» قرار خواهد گرفت. شما در کتابخانه مشغول مباحثه‌ی علمی نیستند، بلکه در صحنه‌ی سیاست مشغول اعلام موضعید. پس باید تمام لوازم باطل سخن صحیح نابجای خود را بپذیرید.

بنده به صورت جدی نگران این مطلب هستم که بیانات شما در زمینه‌های فوق، حلقه‌ای از سلسله بافته‌های ضد رهبری باشد که در انواع نامه‌نگاری‌ها، صحبت‌های تلویزیونی و سایت‌ها رواج پیدا کرده است. و حکایت از یک برنامه‌ی حساب‌شده در پشت پرده دارد که نوعاً از جانب نیروهای سابقاً اصول‌گرا مطرح می‌شود. نمی‌دانم این‌گونه سخنان ضعیف، که مدتی است به حاشیه زدن علیه رکن اساسی نظام ما مشغولند، دنبال چه اهدافی هستند؟ و این‌گونه حرکات در کدام اتاق فکر برنامه‌ریزی شده است؟

شاید یکی از فرق‌های اساسی ما و شما در این باشد ما ولایت را مهم‌ترین حافظ حق و منافع مردم می‌دانیم و معتقدیم ولی فقیه بیش از هر عنصر دیگری از قبیل رسانه‌ها، نخبگان سیاسی و یا احزاب تضمین‌کننده و تحقق دهنده‌ی حقوق مردم می‌باشد. به همین دلیل تصور می‌کنیم وقتی بر اقتدار ولایت تاکید می‌نماییم، عامل ضمانت احقاق حق مردم را نیز تقویت کرده‌ایم. جوامع دمکراتیک غربی با وجود رسانه‌های به اصطلاح آزاد و احزاب به اصطلاح مردمی و نخبگان سیاسی به اصطلاح منتخب مردم، کجا توانسته‌اند حقوق مردم را حفظ نمایند؟

6- درباره‌ی ملاک بودن استقبال دشمن از مواضع اشخاص

اما درباره‌ی اینکه عرض بنده را مردود شمرده‌اید که گفته‌ام «ما باید ببینیم مواضع کدام یک از نامزدها در بی‌بی‌سی با اشتیاق پوشش داده می‌شود و به این افراد رأی ندهیم» و گفته‌اید استقبال دشمن ملاک نیست، متاسفانه بنده نمی‌توانم نظر شما را قبول کنم.

اولا به دلیل نظر حضرت امام(ره) که برایم حجت است؛ که فرموده‌اند: «و ما هم نباید توقع داشته باشیم که اینها برای ما خوب بگویند، اگر خوب بگویند، معلوم می‏شود ما خیانتکاریم! ... اگر چنانچه امریکا از ما تعریف کند و روزنامه‏های امریکا از ما تعریف کنند، آن وقت است که باید مردم بگویند این چه است قضیه؟»(صحیفه امام، ج9، ص527) و در جای دیگری فرموده‌اند: «منحرفین هرچه شما را بدگویی کنند برایتان بهتر است. مصیبت آن وقت بود که از شما تعریف کنند. اگر چهار مرتبه امریکا ... تعریف کنند از یک کسی، تعریف کنند از یک چیزی، وقتی تعریف کردند، مردم می‏فهمند این عیبی دارد که اینها تعریف می‏کنند از او، لکن خدا خواسته است که اینها نفهمند.»(صحیفه امام، ج17، ص250-بیانات در جمع نمایندگان مجلس)

ثانیاً به این دلیل که جدا از اتکاء به فرمایش حضرت امام هر عاقلی می‌تواند بداهت این موضوع را درک نماید؛ و شما نیز دلیلی بر مدعای خود نیاوردید، جز مثالهایی که قیاس مع الفارق است و ربطی به مانحن فیه ندارد. مانند نامه‌ی مقام معظم رهبری برای ابقای یک وزیر که بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌های بیگانه داشته است. آیا شما واقعاً تشخیص نمی‌دهید که خوشحالی دشمنان ما درباره‌ی این نامه بخاطر چه بوده است؟ آیا خوشحالی رسانه‌های دشمن به خاطر برخورد مقتدرانه و حکیمانه‌ی رهبری بوده است یا بخاطر اینکه تصور کرده‌اند در بالای نظام، ساز مخالفت با رهبری وجود دارد؟ شکی نیست که دشمنان ما به هرگونه مخالفتی که با رهبری باشد، اشتیاق فراوان دارند و این خبر را هم به همین دلیل منعکس می‌کردند. مواضع شما را هم به همین دلیل در بوق و کرنا می‌کنند. شما مطمئن باشید هرگاه سخنی ناصواب بگویید و یا حتی سخن صحیحی را نابجا بگویید، به‌ویژه اگر بوی مخالفت با رهبری بدهد، مورد اشتیاق دشمن خواهد بود و محل امید دشمنان قرار خواهید گرفت که امیدوارم همه‌ی آنان را ناامید بفرمایید.

7- درباره‌ی تأکید بیش از اندازه بر ولایت

اما اینکه فرموده‌اید: هر کس ولایت ولایت کند حتماً مشکلی دارد که بیش از اندازه بر ولایت تاکید می‌کند، باید به عرض برسانم: طبق بررسی‌های انجام شده در وصیتنامه‌های شهدا، همانطور که به طور متوسط در هر وصیت‌نامه‌ای چهار مرتبه ذکری از اباعبدالله(ع) و کربلا به میان آمده است، چهار مرتبه هم بر ولایت فقیه تاکید و تصریح شده است.(ماهنامه معرفت/شماره 65/ص117) من نمی‌دانم چرا شهدا در اوج صفای باطن و نورانیت ضمیر که وصیت‌نامه می‌نوشتند این‌همه بر ولایتمداری تاکید می‌کردند؟ آیا آنها در آستانه‌ی شهادت از تعادل خارج می‌شدند یا به اوج تعادل می‌رسیدند؟

ضمن آنکه حتماً روایت «لَمْ یُنَادَ بِشَیْ‏ءٍ کَمَا نُودِیَ بِالْوَلَایَة»(کافی،ج2 ص18) را هم شنیده‌اید. ضمناً باید در آینده درباره‌ی اندازه‌ی تاکید بر ولایت و تکرار آن با هم سخن بگوییم تا مقدار متعادل آن معلوم شود. سخن گفتن درباره‌ی ولایت و بیان حکمت‌ها و اسرار آن تازه در جامعه‌ی ما آغاز شده است و شما در مقابل چشم‌های حیرت‌زده‌ی دشمنان ولایت خواهد دید که چگونه این اصل نورانی جهانگیر خواهد شد و به هیچ‌وجه با ندانم‌کاری‌های شما و همفکرانتان تضعیف نخواهد گردید.

8- درباره‌ی تقدم «تثبیت ولایت» بر «اجرای عدالت» در فرمایش امیرالمؤمنین(ع)

اما آنچه به عنوان انحرافات عقیدتی بنده در سخنرانی فاطمیه، بهار امسال، مطرح فرمودید: که بنده اشعری مسلک شده‌ام و از عقائد شیعی عدول کرده‌ام و «ولایت را بالاتر از عدالت دانسته‌ام»، محض رفع سوء تفاهم به عرض می‌رسانم بنده نه تنها چنین سخنی نگفته‌ام بلکه حرفی که بشود چنین برداشتی از آن کرد را هم بر زبان نرانده‌ام؛ و تاکنون جز چند رسانه‌ی ضدانقلاب کسی چنین برداشتی از سخن بنده نداشته است و علماء بسیاری از بنده‌ی حقیر بخاطر آن سخنرانی تشکر کرده‌اند. بنده در آن سخنرانی گفته‌ام: «تثبیت ولایت» بر «اجرای عدالت» مقدم است و سند به قول شما به غایت سست بنده هم نص صریح کلام امیرالمومنین(ع) بوده است که در پاسخ به معاویه که «اجرای عدالت در مورد قاتلان عثمان» را به عنوان شرط بیعت اعلام کرده بود، فرموده‌اند: «واجب است بر مسلمانان که هیچ اقدامی (برای اجرا یا اقامه‌ی عدالت) نکنند، تا اینکه امامت و رهبری در جامعه مستقر شود؛ و الْوَاجِبُ فِی‏ حُکْمِ‏ اللَّهِ‏ وَ حُکْمِ الْإِسْلَامِ عَلَی الْمُسْلِمِینَ أَنْ لَا یَعْمَلُوا عَمَلًا وَ لَا یُحْدِثُوا حَدَثاً وَ لَا یُقَدِّمُوا یَداً وَ لَا رِجْلًا وَ لَا یَبْدَءُوا بِشَیْ‏ءٍ قَبْلَ أَنْ یَخْتَارُوا لِأَنْفُسِهِمْ إِمَاماً عَفِیفاً عَالِماً وَرِعاً عَارِفاً بِالْقَضَاءِ وَ السُّنَّةِ یَجْمَعُ أَمْرَهُمْ.»(مستدرک‌الوسائل/7/123) حالا این استدلال اگر مشعشع است لطفا احترام کلام حضرت امیر(ع) را نگه دارید. نباید درباره‌ی همه‌ی موضوعات و مباحث تنها با آنچه خود آموخته‌اید قضاوت کنید، و اخلاق علمی اقتضاء می‌کند تا جایی که ممکن است سخن دیگران را حمل به صحت فرمایید.

آنچه درباره‌ی انتقاد مالک اشتر نسبت به نصب ابن عباس در آن سخنرانی(رجانیوز/کدخبر:88083) ذکر شد هم، شاهدی بر این ماجرا بود که «حتی برخی از ولایتمداران، علی را متهم به بی‌عدالتی می‌کردند.» اگر شما چنین اتهاماتی را به حضرت علی(ع) روا می‌دانید ما چنین فضایی را موجب غربت علی(ع) می‌دانیم. البته معلوم است اینکه مالک اشتر چنین سوالی را از علی(ع) پرسیده است، دلیل بر کفر یا نفاق او نیست، ضمن آنکه آنقدر در راه امیرالمؤمنین(ع) فداکارای داشته است، که هیچ‌کس این سؤال او را تضعیف مولا نمی‌داند. ولی وقتی در آن جامعه، مالک برای چنین مسئله‌ی نستباً ساده‌ای دچار اشکال می‌شود، وای بر حال عموم افراد آن جامعه که چقدر راحت می‌شد آنها را علیه امیرالمؤمنین(ع) فریب داد. بیان این مطلب برای تحذیر از آن بود که وقتی می‌توان نسبت به عدالت علی(ع) تردید در جامعه انداخت، باید مواظبت کرد چنین اتهامات ناروایی در جامعه‌ی ولایی ما رواج نیابد. آیا تاریخ برای عبرت گرفتن نیست؟ آیا صرف اینکه «پرسش آزاد است» می‌تواند ما را نسبت به فضای جامعه و تبعات منفی برخی ‌پرسش‌گری‌های نابجا بی‌تفاوت نماید؟

آری ما با این‌همه کینه‌توزی‌ها و دشمنی‌ها که از جانب منفعت‌طلبان، و بی‌خردان داخلی، و جریان استکبار جهانی، نسبت به ولایت فقیه روا شده است، حق داریم نگران مظلومیت مولایمان باشیم. و نظر سید حسن نصراللهِ قهرمان و هوشمند را صحیح می‌دانیم که مقام معظم رهبری را در ایران مظلوم می‌دانند.(خبرگزاری فارس؛16 /03 /90) آیا شما دیدگاه سید حسن نصرالله را قبول دارید و برای رفع مظلومیت‌های رهبری در بحران‌ها و در میان خواص بی‌بصیرت اقدامی کرده‌اید؟

راستی چرا در همان موقع که سخنرانی بنده ایراد شد این انتقاد را بیان نفرمودید و نبوغ خود را در پیدا کردن اشکالی که کسی بر آن واقف نشده بود آشکار نساختید؟ آیا بنده حق ندارم این سوءظن را به شما پیدا کنم که چون آن سخنرانی در انتقاد از آقای رئیس جمهور که شما مخالف او بودید تلقی می‌شده، عجالتاً سکوت کردید؟ نکند خدای ناکرده شما هم وارد سیاست‌بازی شده‌اید؟ و یا واقعاً از اتهامات کیهان و رجانیوز ترسیده‌اید و یا جو خفقانی وجود دارد؟ پس چرا شما اینچنین راحت می‌توانید بنده را تا مرز اشعری مسلکی، انحراف خوارج و گروه فرقان ببرید و کسی به شما کاری ندارد؟ ولی تا یک سایت علیه برخی از مقامات هم‌نظر شما انتقادی وارد بداند محکوم به تعطیلی می‌شود؟ و اگر کسی علیه ایشان سرمقاله‌ای بنویسد محکوم به دستگیری می‌شود؟ چرا شما به راحتی می‌توانید دانشجویان شریفی را که علیه حکم نابجای مجلس درباره‌ی وقف اموال دانشگاه آزاد تظاهرات کرده‌اند اراذل خطاب کنید و ساندیس‌خور بنامید، و کسی از همفکران شما به شما تذکری نمی‌دهد؟ چرا هیچ یک از نمایندگان محترم مجلس که با شما همراهی دارند بی‌احترامی‌ها و اهانت‌های شما به دیگران را محکوم نمی‌کنند؟

راستی شما چگونه آن تجمع نابجا بر در خانه‌ی بعضی‌ها را می‌بینید، ولی اینکه آنان با زبان نیش‌دار خود علیه اساس نظام تبلیغ می‌کنند را نمی‌بینید؟ راستی چرا شما دستان لرزان پدر گرامی خود را در برابر «تفسیر به رأی قرآن» می‌بینید و به حق به یاد دارید، ولی به ناحق «ناراحتی و خشم حضرت امام(ره) در برابر منتظری» را و «آرزوی مرگ کردن امام در برابر سخنان سخیف و ظالمانه منتظری»(صحیفه امام،ج21ص332-نامه به منتظری) را فراموش می‌کنید و در سخنانی برای او دلسوزی می‌کنید و به محصور بودن او اعتراض می‌نمایید؟ البته بنده سوالات بسیار و درد دل‌های فراوانی با شما برادر دلسوز دارم که علاقمندم در مجالی دیگر با شما در میان بگذارم.

ولی اساساً برفرض که کسی در سخنانش اشتباهی کرده باشد، چرا اشتباه او را بر سر رقبای انتخاباتی خود می‌کوبید و وقتی با آنان به مناظره نشسته‌اید، آنان را به کلام اشتباه دیگری محکوم می‌کنید؟ آیا این ناشی از تقوای سیاسی شماست؟ آیا سیره‌ی پدر گرامی شما این بود که در مقام نقد اینقدر بی‌دقتی به خرج دهد؟ استاد شهید مطهری، دکتر شریعتی را ـ که آنقدر پر اشتباه می‌دانست ـ اینقدر به باد اتهام و اهانت نمی‌گرفت.

بنده وقتی به جسارت‌های شما در تصریح بر سخنان باطل می‌نگرم و سهولت اهانت به دیگران را در سیره‌ی شما مشاهده می‌کنم بیشتر به ضرورت حضور دیگر ولایتمداران انقلابی در مجلس شورای اسلامی پی می‌برم که بتوانند با شهامت مقابل کج‌روی‌ها ایستادگی کنند و بی‌مهابا از اصول انقلاب دفاع نمایند.
       اگرچه اینکه بنده را به جریان‌های رقبای انتخاباتی خودتان ملحق کرده‌اید، و خواسته‌اید کار خود را آسان کنید و با یک تیر دو نشان بزنید، ولی مطمئن باشید من با تمام جریان‌های اصولگرا که مقابل ساده‌اندیشی‌های امثال جنابعالی بایستند و شما از فهرست خود خارج نمایند، همراه خواهم بود و همکاری خواهم کرد.

*** 9- درباره‌ی برخی از نمایندگان که ذره‌ای از درایت سیاسی برخوردار نیستند ***

اما نسبت به اینکه بنده را توهین‌کننده‌ی به خود دانسته‌اید، شاید مربوط می‌شود به آن کلام که گفته‌ام «برخی از نمایندگان که ذره‌ای از درایت سیاسی برخوردار نیستند.» از شما سوال می‌کنم اگر بنده این عقیده را نسبت به شما و برخی از نمایندگان هم‌فکر شما داشته باشم و حضور شما را در عرصه‌ی سیاست و بر اریکه‌ی قدرت و قانون گذاری ناصواب بدانم، چگونه باید ابراز کنم؟ چطور انتقاد از ولی فقیه و حتی از معصومین(ع) به قول شما جایز است، ولی انتقاد از یک نماینده‌ی مجلس توهین محسوب می‌شود؟ بنده که هنوز دست به افشاگری گسترده و بیان انتقادات کامل خود از جانب‌عالی و همفکرانتان در مجلس شورای اسلامی نزده‌ام.

اما آیا این درایت سیاسی است که نظر حضرت امام(ره) درباره‌ی مفسد فی‌الارض بودن کسانی که «رأی شورای نگهبان را رد کنند و علیه آن اقدام کنند» را قبول ندارید و یا آن را صریحاً ابراز نداشته‌اید؟(صحیفه امام،ج14،ص377) آیا این درایت سیاسی است که رهبری را در خشکانیدن ریشه‌ی فتنه مدد نمی‌رسانید؟ آیا این درایت سیاسی است که در ایام مرگ منتظری نوشتید «به منتظری گفتم اگر پدر من بود وضع شما اینگونه نبود.»(تابناک) آیا نمی‌دانید امام به منتظری فرمودند: برای اینکه از قعر جهنم نجات پیدا کنید توبه کنید؟(صحیفه امام،ج21،ص331) اگر بنده بپذیرم شما درایت سیاسی دارید، پس باید امام راحل را به دور از درایت بدانم. این نوعی حسن‌ظن است که مواضع غلط سیاسی کسی، تنها به نبود درایت سیاسی تحلیل شود؛ و الا تحلیل‌های دیگری هم می‌توان داشت. چنانچه حضرت امام در همان نامه، ابتداءً آقای منتظری را به ساده‌لوحی توصیف فرمودند و سپس در ادامه‌ی آن نامه بیان داشتند که شما با این ساده لوحی که دارید، مملکت را به دست منافقان و لیبرال‌ها خواهید داد. راستی شنیده‌ام اصلاح‌طلب‌های لیبرال‌منش، شما را در لیست خود قرار داده‌اند؟

برادر بزرگوار همانطور که حضرتعالی در نامه‌ی خود مرقوم فرموده‌اید علاقه‌ی شما نسبت به ولایت فقیه بر ما پوشیده نیست. به تفسیر شما درباره‌ی ولایت فقیه هم اگر کاری نداشته باشیم، که از مواضعتان تا حدودی معلوم است، می‌خواهم عرض کنم: علاقه کافی نیست، ولایتمداری در عمل باید ثابت شود.

در خاتمه از اینکه تلویحاً شنوندگان منابر بنده را سطحی‌نگر قلمداد فرموده‌اید، با آنکه بی‌احترامی به ایشان است و من از جانب شما از آن بزرگواران عذرخواهی می‌کنم، از شما تشکر می‌کنم که خواسته‌اید بار مسئولیتی سنگین را از دوش بنده‌ی ضعیف بردارید. همچنین از توهین‌هایی که تلویحاً و تصریحاً در حق بنده‌ی ناچیز روا داشته‌اید، به دلیل حق بزرگی که پدر گرامی شما بر من دارند درمی‌گذرم.





نوع مطلب : شبهات در مورد ولایت فقیه، 
برچسب ها : شبهه+پاسخ، در یافت شبهه، شیعه جواب می دهد،
لینک های مرتبط :

بازدیدكننده ی عزیز این مطلب رو بدون نظر نذار *تبلیغات هزینه نیست*



در خصوص انواع رقص، رقص زن برای شوهر، رقص مرد در برابر زن، رقص‌های محلی، شرکت در مجالس عروسی که در آن رقص وجود دارد، رقص در مجالس زنانه، رقص دسته‌جمعی مردان و .... سؤالات متعددی در قالب استفتاء از مقام معظم رهبری شده است که در ادامه متن کامل این سؤالات و پاسخ معظم‌له آمده است:

س ۱۱۶۷: آیا رقص محلى در عروسى‏ها جایز است؟ شرکت در این مجالس چه حکمى دارد؟

ج:اگر رقص به‌گونه‏اى باشد که باعث تحریک شهوت شده ویا مستلزم فعل حرام یا ترتّب مفسده‏اى باشد، جایز نیست و شرکت در مجالس رقص هم اگر به عنوان تأیید کار حرام دیگران محسوب شود و یا مستلزم کار حرامى‏باشد جایز نیست و در غیر این صورت اشکال ندارد.


س ۱۱۶۸: رقص در مجالس زنانه بدون آهنگ موسیقى حرام است یا حلال؟ و در صورتى که حرام باشد، آیا ترک مجلس بر شرکت کنندگان واجب است؟

ج: رقص به‌طور کلى اگر به‌گونه‏اى باشد که شهوت را تحریک کند و یا مستلزم کار حرام و یاترتّب مفسده‏اى باشد، حرام است و تَرک آن مجلس به عنوان اعتراض بر کار حرام، چنانچه مصداق نهى از منکر محسوب شود، واجب است.


س ۱۱۶۹: رقص محلى مرد براى مرد و زن براى زن و یا مرد در بین زنان و زن در بین مردان، چه حکمى دارد؟

ج: اگر به‌گونه‏اى باشد که شهوت را تحریک کند و یا مستلزم فعل حرام یا ترتّب مفسده‏اى باشد و یا زن در بین مردان بیگانه برقصد، حرام است.


س ۱۱۷۰: رقص دسته‏جمعى مردان چه حکمى دارد؟ مشاهده رقص دختران خردسال از تلویزیون و غیر آن چه حکمى دارد؟

ج: اگر رقص به‌گونه‏اى باشد که موجب تحریک شهوت شود و یا مستلزم کار حرامى باشد، حرام است، ولى اگر نگاه‌کردن به آن باعث تأیید، فرد گناهکار و تجّرى او و ترتّب فساد نشود، اشکال ندارد.


س ۱۱۷۱: رقص مرد براى مرد و زن براى زن چه حکمى دارد؟ اگر رفتن به عروسى به خاطر احترام به عادتهاى اجتماعى باشد آیا به علت احتمال وجود رقص اشکال شرعى دارد؟

ج: به‌طور کلى اگر رقص به‌گونه‏اى باشد که منجر به تحریک شهوت شود یا مستلزم فعل حرام یا ترتّب مفسده‏اى باشد، حرام است. ولى اصل شرکت در عروسى‏هایى که احتمال رقص در آنها وجود دارد تا زمانى که به عنوان تأیید، مرتکب کار حرام محسوب نشود و موجب ابتلا به حرام هم نشود، اشکال ندارد.


س ۱۱۷۲: آیا رقص زن براى شوهرش یا مرد براى همسرش حرام است؟

ج: اگر رقص زن براى شوهرش یا برعکس، همراه ارتکاب حرامى نباشد، اشکال ندارد.


س ۱۱۷۳: آیا رقصیدن در جشن عروسى فرزندان جایز است هرچند توسط پدران یا مادران در مجالس عروسى فرزندانشان باشد؟

ج: اگر از نوع رقص حرام باشد، حرام است. هرچند توسط پدران و مادران در مجالس عروسى فرزندانشان باشد.


س ۱۱۷۴: زن شوهردارى در عروسیها بدون اطلاع شوهرش در برابر بیگانگان مى‏رقصد و این عمل را چندین بار تکرار کرده و امر به معروف و نهى از منکر شوهرش در او اثر نمى‏کند، تکلیف چیست؟

ج: رقص زن در برابر بیگانگان مطلقاً حرام است و خارج شدن از منزل بدون اجازه شوهر هم فى‏ نفسه حرام است و موجب نشوز و محرومیت از استحقاق نفقه نیز مى‏گردد.


س ۱۱۷۵: رقص زنان در برابر مردان در مجالس عروسى روستایى که آلات موسیقى در آنها بکار مى‏رود چه حکمى دارد؟ و تکلیف ما دربرابر آن چیست؟

ج: رقص زنان در برابر بیگانگان و همچنین هر رقصى که موجب مفسده و برانگیخته شدن شهوت گردد، حرام است و بکارگیرى آلات موسیقى و گوش‌دادن به آنها هم اگر به‌صورت لهوى و مطرب باشد، حرام است و وظیفه مکلّفین در این موارد نهى‏ازمنکر است.


س ۱۱۷۶: رقص کودک ممیّز در مجالس زنان یا مردان، اعم از اینکه پسر باشد یا دختر، چه حکمى دارد؟

کودک غیربالغ چه پسر و چه دختر تکلیفى ندارد ولى سزاوار نیست افراد بالغ او را تشویق به رقص کنند.


س ۱۱۷۷: ایجاد مراکزى براى آموزش رقص چه حکمى دارد؟

ج: ایجاد مراکز تعلیم و ترویج رقص با اهداف نظام اسلامى منافات دارد.


س ۱۱۷۸: رقص مردان در برابر زنانى که از محارم آنان هستند و همچنین رقص زنان در برابر مردانى که از محارم آنان هستند، اعم از اینکه سببى باشند یا نسبى، چه حکمى دارد؟

ج: در رقص حرام فرقى بین مرد یا زن نیست و همچنین فرقى نمى‏کند که در برابر محرم باشد یا در برابر نامحرم.


س ۱۱۷۹: آیا مبارزه نمایشى با عصا در عروسى‏ها جایز است؟ اگر همراه آن آلات موسیقى بکار روند چه حکمى دارد؟

ج: اگر به‌صورت بازى ورزشى تفریحى باشد و در آن خوف خطر بر جان انسان نباشد، فى‏نفسه اشکال ندارد، ولى بکارگیرى آلات موسیقى به نحو لهوى و طرب‏آور، به هیچ وجه جایز نیست.


س ۱۱۸۰: «دبکة» چه حکمى دارد؟ (نوعى رقص محلى است که در آن افراد دستها را به هم انداخته و به‌گونه‏اى هماهنگ پاهاى خود را همراه با پرش و حرکات بدنى به زمین مى‏کوبند که صداى شدید و منظمى ایجاد مى‏کند.)

ج: دبکة حکم رقص را دارد. بنا بر این اگر به‌گونه‏اى باشد که شهوت را تحریک کند یا همراه با استفاده از آلات لهو و بصورت لهوى باشد و یا فسادى بر آن مترتّب شود، حرام است و در غیر این صورت اشکال ندارد.




نوع مطلب : شبهات در مورد ولایت فقیه، 
برچسب ها : رقص شوهر در برابر همسر، پاسخ،
لینک های مرتبط :

بازدیدكننده ی عزیز این مطلب رو بدون نظر نذار *تبلیغات هزینه نیست*



1 - برخی‌ گمان‌ کرده‌اند که‌ تئوری‌ ولایت‌ فقیه‌ و اندیشه سیاسی‌ حکومت‌ ولایی‌ از ابداعات‌ فقهای‌ معاصر و یا حداکثر از دوران‌ محقق‌ نراقی‌ به‌ بعد است‌ و فقیهان‌ گذشته‌ به‌ هیچ‌ وجه‌ از ولایت‌ فقیه‌ به‌ مفهوم‌ حکومت‌داری‌ و زمامداری‌ جامعه‌ سخنی‌ نگفته‌اند.

خطای‌ این‌ اد‌عا با نگاهی‌ گذرا به‌ پیشینة‌ تاریخی‌ بحث‌ ولایت‌ فقیه‌ کاملاً‌ آشکار می‌گردد بحث‌ نیابت‌ عامه‌ و خاصه‌ حضرت‌ ولی‌ عصر(عج) از آغاز غیبت‌ صغری‌ و کبری‌ در میان‌ شیعیان‌ مطرح‌ بوده‌ است. برای‌ نمونه‌ شیخ‌ مفید (متوفای‌ سال‌ 413 هجری) در باب‌ امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر کتاب‌ المقنعه‌ می‌نویسد:

«اجرای‌ حدود و احکام‌ اسلام‌ به‌ سلطان‌ اسلام‌ است‌ که‌ از ناحیة‌ خداوند منصوب‌ شده‌اند و منظور از سلطان، ائمة‌ هدی‌ از آل‌ محمد(ص) یا کسانی‌ که‌ از جانب‌ ایشان‌ منصوب‌ گردیده‌اند می‌باشند و امامان‌ نیز این‌ امر را به‌ فقهای‌ شیعه‌ واگذار کرده‌اند تا در صورت‌ امکان، مسئولیت‌ اجرائی‌ آن‌ را برعهده‌ گیرند.»(1)

حمزة‌ بن‌ عبدالعزیز دیلمی‌ معروف‌ به‌ سلار دیلمی‌ (متوفای‌ 448) در کتاب‌ مراسم‌ می‌نویسد:

«اجرای‌ احکام‌ و حدود در میان‌ مردم‌ به‌ فقهأ واگذار شده‌ است‌ و به‌ همه شیعیان‌ دستور داده‌ شده‌ تا در اقامه این‌ امور به‌ فقیهان‌ کمک‌ کنند.»(2)

قاضی‌ عبدالعزیز حلبی‌ معروف‌ به‌ ابن‌ بر‌اج‌ (متوفای‌ 481) در کتاب‌ المهذب‌ اذعان‌ دارد که‌ عهده‌داری‌ امر حکومت‌ و اقامة‌ حدود در میان‌ مسلمانان‌ با اعتقاد به‌ مأذون‌ بودن‌ از طرف‌ امام‌ عادل، اشکال‌ ندارد.(3)

فقهای‌ دیگری‌ همچون‌ شیخ‌الطایفه‌ (متوفای‌ 460)، ابن‌ حمزه‌ عمادالدین‌ طوسی(متوفای‌ 550)، محمدبن‌ ادریس‌ حلی‌ (متوفای‌ 598) نیز به‌ صراحت‌ منصب‌ قضاوت‌ را به‌ فقهای‌ جامع‌الشرایط‌ اختصاص‌ داده‌اند.(4)

علامه‌ حلی(متوفای‌ 726) در "تذکرة‌الفقهأ" و "القواعد"، مأذون‌ بودن‌ فقیهان‌ در زمان‌ غیبت‌ از سوی‌ امام‌ معصوم(ع) در باب‌ قضاوت‌ و اقامة‌ حدود را شرط‌ دانسته‌ و در باب‌ امر به‌ معروف‌ و نهی‌ از منکر کتاب‌ "مختلف‌ الشیعة" با تمسک‌ به‌ روایت‌ مقبولة‌ عمر بن‌ حنظله‌ و سایر روایات، ولایت‌ عامه‌ فقیه‌ را تثبیت‌ می‌نماید.(5) محقق‌ کرکی‌ معروف‌ به‌ محقق‌ ثانی(متوفای‌ 940) تصریح‌ می‌کند که‌ فقهای‌ شیعه‌ اتفاق‌ نظر دارند که‌ فقیه‌ جامع‌الشرایط‌ از سوی‌ امامان‌ معصوم(ع) در همة‌ اموری‌ که‌ نیابت‌ در آن‌ دخالت‌ دارد، نایب‌ است.(6)

مقدس‌ اردبیلی‌ (متوفای‌ 993) در مواضع‌ مختلف‌ کتاب‌ مجمع‌الفائده‌ و البرهان‌ از نیابت‌ عامة‌ فقیهان‌ سخن‌ گفته‌ است‌ و تصریح‌ می‌کند که‌ فقیه‌ نیابت‌ اصلی‌ ولایت‌ امام‌ علیه‌السلام‌ را به‌ عهده‌ دارد.(7)

سید محمد بن‌ علی‌ موسوی‌ عاملی(متوفای‌ 1009)، ملامحسن‌ فیض‌ کاشانی(متوفای‌ 1091)، سید جوادبن‌ محمد حسینی‌ عاملی(متوفای‌ 1226)، محقق‌ نراقی(متوفای‌ 1245) شیخ‌ جعفر کاشف‌الغطأ، شیخ‌ محمد حسن‌ نجفی(متوفای‌ 1266) شیخ‌ انصاری، حاج‌ آقا رضا همدانی(متوفای‌ 1322)، سید محمد بحرالعلوم(متوفای‌ 1326) و مرحوم‌ بروجردی‌ (8) نیز از فقهای‌ عظیم‌ و برجسته‌ای‌ هستند که‌ از ولایت‌ و حاکمیت‌ فقیه‌ جامع‌الشرایط‌ دفاع‌ کردند. شایان‌ ذکر است‌ اگر برخی‌ از فقهأ همچون‌ شیخ‌ انصاری‌ در کتاب‌ بیع‌ از کتاب‌ مکاسب‌ و یا آیت‌ الله‌ خوئی‌ در دیگر آثار فقهی‌ به‌ مطالب‌ صاحب‌ جواهر و دیگر فقهأ پرداختند در مقام‌ رد مد‌عا نبودند بلکه‌ تنها آن‌ ادلة‌ مذکور را غیر کافی‌ معرفی‌ کردند ولی‌ در باب‌ تصدی‌ امور عامة‌ و اجرای‌ احکام‌ انتظامی‌ اسلام‌ در عصر غیبت‌ به‌ دست‌ فقیه‌ جامع‌الشرایط‌ هیچ‌ مخالفتی‌ نکرده‌اند. به‌ همین‌ دلیل‌ شیخ‌ انصاری‌ در کتاب‌ "القضأ و الشهادات" با استناد به‌ "مقبوله‌ عمر بن‌ حنظله" به‌ اثبات‌ ولایت‌ فقیه‌ پرداختند.(9) و آیت‌الله‌ خوئی‌ در کتاب‌ مبانی‌ "تکملة‌المنهاج" و کتاب‌ "التنقیح" ضمن‌ بیان‌ مقدمات‌ و اصولی‌ از جمله‌ عمومیت‌ و همگانی‌ بودن‌ اجرای‌ حدود و احکام‌ اسلام‌ حتی‌ در دوران‌ غیبت‌ و عدم‌ مسئولیت‌ آحاد مردم‌ و با استناد به‌ "توقیع‌ شریف‌ حضرت‌ ولی‌ عصر" و روایت‌ حفص، ابراز می‌دارند که‌ اینگونه‌ روایات‌ به‌ انضمام‌ دلائلی‌ که‌ حق‌ نظر دادن‌ و حکم‌ نمودن‌ را در دوران‌ غیبت، از کل‌ فقهأ می‌داند، به‌ خوبی‌ روشن‌ می‌شود که‌ اقامة‌ حدود و اجرای‌ احکام‌ انتظامی‌ در عصر غیبت، حق‌ فقهأ و وظیفة‌ آنان‌ می‌باشد.(10)

چنانچه‌ ملاحظه‌ می‌کنید فقهأ، جملگی‌ ولایت‌ فقیه‌ در مسایل‌ اجتماعی‌ را پذیرفته‌اند ولی‌ اغلب‌ همچون‌ صاحب‌ جواهر، محقق‌ نراقی، امام‌ و غیره‌ ولایت‌ را به‌ عنوان‌ یک‌ حکم‌ وضعی‌ و منصب‌ شرعی‌ همانند "زوجیت" و ولایت‌ "اب‌ و جد" معرفی‌ کرده‌اند و عده‌ای‌ نیز از باب‌ امور حسبیه‌ و واجب‌ کفایی‌ و یک‌ تکلیف‌ شرعی‌ این‌ مسئولیت‌ اجرایی‌ را وظیفة‌ فقهأ دانسته‌اند همچون‌ آیت‌ الله‌ خویی.

2 - اشکال‌ شده‌ است‌ که‌ ولایت‌ در تاریخ‌ فقه‌ شیعه‌ به‌ معنای‌ حکومت‌ و کشورداری‌ مطرح‌ نبوده‌ است:

«متأسفانه‌ هیچیک‌ از اندیشمندان‌ که‌ متصدی‌ طرح‌ مسألة‌ ولایت‌ فقیه‌ شده‌اند تاکنون‌ به‌ تحلیل‌ و بازجویی‌ در شرح‌ العبارة‌ معانی‌ حکومت‌ و ولایت‌ و مقایسة‌ آنها با یکدیگر نپرداخته‌اند...از نظر تاریخی‌ نیز ولایت‌ به‌ مفهوم‌ کشورداری، به‌ هیچ‌ وجه‌ در تاریخ‌ فقه‌ اسلامی‌ مطرح‌ نبوده.»(11)

"استاد معرفت" در پاسخ‌ این‌ شبهه‌ می‌نویسد:

«ظاهراً‌ کتابهایی‌ که‌ فقهای‌ اسلامی‌ از دیر زمان، دربارة‌ "احکام‌الولاة" نوشته‌اند و ابواب‌ و مسائلی‌ که‌ با همین‌ عنوان‌ در کتب‌ فقهیه‌ آورده‌اند به‌ نظر نویسنده‌ یاد شده‌ نرسیده‌ و بدون‌ مراجعه‌ به‌ منابع‌ فقهی‌ یا کتابهای‌ تاریخ‌ و لغت، بی‌ گدار به‌ آب‌ زده، پیش‌ خود ولایت‌ را به‌ معنای‌ قیمومیت‌ که‌ لازمة‌ آن‌ تداعی‌ محجوریت‌ در مولی‌علیه‌ است‌ پنداشته... روشن‌ نیست‌ این‌ معنا را از کدامین‌ منبع‌ گرفته‌ که‌ هیچیک‌ از مطرح‌ کنندگان‌ مسألة‌ ولایت‌ فقیه‌ چنین‌ مفهوم‌ نادرستی‌ را حتی‌ تصور هم‌ نکرده‌اند.»(12)

استاد معرفت‌ بعد از روش‌شناسی‌ مبادی‌ متصدی‌ ولایت‌ فقیه‌ و استناد به‌ سخنان‌ فقهأ می‌فرماید:

«به‌ خوبی‌ روشن‌ است‌ که‌ مقصود از ولایت، همان‌ مسئولیت‌ اجرائی‌ احکام‌ انتظامی‌ است‌ که‌ دربارة‌ امامت‌ نیز همین‌ معنی‌ منظور است‌ و اصلاً‌ مسأله‌ای‌ به‌ نام‌ قیمومیت‌ و محجوریت‌ در کار نیست‌ و هر کس‌ چیزی‌ توهم‌ کند، پنداری‌ بیش‌ نمی‌باشد.»(13)

3 - شبهة‌ دیگر ناشی‌ از عدم‌ دقت‌ و درک‌ صحیح‌ نسبت‌ به‌ واژة‌ مطلقه‌ در عنوان‌ ولایت‌ مطلقة‌ فقیه‌ است‌ متاسفانه‌ عده‌ای‌ ولایت‌ مطلقه‌ فقیه‌ را با حکومت‌ مطلقه‌ و خودکامه‌ و مستبدانه‌ و ظالمانه‌ و حکومت‌ بدون‌ ملاک‌ و قانون‌ و ضابطه‌ مترادف‌ گرفته‌اند.(14) حال‌ پرسش‌ ما از این‌ شبهه‌سازان‌ و معرکه‌گیران‌ اندیشة‌ سیاسی‌ این‌ است‌ آیا ولایت‌ مطلقة‌ پیامبر(ص) و ائمة‌ اطهار(ع) را نیز به‌ همین‌ گونه‌ تفسیر می‌کنند؟

طبیعتاً‌ اگر این‌ افراد به‌ بدیهیات‌ عقاید کلامی‌ شیعه‌ اعتقاد داشته‌ باشند جواب‌ منفی‌ خواهند داد در ضمن‌ واژة‌ "مطلقه" در این‌ اصطلاح‌ به‌ معنای‌ اعم‌ از احکام‌ اولیة‌ فرعیه‌ است‌ و احکام‌ ثانوی‌ را نیز در بر می‌گیرد و به‌ عبارت‌ دیگر احکام‌ حکومتی‌ از احکام‌ شرعی‌ و مقدم‌ بر سایر احکام‌ شرعیه‌ می‌باشد و فقیه‌ جامع‌الشرایط‌ همچون‌ سایر مردم‌ تابع‌ تمام‌ قوانین‌ الهی‌ است(15) و حق‌ عدول‌ از چارچوب‌ قوانین‌ اسلام‌ را که‌ اعم‌ از احکام‌ اولیه‌ و ثانویه‌ باشد، ندارد.(16)

به‌ عبارت‌ دیگر، مقصود از اطلاق، گسترة‌ قلمروی‌ "ولایت‌ فقیه" است‌ برخلاف‌ ولایت‌ پدر در امر ازدواج‌ یا ولایت‌ مؤ‌منان‌ عادل‌ در حفظ‌ اموال‌ غائبین‌ یا ولایت‌ وصی‌ یا قیم‌ شرعی‌ بر صغار.

این‌ گسترش‌ دامنه‌ کاملاً‌ در شریعت، معین‌ و مشخص‌ شده‌ است‌ و فقیه‌ جامع‌الشرایط، حق‌ خروج‌ از این‌ دامنه‌ را ندارد و اگر خارج‌ از محدودة‌ شریعت‌ و دستورات‌ الهی‌ گام‌ بردارد مهمترین‌ شرط‌ ولایت‌ که‌ همانا تدین‌ و عدالت‌ اوست‌ منتفی‌ می‌گردد و درنتیجه‌ ولایت‌ و حق‌ حاکمیت‌ نیز از او سلب‌ می‌شود. قرآن‌ این‌ مطلب‌ را برای‌ پیامبر، شرط‌ دانسته‌ است‌ و به‌ همین‌ دلیل‌ نقش‌ خبرگان‌ رهبری‌ نیز در نظارت‌ بر عملکرد ولی‌ فقیه‌ در اساسنامة‌ خبرگان‌ مورد تأیید قرار گرفته‌ است‌ پس‌ "مطلقه" به‌ معنای‌ نامحدود بودن‌ و بی‌قید و شرط‌ بودن‌ و مطلق‌العنان‌ بودن‌ نیست. ولایت‌ مطلقه‌ یعنی‌ ریاست‌ عامه‌ و فراتر از قوای‌ مقننه، قضائیه‌ و مجریه‌ واین‌ نوع‌ از ریاست‌ در سایر نظامهای‌ سیاسی‌ برای‌ رئیس‌جمهور در نظر گرفته‌ شده‌ است‌ با این‌ تفاوت‌ که‌ در نظام‌ سیاسی‌ اسلام، قوانین‌ الهی‌ و شریعت‌ اسلام‌ در حکومت‌ دینی‌ جریان‌ دارد ولی‌ در سایر نظامهای‌ سیاسی‌ قوانین‌ عرفی‌ و سکولار حاکمند.

4 - گمان‌ دیگری‌ از سوی‌ پاره‌ای‌ افراد مطرح‌ شده‌ که‌ در ولایت، رابطة‌ ولی‌ با "مولی‌علیهم" یکطرفه‌ است. والی‌ باید دستور و فرمان‌ دهد و مولی‌ علیهم‌ می‌بایست‌ اطاعت‌ نمایند. و تودة‌ مردم‌ هیچ‌ حقی‌ نسبت‌ به‌ حاکم‌ اسلامی‌ ندارند. این‌ اد‌عا نیز غلط‌ است‌ و از ضعف‌ معرفت‌ دینی‌ در اندیشة‌ سیاسی‌ اسلام‌ نشأت‌ گرفته‌ است. مقام‌ رهبری‌ و حاکم‌ اسلامی‌ نزد دو مقام‌ مسئولیت‌ دارد. از یک‌ طرف‌ در پیشگاه‌ خداوند مسئولیت‌ دارد که‌ به‌ ناچار وظیفة‌ اجرای‌ عادلانة‌ احکام‌ و قوانین‌ اسلامی‌ و عدم‌ خروج‌ از قلمروی‌ اسلام‌ را داراست‌ و از طرف‌ دیگر در پیشگاه‌ مردم‌ مسئولیت‌ دارد و عنصر کارآمدی‌ و رفع‌ نیازهای‌ عمومی‌ ملت‌ که‌ در گذشته‌ بدان‌ اشاره‌ شد و سایر حقوق‌ مردم‌ بر رهبری‌ و زمامداران‌ اسلامی‌ ثابت‌ است‌ و رعایت‌ آنها لازم‌ و واجب‌ می‌باشد. امام‌ علی(ع) مسئولیت‌ متقابل‌ امام‌ و امت‌ را چنین‌ تبیین‌ می‌کند:

«ایهاالناس‌ ان‌ لی‌ علیکم‌ حقاً‌ و لکم‌ علی‌ حق، فاما حقَّکم‌ علیَّ‌ فالنصیحة‌ لکم‌ و توفیر فیئکم‌ و تعلیمکم‌ کی‌ لا تجهلوا و تأدیبکم‌ کیما تعملوا. و اما حقی‌ علیکم‌ فالوفا و البیعة‌ و النصیحة‌ فی‌المشهد و المغیب‌ والاجابة‌ حین‌ ادعوکم‌ و الطاعة‌ حین‌ آمرکم»(17)

«ای‌ مردم، همانا من‌ بر شما حقی‌ دارم‌ و شمانیز بر من‌ صاحب‌ حق‌ هستید و اما حق‌ شما بر من‌ این‌ است‌ که‌ از نصایح‌ و تأمین‌ رفاه‌ زندگی‌ و تعلیم‌ و آموزش‌ شما کوتاهی‌ نورزم‌ و اما حق‌ من‌ بر شما این‌ است‌ که‌ به‌ بیعت‌ و پیمان‌ خود وفادار باشید و در حضور و غیاب‌ اهل‌ نصیحت‌ باشید و وقتی‌ شما را فرامی‌خوانم‌ اجابت‌ کنید و آنگاه‌ که‌ دستوری‌ دهم‌ اطاعت‌ نمایید.»

لزوم‌ مشورت‌ حاکمان‌ و زمامداران‌ با مردم‌ یکی‌ دیگر از وظایف‌ آنهاست‌ که‌ در آیات‌ و روایات‌ بدان‌ تصریح‌ شده‌ است‌ آیة‌ "وشاورهم‌ فی‌ الامر فاذا عزمت‌ فتوکل‌ علی‌الله"(آل‌ عمران‌ آیة‌ 259) که‌ از صیغة‌ امر "شاور" استفاده‌ شده‌ و دلالت‌ بر وجوب‌ مشورت‌ دارد و نیز آیة‌ "وامرهم‌ شوری‌ بینهم(شوری‌ آیة‌ 38) و احادیثی‌ همچون‌ "من‌ استبد‌ برأیه‌ هلک"(18) و "المستبد برأیه‌ موقوف‌ علی‌ مداحض‌ الزلل"(19) مؤ‌ید این‌ مد‌عا می‌باشند.

‌5 - نویسندة‌ دیگری‌ برای‌ ایجاد تردید در مشروعیت‌ ولایت‌ فقیه‌ می‌نویسد:

«آیا شگفت‌آور نیست‌ که‌ فقیهان‌ شیعه‌ برای‌ اثبات‌ ولایت‌ مطلقة‌ فقیه‌ و تبیین‌ امر مهم‌ و عظیم‌ حکومت‌ دینی، تکیه‌شان‌ بر روایتی‌ است‌ از عمر بن‌ حنظله‌ که‌ در ثقه‌ بودنش‌ جمعی‌ شک‌ داشته‌اند و مضمون‌ روایت‌ هم‌ سؤ‌الات‌ مربوط‌ به‌ نزاعهای‌ جزئی‌ بر سر ارث‌ و طلب»(20)

وی‌ نیز گرفتار اشتباه‌ بزرگی‌ در مبادی‌ تصدیقی‌ ولایت‌ فقیه‌ شده‌ است‌ زیرا:

اولاً: متفکرانی‌ که‌ مد‌عی‌ اثبات‌ ولایت‌ فقیه‌ هستند و نام‌ برخی‌ از آنها در مقاله‌ برده‌ شد تنها به‌ روایت‌ عمر بن‌ حنظله‌ تمسک‌ نکرده‌اند، بلکه‌ براهین‌ عقلی‌ فراوانی‌ و نیز احادیث‌ بسیاری‌ چون‌ روایات‌ ابی‌ خدیجه، احادیث‌ اللهم‌ ارحم‌ خلفایی، اما الحوادث‌ الواقعه، العلمأ حکام‌ علی‌ الناس، مجاری‌الامور و الاحکام‌ علی‌ ایدی‌العلمأ، الفقهأ حصول‌ الاسلام‌ و غیره‌ را مورد استناد قرار داده‌اند.

ثانیاً: روایت‌ عمر بن‌ حنظله‌ همچنانکه‌ گذشت‌ نزد فقهأ، روایتی‌ مقبول‌ است‌ و اسناد آن‌ هم‌ خالی‌ از اشکال‌ است‌ و بزرگانی‌ از فقهأ همچون‌ علامه‌ حلی، شهید ثانی‌ و غیره‌ بدان‌ استناد کرده‌اند.

‌6 - برخی‌ حاکمیت‌ فقیه‌ جامع‌الشرایط‌ را از باب‌ "وکالت" معرفی‌ می‌کنند و استعمال‌ ولایت‌ بر این‌ نوع‌ از حاکمیت‌ را نمی‌پذیرند؟ این‌ دیدگاه‌ که‌ از عدم‌ دقت‌ در مفاهیم‌ سیاسی‌ از جمله‌ حکومت‌ و حاکمیت‌ و نیز مفاهیم‌ فقهی‌ از جمله‌ وکالت‌ نشأت‌ گرفته‌ است‌ نیز باطل‌ می‌باشد زیرا میان‌ حاکمیت‌ و سرپرستی‌ و ریاست‌ رابطة‌ منطقی‌ و محکمی‌ برقرار است. زمامداران‌ حکومت‌ که‌ در مناصب‌ قدرت‌ نشسته‌اند جهت‌ ادارة‌ جامعه‌ به‌ امر و نهی‌ و فرمانداری‌ می‌پردازند واین‌ معنای‌ از حکومت‌ به‌ هیچوجه‌ با مفهوم‌ "وکالت" که‌ اطاعت‌پذیری‌ وکیل‌ از موکل‌ در آن‌ درج‌ شده‌ است‌ سازگاری‌ ندارد. بنابر این‌ وکالت‌ در ارکان‌ دولت‌ خصوصاً‌ در عنصر حاکمیت‌ جایگاهی‌ ندارد.

 

منبع:

1- المقنعه، ص‌ 81 - 811

2- المراسم‌العلویه، ص‌ 263

3- المهذب، ج‌ 1، ص‌ 341

4- النهایة‌ فی‌ مجرد الفقه‌ و الفتاوی، ص‌ 301 - 302، الوسیله‌ کتاب‌ القضایا و الاحکام‌ فصل‌ بیان‌ القاضی، السرائر، ج‌ 3، ص‌ 536 - 539

5- تذکرة‌الفقهأ، ج‌ 1، ص‌ 459، القواعد، ج‌ 1، ص‌ 119، مختلف‌الشیعه،ص‌ 339، و ایضاح‌الفوائد، ج‌ 1، ص‌ 398 - 399

6- رسائل‌ محقق‌ کرکی، ج‌ 1، ص‌ 142 و نیز ر.ک‌ به‌ جامع‌المقاصد، ج‌ 2، ص‌ 375

7- ر.ک‌ به‌ مجمع‌الفائده‌ و البرهان، ج‌ 1، ص‌ 231، ج‌ 12، ص‌ 11، ج‌ 8، ص‌ 160، ج‌ 12، ص‌ 28

8- ر.ک‌ به‌ مدارک‌الاحکام، ج‌ 5، ص‌ 427 - مفاتیح‌الشرایع، ج‌ 2، ص‌ 50 - مفتاح‌الکرامه، ج‌ 1، ص‌ 21 - جواهرالکلام، ج‌ 16، ص‌ 178 - القضأ و الشهادات، ص‌ 48 - 49 - مصباح‌الفقیه،کتاب‌الخمس، ص‌ 160 - 161 - بلغة‌الفقیه، ج‌ 3، ص‌ 243 - البدرالزهرأ، ص‌ 57

9- القضأ و الشهادات،ص‌ 48 - 49

10- ر.ک‌ به‌ مبانی‌ تکملة‌المنهاج، ج‌ 1، ص‌ 224 - 226 و التنقیح‌ اجتهاد و تقلید ص‌ 419

11- حکمت‌ و حکومت، ص‌ 178

12- ولایت‌ فقیه، ص‌ 42 - 43

13- همان، ص‌ 44

14- حکمت‌ و حکومت، ص‌ 178

15- صحیفة‌ نور، ج‌ 20، ص‌ 170 - 171

16- ر.ک‌ به‌ ولایت‌ فقیه‌

17- نهج‌البلاغه، صبحی‌ صالح، خطبة‌ 34

18- بحارالانوار، ج‌ 72، ص‌ 104

19- همان، ص‌ 105

20- مجلة‌ کیان، شمارة‌ 36، ص‌12




نوع مطلب : شبهات در مورد ولایت فقیه، 
برچسب ها : پاسخ به شبهه، شبهه ولایی،
لینک های مرتبط :

بازدیدكننده ی عزیز این مطلب رو بدون نظر نذار *تبلیغات هزینه نیست*





(خیلی باحاله بقیه ی صفحات رو هم یه سری بزن: 2 )    1   2   
 
   





اول اسمتونو و بعد ایمیلتون رو وارد کنید