تبلیغات
http://icons.iconarchive.com/icons/klukeart/cubes/256/Box-16-Love-icon.png دو چوب و یك سنگ - مطالب ارتباط با اجنه،داستان جن,...
 
دو چوب و یك سنگ
♥منتخب سایت جهانی aosو پربازدید ترین وبلاگـ کشور در سال جاری با بهترین مطالب ♥نظر و تبادل فراموش نشه!
                                                        
الهی به امید تو

♥پربازدیدترین وبلاگ کشور
و بهترین مطالب
مستقل و مستند متنوع
از این نویسنده♥
دلم کمی خدا می خواهد...
کمی سکوت...
دلم دل بریدن می خواهد...
کمی اشک...
کمی بهت...
کمی آغوش آسمانی...
دلم یک کوچه می خواهد بن بست وبی عبور!!!
ویک خدا!!
تا کمی باهم قدم بزنیم.
من از تنهایی هایم بگویم ,از بغضم و او بگوید من همیشه درکنارتم...
همین!!!!

-------------------------
مطالب این وبلاگ ازبوستان مطالب فوق العاده وپربازدیدایران و جهان هست،لطفاصرفابرای علمی که ازمطالبم به دست آوردیدنظربدهید--
خوبم...باور کنید...


..
... ღ ღ ღ...
(¯`v´¯)
`*.¸.*´
¸.•´¸.•*¨) ¸.•*¨)
(¸.•´ (¸.•´ .•´ ¸¸.•¨¯`•¸¸.•



✔سلام.به وبلاگ من خوش اومدین.

✔کپی برداری آزاده.

با ذکر منبع.

✔لطفا تو نظرسنجیم شرکت کنید.

✔لطفا نظر خصوصی ندین.

اگر ببینم چیزه خاصی نیست

خصوصی رو هم تایید میکنم.

✔کد خدمات وبلاگم تو لیست لینک هامه.

خواستید استفاده کنید.

✔اگر مایل به تبادل لینک هستید

منو با اسم دوچوب و یک سنگ
لینک کنید و بگید لینکتون کنم.

✔بازم پیشم بیاین.خوشحال میشم.

✔موفق و پایدار باشید...

_..-♥*°*♥-..~~~ _..-♥*°*♥-.._
☜نویسنده مطالب و مدیر وب :
⇠【سَجــّـــــــٰــــاد ْدٰالْـــــوَنْد‌】

مدیر وبلاگ : سجاد
موضوعات
مطالب پربازدیداخیر
چاکرهمتون
نظرت برام خیلی مهمه جون دادا
چقدر از وبلاگ من راضی هستید؟؟؟








آمار
  • کل بازدید این دو ماه اخیر :
  • بازدیدفقط از طریق یک نفر :
  • بازدید از طریق گوگل :
  • بازدید 12ساعت گذشته :
  • بازدید امروز :
  • تعداد نویسندگان :سجاد دالوندsajjaddal@yahoo.com
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • بروز رسانی :




نوع مطلب : لیلة القدر و شهادت مولانا امیرالمومنین علی علیه السلام، آقاعلی بن موسی الرضا علیه السلام، آلمان قهرمان، ماه مبارک رمضان، جام جهانی جام جهانی، حوزه علمیه، قیام خونین، امام خمینی رحمة الله علیه، اینجا همه چی درهم برهمه، عیدسعید فطر، ولادت امام سجاد(علیه السلام)، کشتی و غیره هاش(قابل توجه بعضیا)، دلنوشته(دلم نوشته)، ستونهای ایران، تصاویرفوق العاده خنده دار، روزجوان و جوان ایرانی، عیدمبعث، سوم خرداد(خرمشهر)، امام موسی کاظم(علیه السلام)، از هر دری، اس تیکه دار، اس سیگار، اس ترکی، اس لری، عکس خنده دار توپ، تک عکسهای بازیگران، عیدمبعث، درد دل در دردودل، جام جهانی کشتی، جام جهانی فوتبال، سوتی بازار، داستانهای ترسناک(نخون شب خوابت نمیبرهآ)، اعتکاف، جوادالأئمه (علیه السلام)، ولادت امیرالمومنین حیدر کرارعلی(علیه السلا)، روزمرد، good، امام هادی (علیه السلام)، سه داستانکها، پولدارشوید، بانک سوال در دوچوب و یک سنگ، ماه رجب و شب آرزوها، آهنگ این وبلاگ، روز معلم، اشتباهاتی که در فیسبوک انجام میدهیم، دانلود کتاب دوچوب و یک سنگ، تصاویر دیدنی و جالب امروز، از طرف دوستان(شماهم میتوانید)، عجیب ولی واقعی، دلنوشته های من نویسنده، لطیفه های دوران جنگ و جبهه، طنز تصویری جدید93، دانلود مستقیم آهنگ های همای، ولادت ام ابیها و روز مادر، شوخی های فیس بوکی و...، تصاویرتوپ خنده دار، بازهم عمل نجاستی شاهین نجفی(کلاغ کوفی)، از هر دری، نماز، فروشگاه نویسنده، عیدتون مبارک، نیازمندان عیدنودوسه، خیلی مهمه باید بدونی، آئین غلط چهارشنبه سوزی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

بازدیدكننده ی عزیز این مطلب رو بدون نظر نذار *تبلیغات هزینه نیست*



1393/02/24 :: نویسنده : سجاد
  • سلام بر دوستان گل خودم  
    لطفا اگه بازدید کننده این وبلاگ هستید به این نکات توجه وعمل کنید
    دوستان عزیزم نظر بدید تا مطالبم رو بهتر ارئه بدم.....
    در بخش خبرنامه این وبلاگ در پایین وبلاگ شرکت کنید تا روزانه بهترین مطالب آنلاین در این وبلاگ و سایتهای پربازدید دیگر براتون بذارم...
    هر آنچه مطلب پر بازدید دارید برای من ارسال کنید تادر این وبلاگ به اسم و لینک خودتون بذارم
    ببخشید سرتون رو درآووردم
    بازم سرمون بزنید





نوع مطلب : اعتکاف، جوادالأئمه (علیه السلام)، ولادت امیرالمومنین حیدر کرارعلی(علیه السلا)، روزمرد، good، امام هادی (علیه السلام)، سه داستانکها، پولدارشوید، بانک سوال در دوچوب و یک سنگ، ماه رجب و شب آرزوها، آهنگ این وبلاگ، روز معلم، اشتباهاتی که در فیسبوک انجام میدهیم، دانلود کتاب دوچوب و یک سنگ، تصاویر دیدنی و جالب امروز، از طرف دوستان(شماهم میتوانید)، عجیب ولی واقعی، دلنوشته های من نویسنده، لطیفه های دوران جنگ و جبهه، طنز تصویری جدید93، دانلود مستقیم آهنگ های همای، ولادت ام ابیها و روز مادر، شوخی های فیس بوکی و...، تصاویرتوپ خنده دار، تصاویر دیدنی و جالب، بازهم عمل نجاستی شاهین نجفی(کلاغ کوفی)، از هر دری، نماز، فروشگاه نویسنده، عیدتون مبارک، نیازمندان عیدنودوسه، خیلی مهمه باید بدونی، آئین غلط چهارشنبه سوزی، عیدفاطمی، عکس بچه های ناز(نی نی)، رهبر، ساعت پخش سریال های سال 93، نظر سنجی، مطالب طنز، بدون شرح، خواهر من ......، ندیدی و نخوندی نصف عمرت بر فنا.، مطالب باحال و خوندنی، خونه تکونی(دل تکونی)، داستانهای عبرت آموز، داستانهای سال نو، روز درختکاری و آقا، عکس طنز، ترول های باحال و خنده دار ، مطالب خفن، خطای دید، فرهنگی، سیاسی، ورزشی، حوادث، آیاشما...؟؟؟، نامگذاری سال جدید به چیست؟؟، سال اسب، سال جدید، داد و بی داد، طنز سال نود و سه، نه بابا(مطالب عجیب و غریب)، جام جهانی 2014، سال یکصدونودوسه، بازی آنلاین، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

بازدیدكننده ی عزیز این مطلب رو بدون نظر نذار *تبلیغات هزینه نیست*



1392/12/16 :: نویسنده : سجاد

سلام

من اومدم با یک نظر سنجیه دیگه :







نظر بده برسه به هزار بترکونه





نوع مطلب : نظر سنجی، مطالب طنز، بدون شرح، خواهر من ......، ندیدی و نخوندی نصف عمرت بر فنا.، مطالب باحال و خوندنی، خونه تکونی(دل تکونی)، داستانهای عبرت آموز، داستانهای سال نو، روز درختکاری و آقا، عکس طنز، ترول های باحال و خنده دار ، مطالب خفن، خطای دید، فرهنگی، سیاسی، ورزشی، حوادث، آیاشما...؟؟؟، نامگذاری سال جدید به چیست؟؟، سال اسب، سال جدید، داد و بی داد، طنز سال نود و سه، نه بابا(مطالب عجیب و غریب)، جام جهانی 2014، سال یکصدونودوسه، سبد کالا، **دهه فجر***، خبر های مذهبی، چون میگذرد غـــــــــــــــــــــــــــــــمـــــــــــــــــــــی نیست...، درمورد دکتر محمود احمدی نژاد(جالب ومهم است که بدانید)، (حوادث)کشتی گیر متهم به قتل تسلیم شد، خانمها به این نقطه از نقاط بدن آقایان بیشتر توجه کنند، عشقی با استاد شهریار، بانک ملی پیش فروش مرغ راآغاز کرد.+عکس، عکسی از زن ذلیل ترین مرد دنیا، روشهای دوست پسرآزاری در حد لالیگا، روشهای ضایع کردن دختر ها(آخر خنده و...)، ماه مبارک رمضان(اعمال,و...)، شعبان المعظم(بزرگ ترین عید مومنین)، در مورد تفسیر قرآن كریم، شهداء شرمنده ایم، طنز وكار یكاتور، ننه علی كیست؟، وای چه رمانتیكه، پدر و مادر در سیگاری شدن نوجوان نقش دارند؟، مهدی صاحب الزمان(عجل الله تعالی فرجه)شرمنده ایم، چگونه یك " احوال پرسی " ساده از مرگ حتمی نجاتم داد ؟، خنده های عمومی، تفاوتهایی بین زنان و مردان، احكام بسیار جالب وخواندنی(حتما نخوانید)، چرا آقایون زود تر از خانوما میمیرند، آداب فین كردن، طنز ورزشی، آدمهای منفی، زن ها بخوانند، مرد ها بخوانند، یكی بود والا 2تا نبود، كد موزیك یكی بود یكی نبود، امام موسی كاظم(علیه السلام)، ارتباط با اجنه،داستان جن,...، سولات امتحانی (اول)و (ودوم) و(سوم) راهنمایی، حیران وسردر گم، ترفند ها وسایر موارد در ایرانسل *بفرما*، نماز وهرچی در مورد نماز، چكار كنیم نماز صبح وشب ومابقی ترك نشود؟، یارانه و حكایات یارانه، زندگی، یكی بود یكی نبود، شبهات در مورد دین اسلام، شبهات در مورد جانشینی امام علی(علیه السلام)، شبكه های شیعه، مناسبات اسلامی، نقد فرقه ها وادیان، كتابخانه، مقالات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

بازدیدكننده ی عزیز این مطلب رو بدون نظر نذار *تبلیغات هزینه نیست*



1392/12/13 :: نویسنده : سجاد

http://facebogh.ir/forum.php

[ ۱۳٩٢/۸/۳ ] [ ۱۱:٢٩ ‎ق.ظ ] [ عارف بابایی ]




نوع مطلب : ارتباط با اجنه،داستان جن,...، امام موسی كاظم(علیه السلام)، چرا آقایون زود تر از خانوما میمیرند، طنز ورزشی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

بازدیدكننده ی عزیز این مطلب رو بدون نظر نذار *تبلیغات هزینه نیست*



کد خبر: ۳۶۴۷۷۱
تاریخ انتشار: ۲۴ آذر ۱۳۹۲ - ۰۹:۳۶ - 15 December 2013
انتشار خبری درباره مرگ عجیب ۲مرد در غسالخانه‌ای در یکی از شهرهای کشور، باعث شگفتی بسیاری از مردم شده است.

به گزارش همشهری، گرچه برخی از وکلای دادگستری این خبر را تأیید کرده‌اند اما مقامات پلیس و قوه قضاییه، از صحت این خبر اظهار بی‌اطلاعی می‌کنند و می‌گویند که هنوز با چنین پرونده‌ای روبه‌رو نشده‌اند.

این ماجرا به زمانی بر می‌گردد که مردی به‌خاطر اینکه شب‌ها خواب به چشمش نمی‌آمد، تصمیم گرفت نزد یک رمال برود و از او کمک بخواهد. وقتی مرد رمال او را دید، به وی گفت که برای رهایی از این مشکل باید به یک غسالخانه برود و از غسال بخواهد که وی را روی تخت غسالخانه، غسل دهد. او تأکید کرد که فقط در این صورت است که مشکل مرد جوان حل می‌شود و وی پس از آن می‌تواند به راحتی بخوابد و خواب ببیند.

این نسخه مرد رمال در ادامه ماجرای عجیب تری را رقم زد؛ چرا که مرد جوان تصمیم گرفت هر طوری شده به یک غسالخانه برود و دستوری را که رمال میانسال داده بود، عملی کند. او برای این کار نزد یکی از غسال‌های شهر رفت و ماجرا را با وی در میان گذاشت و از او کمک خواست. غسال که نسخه رمال را باور کرده بود قبول کرد که به مرد جوان کمک کند و برای غسل‌دادن مرد جوان با او قرار گذاشت.

در روز قرار، مرد جوان راهی غسالخانه شد. آن روز، جسد مردی را که به‌علت بیماری جانش را از دست داده بود برای غسل و شست‌وشو به غسالخانه آورده بودند و مرد غسال سرگرم شست و شوی جنازه بود. وقتی مرد جوان رسید، غسال از او خواست که روی تخت غسالخانه دراز بکشد تا او را هم غسل دهد. وقتی همه‌‌چیز برای اجرای نسخه رمال آماده بود، غسال به طرف مرد جوان رفت تا او را شست و شو دهد اما مرد جوان از وی خواست برای شستن او از لیفی تازه استفاده کند، نه لیفی که با آن مردگان را می‌شوید.

مرد غسال قبول کرد و برای آوردن لیف تازه، تخت غسالخانه را ترک کرد و در همین هنگام خانواده مردی که آن روز فوت شده و جنازه‌اش روی تخت غسالخانه بود، وارد آنجا شدند. آنها با دیدن 2جنازه روی تخت غسالخانه و غیبت مرد غسال تعجب کردند و یکی از آنها با صدای بلند پرسید: «پس غسال کو؟».

در همین هنگام مرد جوان از روی تخت غسالخانه برخاست و گفت: «غسال رفته است تا لیف بیاورد». دیدن مردی که از روی تخت غسالخانه بلند شده و شروع به حرف‌زدن کرده بود، برای خانواده متوفی آنقدر ترسناک بود که یکی از آنها سکته کرد و پس از انتقال به بیمارستان جان باخت.

یکی دیگر نیز چنان وحشت کرد که هنگام فرار، پایش لیز خورد و سرش با زمین برخورد کرد و دچار خونریزی مغزی شد و در نهایت در بیمارستان جان باخت. به این ترتیب غسال و مرد جوان بازداشت شدند و پرونده آنها در حالی در اختیار دادسرا قرار گرفته که هنوز کسی نمی‌دانست جرم آنها چیست.

این ماجرا دهان به دهان بین مردم چرخید و همین باعث شد که برای بررسی صحت و سقم آن با مقامات پلیس و همچنین قضات تماس بگیریم. این در حالی بود که برخی از وکلای دادگستری در گفت‌وگوی تلفنی با همشهری مدعی شدند که این ماجرا صحت دارد و پرونده آن در یکی از شهرهای لرستان یا یزد رسیدگی می‌شود.

با این حال در ادامه پیگیری‌ها با دادستان شهر مورد نظر در لرستان تماس گرفت که وی وجود چنین ماجرایی را تکذیب کرد. همچنین مقامات قضایی در استان یزد گفتند که چنین ماجرایی در آنجا رخ نداده است.

حتی معاون جنایی پلیس آگاهی کشور نیز از وجود چنین پرونده‌ای ابراز بی‌اطلاعی کرد و گفت که این ماجرا به پلیس آگاهی گزارش نشده است.

 با این حال بیشتر مقاماتی که با آنها تماس گرفته شد، مدعی بودند که چنین ماجرایی را شنیده‌اند اما نمی‌دانند که در کدام شهر اتفاق افتاده است.



نوع مطلب : سبد کالا، **دهه فجر***، خبر های مذهبی، چون میگذرد غـــــــــــــــــــــــــــــــمـــــــــــــــــــــی نیست...، درمورد دکتر محمود احمدی نژاد(جالب ومهم است که بدانید)، (حوادث)کشتی گیر متهم به قتل تسلیم شد، خانمها به این نقطه از نقاط بدن آقایان بیشتر توجه کنند، عشقی با استاد شهریار، بانک ملی پیش فروش مرغ راآغاز کرد.+عکس، عکسی از زن ذلیل ترین مرد دنیا، روشهای دوست پسرآزاری در حد لالیگا، روشهای ضایع کردن دختر ها(آخر خنده و...)، ماه مبارک رمضان(اعمال,و...)، شعبان المعظم(بزرگ ترین عید مومنین)، در مورد تفسیر قرآن كریم، شهداء شرمنده ایم، طنز وكار یكاتور، ننه علی كیست؟، وای چه رمانتیكه، پدر و مادر در سیگاری شدن نوجوان نقش دارند؟، مهدی صاحب الزمان(عجل الله تعالی فرجه)شرمنده ایم، چگونه یك " احوال پرسی " ساده از مرگ حتمی نجاتم داد ؟، خنده های عمومی، تفاوتهایی بین زنان و مردان، احكام بسیار جالب وخواندنی(حتما نخوانید)، چرا آقایون زود تر از خانوما میمیرند، آداب فین كردن، طنز ورزشی، آدمهای منفی، زن ها بخوانند، مرد ها بخوانند، یكی بود والا 2تا نبود، كد موزیك یكی بود یكی نبود، امام موسی كاظم(علیه السلام)، ارتباط با اجنه،داستان جن,...، سولات امتحانی (اول)و (ودوم) و(سوم) راهنمایی، حیران وسردر گم، ترفند ها وسایر موارد در ایرانسل *بفرما*، نماز وهرچی در مورد نماز، چكار كنیم نماز صبح وشب ومابقی ترك نشود؟، یارانه و حكایات یارانه، زندگی، یكی بود یكی نبود، شبهات در مورد دین اسلام، شبهات در مورد جانشینی امام علی(علیه السلام)، شبكه های شیعه، مناسبات اسلامی، نقد فرقه ها وادیان، كتابخانه، مقالات، شبهات در مورد قران كریم، شبهات در مورد ولایت فقیه، داستان طنز وآموزنده، روز پدر، شهادت حضرت زینب كبری (سلام الله علیها)، بزرگ ترین بانک سولات امتحانی برای محصلان پر تلاش، هرچی کد برای وبلاگ میخای بیا اینجا، داستانهای از اهل بیت، به یا ایامی(خاطرات دوره های قدیم)یادش بـــــــــــــــخیر، او خواهد آمد، گناهان كبیره، شكر نعمت، زندگی نامه شیهد بزگوار مهدی زین الدین(رحمه الله علیه)، شیطان در كمینگاه، آداب برخورد زن وشوهر، اثبات خداوند، داستان شهداء، داستان شهداء، داستان شهداء، داستان شهداء، داستان شهداء، داستان شهداء، خرمشهر را كی آزاد كرد؟، خرمشهر را كی آزاد كرد؟، خرمشهر را كی آزاد كرد؟، فهرست سوره های قران کریم، فهرست سوره های قران کریم، داستانهای ترسناک15-، نماز(سولات واحکام، فلسفه و...)، نماز(سولات واحکام، فلسفه و...)، در مورد دجال وآخر الزمان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

بازدیدكننده ی عزیز این مطلب رو بدون نظر نذار *تبلیغات هزینه نیست*



1392/11/23 :: نویسنده : سجاد











کی از کشاورزان منطقه ای، همیشه در مسابقه‌ها، جایزه بهترین غله را به ‌دست می‌آورد و به ‌عنوان کشاورز نمونه شناخته شده بود. رقبا و همکارانش، علاقه‌مند شدند راز موفقیتش را بدانند. به همین دلیل، او را زیر نظر گرفتند و مراقب کارهایش بودند. پس از مدتی جستجو، سرانجام با نکته‌ عجیب و جالبی روبرو شدند....

ادامه مطلب


نوع مطلب : سبد کالا، **دهه فجر***، خبر های مذهبی، چون میگذرد غـــــــــــــــــــــــــــــــمـــــــــــــــــــــی نیست...، درمورد دکتر محمود احمدی نژاد(جالب ومهم است که بدانید)، خانمها به این نقطه از نقاط بدن آقایان بیشتر توجه کنند، عشقی با استاد شهریار، بانک ملی پیش فروش مرغ راآغاز کرد.+عکس، عکسی از زن ذلیل ترین مرد دنیا، روشهای دوست پسرآزاری در حد لالیگا، روشهای ضایع کردن دختر ها(آخر خنده و...)، ماه مبارک رمضان(اعمال,و...)، شعبان المعظم(بزرگ ترین عید مومنین)، در مورد تفسیر قرآن كریم، شهداء شرمنده ایم، طنز وكار یكاتور، ننه علی كیست؟، وای چه رمانتیكه، پدر و مادر در سیگاری شدن نوجوان نقش دارند؟، مهدی صاحب الزمان(عجل الله تعالی فرجه)شرمنده ایم، چگونه یك " احوال پرسی " ساده از مرگ حتمی نجاتم داد ؟، خنده های عمومی، تفاوتهایی بین زنان و مردان، احكام بسیار جالب وخواندنی(حتما نخوانید)، چرا آقایون زود تر از خانوما میمیرند، آداب فین كردن، طنز ورزشی، آدمهای منفی، زن ها بخوانند، مرد ها بخوانند، یكی بود والا 2تا نبود، كد موزیك یكی بود یكی نبود، امام موسی كاظم(علیه السلام)، ارتباط با اجنه،داستان جن,...، سولات امتحانی (اول)و (ودوم) و(سوم) راهنمایی، حیران وسردر گم، ترفند ها وسایر موارد در ایرانسل *بفرما*، نماز وهرچی در مورد نماز، چكار كنیم نماز صبح وشب ومابقی ترك نشود؟، یارانه و حكایات یارانه، زندگی، یكی بود یكی نبود، شبهات در مورد دین اسلام، شبهات در مورد جانشینی امام علی(علیه السلام)، شبكه های شیعه، مناسبات اسلامی، نقد فرقه ها وادیان، كتابخانه، مقالات، شبهات در مورد قران كریم، شبهات در مورد ولایت فقیه، داستان طنز وآموزنده، روز پدر، شهادت حضرت زینب كبری (سلام الله علیها)، بزرگ ترین بانک سولات امتحانی برای محصلان پر تلاش، هرچی کد برای وبلاگ میخای بیا اینجا، داستانهای از اهل بیت، به یا ایامی(خاطرات دوره های قدیم)یادش بـــــــــــــــخیر، او خواهد آمد، گناهان كبیره، شكر نعمت، زندگی نامه شیهد بزگوار مهدی زین الدین(رحمه الله علیه)، شیطان در كمینگاه، آداب برخورد زن وشوهر، اثبات خداوند، داستان شهداء، دفاع مقدس، خرمشهر را كی آزاد كرد؟، امام محمد باقر(علیه السلام) ولادت و...، زندگی سیاسی امام هادی (علیه السلام)، از ولادت تا شهادت امام علی(علیه السلام)، فهرست سوره های قران کریم، طنز، زندگانی اهلبیت(علیهم السلام)، چند قدم نزدیک تر به خدا، داستانهای ترسناک15-، نماز(سولات واحکام، فلسفه و...)، پشت یا اونور کنکوریها، در مورد دجال وآخر الزمان، روز مادر، مطلب عاشقانه بسیار جالب، دانلود برنامه كاربردی موبایل، دانلود انواع زنگ موبایل، نرم افزارهای مذهبی موبایل، دانلود نرم افزار وسنگ افزار، بازی آنلاین، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

بازدیدكننده ی عزیز این مطلب رو بدون نظر نذار *تبلیغات هزینه نیست*



1391/03/25 :: نویسنده : سجاد
راستی اگه داستانی در مورد جن دارید برای ما ار سال کنید تا با نام خود یا...
نقل کنیم
راستی داستان زیاد باعث  رویت همزاد میشود
نه  بابا




نوع مطلب : ارتباط با اجنه،داستان جن,...، 
برچسب ها : در مورد جن وبلاگ جن، خود جن، وای من جن هستم، ترسیدم،
لینک های مرتبط :

بازدیدكننده ی عزیز این مطلب رو بدون نظر نذار *تبلیغات هزینه نیست*



1391/03/24 :: نویسنده : سجاد

ازدواج جن
 

روایات زیادی در زمینه ازدواج جن با انسان نقل شده و افراد متعددی گفته اند که با زنان جنی ازدواج کرده اند و معمولا هم درخواست از طرف زنان جنی است . (حیدر قنبری صاحب کتاب داستانهای شگفت انگیز از جن)

در مورد تشکیل خانواده و ازدواج جنیان روش خاصی دارند هر گاه دو تن از آنها به زندگی با هم گرایش یابند ، به هم نزدیک میشوند.

این نزدیکی سبب ایجاد شادی در میان گروه و قوم آنها میشود و همه دور آنها جمع شده آواز خوانده ، میرقصند.

مراسم مزبور تا حدودی شبیه مراسم ازدواج انسانها است  که در آن میهمانان پذیرایی شده و شادی میکنند .

جنیان در حدود 10 سالگی آماده ازدواج و تولید مثل  هستند.

آنها بعد از ازدواج در روابط خود صادق بوده ، به یکدیگر خیانت نمیکنند و اساسا چنین مشکلی در جامعه جنیان در جامعه جنیان وجود ندارد .

آنها هیچگاه بر سر تصاحب زنان در گیر نمیشوند چون آنان مانند بشر دارای قوای شهوت جنسی نیستند. البته اگر همسر آنان بمیرد میتوانند دوباره  ازدواج کنند.

در هنگام ازدواج همه جنیان مطلع شده و معمولا در جشن اجتماعات همسایه نیز شرکت دارند.انجام شادی و شرکت در چنین اجتماعاتی به آنها انرژی خاصی میدهد.
آقای علی باقری صاحب کتاب دانستنیهایی درمورد جن

از اقوال ، حکایات ، شواهد و قرائنی که در دست داریم چنین بر می آید که بین جنیان و آدمیان میتواند تزویج صورت گیرد و این امر بارها انجام گرفته است

 اما آنچه مسلم است این است که ازدواج انسان با جن به خاطر تفاوت طبایع بین ایندو ، گرچه برای جنیان خوش آیند است اما هیچگاه سرانجام خوشی برای انسان نداشته و مخاطرات احتمالی و حتی مرگ را ممکن است در پی دارد. (آقای ستار پورابراهیم صاحب کتاب دنیای مرموز جن)

 

نظر سایت جن

اجنه مانند انسانها برای تولید مثل نیاز به نزدیک شدن به جفت خود دارند و چون دارای شعور و آگاهی میباشند برای این کار مقدماتی مانند آداب و  مراسم ازدواج را برگزار میکنند.

آنها پس از انتخاب جفت در صورتی که به دین و آئینی پایبند باشند طبق همان آئین مراسم عروسی را برگزار میکنند به این معنا که اگر مسلمان باشند صیغه عقد را جاری میکنند ، و اگر مسیحی یا یهودی باشند به کلیسا و عبادتگاه رفته با انجام مراسم مربوط به خود زندگی مشترکشان را آغاز میکنند .

ازدواج انسان با جن بسیار اتفاق افتاده  که غالبا به علت مشکلاتی که دارد زندگی مشترک این دو موجود مدت کوتاهی دارد.

در ازدواج جن با انسان : معاشقه ، صحبتهای عرفی و مراوداتی که بین زن و شوهر وجود دارد به شکلی که در بین انسانها برقرار است وجود ندارد لذا  لذت ها منحصر به لذت جنسی است و این باعث میشود انسان از لحاظ روحی نیز بسیار دچار خستگی و نا بسامانی گردد .

به عنوان مثال دو انسان که از فرهنگهای متفاوت باشند در زندگی  با چالشهایی رو برو هستند که با گذشت زمان و تاثیر فرهنگ هر یک بر دیگری این چالشها بر طرف میشود گاهی هم به علت اختلاف زیاد فرهنگها به جدایی و طلاق کشیده میشود .

 حال تصور کنید دو موجود با ماهیت متفاوت ،هم سطح  تفکرات و تعقلات  چگونه میتوانند یکدیگر را درک کرده و زندگی کنند خوی حیوانی در جنها قوی تر از انسانهاست (البته نه درندگی بلکه حیوانی)

بنا بر این خداوند فرموده ما از جنس خودتان برایتان زوج و زوجه آفریدیم تا با او آرامش پیدا کنید .

حکم ازدواج با اجنه به عهده بزرگان و مراجع تقلید است اما پیامبر اکرم در مورد ازدواج با اجنه نهی فرموده اند (بحار ج 60 ص13)





نوع مطلب : ارتباط با اجنه،داستان جن,...، 
برچسب ها : مطالبی مهم درباره جن معنای لغوی جن تسخیر و احظار و رویت جن مكان زندگی و تغذیه جن انواع جن و دین جن جن زدگی عكس و فیلم جن و سینما ماوراء ازدواج جن خلقت جن ماهیت و شكل و شمایل جن ریاضت جن در کلام بزرگان جن در کتب مقدس جفر و رمل نجوم زاد و ولد و طول عمر جن تغییر شكل جن قدرت و سرعت و معلومات جن شنیدنی هایی از جن ( داستان ها ) شیطان و ابلیس موجودات ماورایی كتب الكترونیكی درباره جن و علوم غریبه سخنرانی هایی درباره جن علوم غریبه سوالات شما ؟؟ سحر و جادو زندگینامه صالحین پیامبران دانشمندان طی الارض قران متفرقه افسانه و اساطیر دعا و طلسم و اذكار احادیث و روایات و حكایات قدرت های روحی مهدویت عمومی فیزیك و متافیزیك سنگ ها هاله نورانی یا اتری فروشگاه وبلاگ،
لینک های مرتبط :

بازدیدكننده ی عزیز این مطلب رو بدون نظر نذار *تبلیغات هزینه نیست*



طی الارض: روزی آیت الله سید محمد طهرانی از علامه طباطبایی پرسیدند : حقیقت طی الارض چیست؟ علامه طباطبایی فرمودند: حقیقت طی الارض پیچیدن زمین در زیر گام رونده است. روزی مرحوم محمد حسن الهی قاضی یك روز بوسیله شاگردی كه داشت و او احضار ارواح می نمود(نه با آییه و نه میز سه گوش بلكه دستی به چشم خود می كشید و فورا احضار می كرد) از روح مرحوم حاج میرزا علی آقا قاضی-رضوان الله علیه- راجع به طی الارض سوال كرده بودند . مرحوم قاضی - رحمت الله علیه - جواب داده بودند كه :((طی الارض شش آیه از اول سوره طه است)) تا ((له الاسما الحسنی)) منبع : مهر تابان ص 370 برای رسیدن به طی الارض باید این صفات را در خود ایجاد كرد: - تزكیه كامل(حداقل 20 چله) - ترك محرمات در حد اعلی.هیچ شك و شبه ای نباید در اعمال باشد - روش های متعددی توسط عرفا بیان شده است مانند: این روش توسط سید علی آقا قاضی بیان شده است : مداومت به قرائت سوره مباركه اخلاص حداقل 7000 بار در روز بعد ها بدون شمارش. انجام این عمل باید تا یكسال انجام شود





نوع مطلب : ارتباط با اجنه،داستان جن,...، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

بازدیدكننده ی عزیز این مطلب رو بدون نظر نذار *تبلیغات هزینه نیست*



1391/03/24 :: نویسنده : سجاد
                          

                           

 

            

                    

                        

                             

                    


                

توجه.

قرار دادن عكسها در وبلاگ جن نشانه تایید انها نیست و ممكن است عكسها سند و مدرك نداشته باشند.





نوع مطلب : ارتباط با اجنه،داستان جن,...، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

بازدیدكننده ی عزیز این مطلب رو بدون نظر نذار *تبلیغات هزینه نیست*



معنای لغوی جن

(جن)در لغت به معنی موجود پنهان و نامرئی بوده و تمام مشتقاتش بر استتار و پناهنی دلالت دارد ، مانند (جنت) که به معنی باغی است سر سبز و آباد ، و (جنان) یعنی آن دلی که در سینه پنهان است ، و (جنین) به معنی کودک در شکم ، و (مجنون) که آثار و نشانی از عقل در او دیده نمی شود ، و (جنه)به معنی سپر که جنگجو سر و گردن خود را با آن می پوشانند.

 در فارسی به جن و شیطان ،( پری ، دیو و اهریمن ) نیز می گویند که ظاهراَ این ترجمه غلط است. زیرا کلمه شیطان مترادف در فارسی ندارد و باید عین لفظ در ترجمه بیاید.  جن به معنای شیء مستور است ، یعنی شیء نامرئی و پوشیده شده و غیر قابل رویت.   استاد مرتضی مطهری   

درکتاب اقرب الموارد و قاموس قرآن آمده است که جان اسم جمع جن است اما در مجمع البحرین و کشاف آمده است که جان پدر بزرگ جن است . و در معیار الغت آمده است که جان پدر جن است مثل آدم که پدر بشر است و این واژه هفت بار در قرآن کریم آمده است دو بار درباره عصای موسی و پنج بار در مقابل انسان .

در تفسیر روح البیان و مجمع البحرین آمده است که جمع جن میشو جنی زیرا اجنه جمع  جنین  است نه جن

در مفردات راغب اصفهانی آمده است : اصل کلمه جن پنهان و پوشیده بودن شیئ از حواس است.


در فرهنگ المنجد در معنای جن آمده است : جن الیل به معنای تاریکی شب و پوشانندگی آن است و جن الناس به معنای بزرگان آدمیان است .
وقتی که گفته میشود : لا جن بهذالامر یعنی آن کار مخفی و پنهان نیست جنه مفرد جنی است و نیز مفرد جنیه است
 

8.راغب در (محاضرات) در وجه نامیدن جن گفته: جن چون از نظرها مستور است او را جن گفتند .

 

 نظر سایت جن:

 در معنای لغوی جن این است که جن در عربی به همان معنای پوشیده ، پنهان ، غیر مرئی ، یا پشت پرده در فارسی میباشد.

 

----------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

معنای اصطلاحی جن

ما در اصطلاح، جن به مخلوقی از مخلوقات خدای متعال اطلاق می شود که نامرئی است و از حواس ظاهری انسان پنهان است، جن را به این جهت جن نامیده اند که به چشم نمی آید مگر در موقعی که بخواهد قدرتی را که خدای متعال در او قرار داده به نمایش بگذارد.(جنّه) جمع جن است و (جانّ)«تشدید نون»ابوالجن یعنی پدر جن هاست.

 در فرهنگ لاروس و المنجد آمده:(جن:موجود نامرئی بین انسان و ارواح است، پری. واحد آن جنی و مؤنث آن جنّیه است)

3. در مجمع البحرین آمده :جن موجوداتی اند که بر خلاف انسان هستند و به خاطر این که دیده نمی شوند جن نامیده شده اند.گفته شده که جن اجسامی اند هوائی که قادرند به اشکال مختلف درآیند. آنها دارای عقل و فهم بودهو بر انجام اعمال سخت قدرت دارند و ابن عربی حکایت کرده:مسلمین اجماع دارند که اجنه می خورند و می آشامند و نکاح می کنند، بر خلاف فلاسفه که منکر وجود جن هستند. علامه مجلسی(ره) در بحار

از ابن سینا نقل کرده که در رساله (حدود الاشیاء) گفته: جن حیوانی است هوائی که به اشکال مختلف متشکل می شود و این تعریف، شرح الاسمی است،«نه حقیقی»

4.مرحوم طبرسی (ره) در مجمع البیان، ذیل سوره جن فرموده:جن صنفی از مخلوق هستند که اجسام نازک و لطیف و سبکی دارند، به صورت و شکل مخصوص، به خلاف انسان و فرشته

5.مرحوم قمی(ره) در تفسیر خود فرموده:«جنیان فرزند جاننّد» همانطور که انسان ها فرزند آدمند

6.مرحوم ملا فتح الله کاشانی(ره) در تفسیر منهج الصادقین فرمودند:(جن اجسام لطیفه شفافه اند که ناریه و هوائیه بر ایشان غالب است و به اشکال مختلفه متشکل  می شوند(

 

7.فخر رازی در تفسیر کبیر خود گفته:علما درباره جن اختلاف کردند.بعضی گفتند: جن از جنس غیر شیطان است و صحیح آن است که شیاطین از اقسام جن هستند، پس هر هر جنی که مؤمن باشد شیظان نامیده نمی شود و هر جنی که کافر باشد به اسم  شیطان نامیده می شود و دلیل بر صحت این مطلب آن است که لفظ جن مشتق از اجتنان به معنای استتار است و هر چه که چنین باشد از جن شمرده می شود.

8.راغب در (محاضرات) در وجه نامیدن جن گفته: جن چون از نظرها مستور است او را جن گفتندو در بسیاری از استعمالات، جن و شیطان متحد می نمایند و به فارسی « دیو » گویندو شخص دیوانه را مجنون گویند و غریف جن:غالباً آوازی است که از باد یا غیر آن در بیابان ظاهر می شود.

9.هیچ اختلافی بین امامیه و بلکه بین مسلمین نیست در اینکه جن و شیاطین اجسام لطیفه هستند که در بعضی مواقع دیده می شوند و در برخی موارد دیده نمی شوند و دارای حرکات سریع می باشند و بر انجام کارهای قوی و پرتوان قدرت دارند و همانند خون در اجساد بنی آدم جریان دارند و خدای متعال طبق مصالح آنها را به اشکال مختلف و صورتهای متنوع شکل می دهد، چنانکه سید مرتضی(ره) به آن معتقد است، یا اینکه خدای متعال قدرت انجام چنین کاری را در وجود آنها قرار داده است، چنانکه این مطلب از اخبار و آثار ظاهر و آشکار است.

10.همه توافق دارند که جن و شیاطین عبارت از اشخاصی نیستند که دارای اجسام کثیف(قابل رؤیت) باشند و مانند انسان و حیوانات رفت و آمد داشته باشند،بلکه قول به دست آمده دو تاست:1-آنها اجسامی هستند هوائی که قادرند به اشکال مختلف شکل گیرند و دارای عقل و فهم هستند و قدرت دارند کارهای سخت و طاقت فرسا انجام دهند.

2-حکما موجوداتی را ثابت کردند که نه مکان دارند و نه حالتی در مکان و گفتند:آنها مجرد از اجسام هستند.

11.جن جسمی ناری و سفلی(پست) است که به اشکال مختلف در می آید حتی به شکل سگ و خوک،ولی به شکل فرشته و نبی در نمی آید.

12.علامه طباطبائی فرمودند:کلمه جن به معنای نوعی از مخلئقات خدا است که از حواس ما مستورند و قرآن کریم وجود چنین موجوداتی را تصدیق کرده و درباره آن مطالبی بیان کرده است.

در فرهنگ عمید جن چنین معنا شده :
جن- جنه :(به کسر جیم و تشدید نون) به موجودی خیالی و به موجودی خیالی و غیر مرئی بین انسان و ارواح میگویند که واحدش جنی و مونث آن جنیه است . جنی یعنی یک مرد جن و جنیه یعنی یک زن جن.
نویسنده برهان قاطع در معنای جن گفته است :
جن بکسر اول در عربی معروف است که پری و دیو باشد و دل را نیز میگویند و قلب هم خوانند و اول و تخست را هم گویند که در مقابل کهنگی است .
در فرهنگ عربی المنجد هم مانند فرهنگ عمید جن بع نای موجودی خیالی بین انسان و ارواح آمده وبه این سبب به این اسم نامیده شده که از دید ما مخفی و پوشیده است .

.

در فرهنگ لاروس در معنای جن نوشته شده است :
الجن : موجود نامرئی بین انسان و ارواح . پری . واحد آن جنی و مونث آن جنیه است

 نظر سایت جن:
اما در هر صورت باید بگوئیم اطلاق جن به جانور  اصلا درست نیست ( چون بعضی جاها آمده جن جانوریست که...) چون جانور قوه عقل را ندارد در صورتی که جن قوه عاقله و تفکر دارد اما از جانور بالاتر و از انسان پائین تر است اعتقاد ما این است که حتی چندین صنف موجود پائین تر از جن و بالاتر از حیوان(جانور) وجود دارد که در بخشهای دیگر سایت از آن به عنوان آل ، دیو و... بحث شده است لازم به ذکر است که این بالائی و پائینی منظور همان رتبه وجودی در کمال میباشد مثل انسان که اشرف مخلوقات است.

در مورد معنی اصطلاحی ترجیحا توضیحات سایت در قسمت ماهیت کاملتر میباشد.





نوع مطلب : ارتباط با اجنه،داستان جن,...، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

بازدیدكننده ی عزیز این مطلب رو بدون نظر نذار *تبلیغات هزینه نیست*



قسمت سوم : داخل شدن جن به بدن انسان

سؤال: در روزهای گذشته قضیه داخل شدن جن در بدن انسان مطرح شده و به خاطر اختلاف در خلقت، عقلاً محال است. انسان از گِل و جن از آتش خلق شده است و شیاطین جز وسوسه تسلط دیگری ندارند و خداوند قدرتی برای تسلط آن ها بر انسان قرار نداده است! و نوارهای ضبط شده كه منتشر شده دلیلی بر این امر نیست پس رد شما بر آن چیست؟

جواب: الحمد لله

داخل شدن جن به بدن انسان از دیدگاه قرآن و سنت و اهل سنت و جماعت و مشاهده و محسوسات، حق است و جز معتزله كه عقلهایشان را بر دلایل كتاب و سنت مقدم داشتند كسی با آن مخالفت نكرده است و ما آن را به صورت مختصر بازگو می كنیم:

الله تعالی می فرماید:(الَّذِینَ یَأْكُلُونَ الرِّبَا لا یَقُومُونَ إِلا كَمَا یَقُومُ الَّذِی یَتَخَبَّطُهُ الشَّیْطَانُ مِنَ الْمَسِّ) «كسانی كه ربا می‏خورند، (از گور) برنمی‏خیزند مگر مانند برخاستن كسی كه شیطان بر اثر تماس‏، او را دچار جنون نموده است».

قرطبی: در تفسیر آن می فرماید:"این آیه دلیل است بر باطل بودن انكار كسانی كه صرع را از جهت جن انكار می كنند و گمان می كنند كه آن به خاطر طبیعت انسان است و شیطان نمی تواند در انسان نفوذ كند و او را دچار دیوانگی سازد".

ابن كثیر: در تفسیر این آیه می فرماید:"یعنی روز قیامت از قبرهایشان جز به مانند كسانی كه در اثر تماس شیطان دچار صرع شده اند، برنمی خیزند. ابن عباس می گوید: كسی كه ربا می خورد روز قیامت چون دیوانه ای كه حالت خفگی دارد برمی خیزد".

در حدیث صحیح نسائی از ابی الیسر روایت می كند كه پیامبر صلی الله علیه و سلم  در دعایش می فرمود:(اللَّهُمَّ إِنِّی أَعُوذُ بِكَ مِنْ الْهَرَمِ وَالتَّرَدِّی وَالْهَدْمِ وَالْغَمِّ وَالْحَرِیقِ وَالْغَرَقِ وَأَعُوذُ بِكَ أَنْ یَتَخَبَّطَنِی الشَّیْطَانُ عِنْدَ الْمَوْتِ...) «پروردگارا پناه می برم به تو از پیری همراه با خرفتی، از افتادن از جای بلند، غم و ناراحتی، از مردن به وسیله سوختن و غرق شدن و پناه می برم به تو از این كه شیطان هنگام مرگ با لمس كردن به من آسیب برساند و…» المناوی در كتاب"فیض" ج2ص148 در شرح عبارت(وَأَعُوذُ بِكَ أَنْ یَتَخَبَّطَنِی الشَّیْطَانُ عِنْدَ الْمَوْتِ) می‌گوید: یعنی مرا دچار صرع كند و مرا به بازی بگیرد و دین و عقلم را هنگام مرگ به فساد كشاند؛ با خصومت و دشمنی كه دارد باعث لغزش قدم ها و از دست دادن عقل و بردباری شود و بر شخص هنگام جدایی از دنیا او را گمراه كند یا مانع توبه او گردد….

ابن تیمیه در مجموع الفتاوی 24/276 می گوید: داخل شدن جن به بدن انسان به اتفاق اهل سنت و جماعت مورد تأیید است الله تعالی می فرماید:(الَّذِینَ یَأْكُلُونَ الرِّبَا لا یَقُومُونَ إِلا كَمَا یَقُومُ الَّذِی یَتَخَبَّطُهُ الشَّیْطَانُ مِنَ الْمَسِّ) «كسانی كه ربا می‏خورند، (از گور) برنمی‏خیزند مگر مانند برخاستن كسی كه شیطان بر اثر تماس‏، او را دچار جنون كرده است» و در حدیث صحیح از پیامبر صلی الله علیه و سلم   ثابت است كه می‌فرماید:(إِنَّ الشَّیْطَانَ یَجْرِی مِنْ ابْنِ آدَمَ مَجْرَی الدَّمِ) «شیطان در فرزندان آدم به مانند خون در بدن جریان می یابد».

عبدالله بن احمد بن حنبل می گوید:" به پدرم گفتم: كسانی هستند كه می گویند جن داخل بدن دیوانه نمی‌شود. گفت: پسرم دروغ می گویند. جن بر زبان شخص جن زده سخن می گوید".

ابن تیمیه در توضیح آن می گوید:"آن چه كه او گفته است امری مشهور است چون شخصی كه دچار صرع شده است به زبانی سخن می گوید كه معنای آن دانسته نمی شود و به بدنش ضربه های بزرگی وارد می‌شود كه اگر به شتر وارد شود آثار آن بر جای می ماند ولی شخص دیوانه نه ضربه را كه به او می زنند احساس می كند و نه كلامی كه بر زبانش جاری می شود را می فهمد. و ممكن است شخص دچار صرع شده كاری را برای شخص سالم نیز انجام دهد؛ و قالیچه ای كه بر آن نشسته است را جمع كند و اسباب و وسایل را جابجا كند و از مكانی به مكان دیگر رود و كارهای دیگر نیز انجام دهد. اما كسی كه او را مشاهده كند برایش مشخص می شود كسی كه بر زبان آن فرد سخن می راند و حركت دهنده این اجسام است كسی دیگر غیر از آن فرد است". و می فرماید:" و هیچ یك از امامان مسلمانان داخل شدن جن در بدن شخص دچار صرع شده را انكار نكرده اند و كسی كه آن را انكار كند و ادعا كند كه شریعت آن را انكار كرده است بر شریعت خداوند دروغ بسته است چون دلایل شرعی وارد شدن جن به بدن انسان را نفی نمی‌كند".

داخل شدن جن در بدن انسان از دیدگاه قرآن و سنت پیامبرصلی الله علیه و سلم  و به اتفاق اهل سنت و جماعت كه بعضی از سخنانشان را آوردیم مورد تأیید است.

اما این فرموده الله تعالی:(وَمَا هُمْ بِضَارِّینَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ)[1] «بدون فرمان خدا نمی‏توانستند به وسیله آن به احدی زیان برسانند» هیچ شكی نیست كه این دلیل واضح و آشكار است كه جن نمی تواند به وسیله سحر یا صرع یا انواع دیگر از اذیت ها یا گمراهی ها به كسی ضرر برساند مگر این كه خداوند اراده كرده باشد. حسن بصری می گوید: همان گونه كه الله تعالی می فرماید هركس كه خداوند بخواهد شیطان بر او مسلط می شود و هركس را خداوند نخواهد شیطان نمی تواند بر او تسلط یابد. پس شیطان كه جنی كافر است بر مؤمنانی كه دچار گناهان شده و از ذكر و یاد خدا و خالص گرداندن عبادت برای او، دور شده اند تسلط می یابد اما نسبت به بندگان صالح خداوند شیطان قدرتی ندارد همان گونه كه می فرماید: (إِنَّ عِبَادِی لَیْسَ لَكَ عَلَیْهِمْ سُلْطَانٌ وَكَفَی بِرَبِّكَ وَكِیلًا)[2] «در حقیقت تو را بر بندگان من تسلطی نیست و حمایتگری [چون] پروردگارت كافی است».

اما سبب های صرع : ابن تیمیه در مجموع الفتاوی 19/39 می گوید:"مس انسان توسط جن ممكن است به خاطر دوست داشتن، شهوت و عشق باشد همان گونه كه میان انسان ها روی می‌دهد… و می تواند به خاطر تنفر و مجازات باشد كه بیشتر از این نوع است مانند این كه بعضی از انسان ها آن ها را اذیت كنند یا گمان كنند كه آن ها عمداً آن ها را اذیت كرده اند یا بر بعضی از آن ها ادرار كنند یا آب گرمی را بر آن ها ریخته باشند یا بعضی از آن ها را كشته باشند اگر چه انسان آن را درك نمی كند. جهل و ظلم در جن باعث می شود كه بیشتر از آن چه انسان‌ها مستحق آن هستند آن‌ها را مجازات كنند و ممكن است كه از روی شوخی این كار را بكنند و به مانند انسان سفیه آسیب برسانند".

می گویم: راه نجات از مس شیاطین ذكر و یاد نام الله و بسم الله گفتن در ابتدای هر كاری است هم چنان كه به صورت صحیح بسم الله و ذكر خداوند در امور بسیاری مانند غذا خوردن، آب نوشیدن، سوار شدن، دستشویی رفتن، نزدیكی كردن با همسر و چیزهای دیگر از پیامبر صلی الله علیه و سلم  روایت شده است.

اما برای درمان آن ابن تیمیه: در مجموع الفتاوی 19/42 می گوید:"جن هنگامی كه بر انسانی تجاوز نمود از حكم خداوند و رسولش او را باخبر سازید و بر او اقامه حجت كنید و او را به كارهای پسندیده، امر و از كارهای ناپسند نهی كنید همان گونه كه با انسان این كار را انجام می دهید. زیرا خداوند می فرماید:(وَمَا كُنَّا مُعَذِّبِینَ حَتَّی نَبْعَثَ رَسُولًا)[3] «ما تا پیامبری نفرستیم هرگز آن ها را عذاب نخواهیم كرد» سپس فرمود: و هنگامی كه جن با امر و نهی و روشن كردن موضوع بیرون نیامد جایز است كه او را صدا زند و دشنام دهد و تهدید كند و لعنت كند همان گونه كه رسول اللهص با شیطان هنگامی كه با شعله ای از آتش به طرف پیامبر صلی الله علیه و سلم  آمد و خواست به صورت او پرتاب كند سه بار فرمود:(أعوذ بالله منك، وألعنك بلعنة الله)[4] «از تو به خداوند پناه می برم و تو را به لعنت خداوند لعنت می كنم». و بر علیه او می تواند به وسیله ذكر خداوند و خواندن قرآن یاری بگیرد به خصوص آیة الكرسی كه پیامبرص در باره آن می فرماید:(من قرأها لَنْ یَزَالَ مَعَكَ مِنْ اللَّهِ حَافِظٌ وَلَا یَقْرَبُكَ شَیْطَانٌ حَتَّی تُصْبِحَ)[5] «هركس آن را بخواند از جانب خداوند محافظی برایش قرار داده می شود كه هرگز از او دور نمی شود و شیطان تا هنگامی كه صبح می شود به او نزدیك نمی گردد». خواندن معوذتین نیز بدین گونه است.

اما پزشكی كه بر آن چه ما برای درمان شخص مصروع بیان كردیم اعتماد نكند هیچ چیز دیگری به شخص مصروع كمك نمی كند.[6]

مس انسان توسط جن و احكام مربوط به مس

آیا امكان دارد كه جن انسان را مس كند؟ اگر چنین چیزی ممكن است پس چگونه انسان در مقابل اعمالش هنگام وارد شدن جن به بدنش در روز قیامت مسئول است؟

جواب: الحمد لله.

اولاً: امكان دارد كه جن به وسیله داخل شدن در بدنش او را دچار نارحتی كند كه خداوند این مورد را در كتابش بیان كرده است:(الَّذِینَ یَأْكُلُونَ الرِّبَا لا یَقُومُونَ إِلا كَمَا یَقُومُ الَّذِی یَتَخَبَّطُهُ الشَّیْطَانُ مِنَ الْمَسِّ)[7] «كسانی كه ربا می‏خورند، (از گور) برنمی‏خیزند مگر مانند برخاستن كسی كه شیطان بر اثر تماس‏، او را دچار جنون كرده است».

شیخ الاسلام ابن تیمیه: می فرماید:"داخل شدن جن به بدن انسان به اتفاق امامان اهل سنت و جماعت ثابت است الله تعالی می فرماید:(الَّذِینَ یَأْكُلُونَ الرِّبَا لا یَقُومُونَ إِلا كَمَا یَقُومُ الَّذِی یَتَخَبَّطُهُ الشَّیْطَانُ مِنَ الْمَسِّ) «كسانی كه ربا می‏خورند، (از گور) برنمی‏خیزند مگر مانند برخاستن كسی كه شیطان بر اثر تماس‏، او را دچار جنون كرده است» و در حدیث صحیح از پیامبر صلی الله علیه و سلم  ثابت است كه می فرماید:(إِنَّ الشَّیْطَانَ یَجْرِی مِنْ ابْنِ آدَمَ مَجْرَی الدَّمِ) « شیطان در فرزندان آدم به مانند خودن در بدن جریان می یابد»"[8].

ثانیاً: داخل شدن جن به بدن انسان باعث مریضی است. چنان چه انسان با وجود این مریضی نیز عقل و اختیار خود را از دست نداد در مقابل سخنان و كردارش، مورد بازخواست قرار می گیرد اما اگر این مریضی بر او غلبه كند به گونه ای كه عقل و اختیارش را از دست بدهد او مانند دیوانه، تكلیفی بر او نیست بدین خاطر در لغت عربی "المس" به "الجنون" یعنی دیوانه معنی شده است.[9]

ولی با این حال مسئول آسیب های مالی است كه در حالت جنون به مردم وارد می كند چنان كه اگر مال كسی را تلف كند، مسئول است.[10]

در" الموسوعة الفقهیة " ج16 ص 106 آمده:" فقها بر این كه جنون چون بیهوش و خواب است اجماع دارند و به دلیل از دست دادن اختیار، چون بیهوشی است كه در خواب حرف می زند و كلماتی چون طلاق، اسلام، ارتداد، خرید و فروش كردن و چیزهای دیگر بر زبان می راند و حالت جنون شدیدتر است لذا باطل بودن آن به خاطر جنون اولی تر است زیرا مجنون قدرت تعقل، تشخیص و اهلیت ندارد و در این باره، به این فرموده پیامبرص استدلال می‌كنند:(رُفِعَ القَلَمُ عن ثلاثةٍ: عن النائمِ حتى یستیقظَ، وعَن الصبِیِّ حَتى یَحتلمَ، وعَن المجنونِ حتى یَعْقل)[11] «تكلیف از سه دسته برداشته شده است:1. كسی كه خوابیده تا زمانی كه بیدار می شود2. كودك تا زمانی كه به سن بلوغ می رسد3. و مجنون تا وقتی كه هوشیار می‌گردد». و هر نوع تصرف زبانی كه موجب ضرر و زیان باشد نیز همین گونه است".

و در ج16 ص 107 آمده است:" اما به نسبت حقوق دیگران شخص مجنون مسئول است و مسئولیت آن متوجه ولی و سرپرست او می گردد و باید از دارایی مجنون ضرر شخص آسیب دیده جبران شود. هنگامی كه از او گناهانی روی می دهد بصورت پولی از او گرفته می شود. اگر در حالت جنون دارایی انسانی را تلف كند خسارت آن دارایی بر او واجب است و اگر كسی را بكشد در مقابل قصاص نمی شود ولی دیه مقتول از او گرفته می شود".[12]

داخل شدن جن در بدن انسان و مخاطب قرار دادن او

سؤال: هنگامی كه جن به وسیله تماس یا سحر وارد بدن انسان می شود آیا این امكان وجود دارد كه جن داخل بدن انسان را مورد خطاب قرار داد و او را به اسلام دعوت نمود و برایش موعظه كرد یا این كه آن دروغ و سحر است؟

جواب: الحمد لله

مورد خطاب قرار دادن جن و پند و موعظه برای او و دعوت كردنش به اسلام دروغ و جادو نیست بلكه آن امر ممكنی است كه در بیشتر مواقع روی داده و بیشتر جن ها اسلامشان را آشكار كرده اند.

اما این بدان معنی نیست همه كسانی كه چنین ادعایی می كنند در ادعای خویش صادق هستند مواردی روی داده

ادامه مطلب

بفرما



ادامه مطلب


نوع مطلب : ارتباط با اجنه،داستان جن,...، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

بازدیدكننده ی عزیز این مطلب رو بدون نظر نذار *تبلیغات هزینه نیست*



همه می گفتند برجک وحشت خطر ناک ترین برجک پادگان است. بچه ها به شدت از آن برجک می ترسیدند. برجک وحشت، درست چند کیلومتر دور تر از خود پادگان بود و در یک ناحیه کوهستانی واقع شده بود و هیچ چراغ و روشنایی نداشت ،من تازه پنج روز بود که از تهران به آن پادگان منتقل شده بودم. پادگان ما  در دور افتاده ترین نقطه کردستان واقع شده بود و به جز افراد نظامی فرد دیگری در آن نواحی زندگی نمی کرد .در اواسط زمستان و در آن سوز و سرمای استخوان سوز، یک گروهان از سربازان بخت برگشته ،مامور بودند تا از آن نقطه مرزی محافظت کنند .  از لحظه ای که من وارد پادگان شدم به جز حرف برجک وحشت چیز دیگری نشنیدم . بالا خدمتی ها که حالا دیگر مجبور نبودند در برجک وحشت نگهبانی دهند حرفهای عجیبی از برجک مخوف پادگان تعریف می کردند . فرمانده گروهان ما که یک استوار خلع درجه بود و یک سال دیگر به بازنشسته شدنش نمانده بود ،می گفت: بچه ها وقتی پستتون به برجک وحشت افتاد، خیلی مواظب باشید، این برجک با برجکا ی دیگه فرق داره، تقریبا هر چند ماه یه نفر تو اون برجک به طرز وحشتناکی کشته می شه.  بچه ها می گفتند فقط یک نفر توانسته از این حوادث جان سالم به در ببرد و او نیز چندی بعد پس از بهتر شدن زخمهای عمیقش، به خاطر مشکلات شدید روحی به بیمارستان بیماران روانی منتقل شد و دیگر از او خبری نداریم . من که حسابی ترسیده بودم و رنگ به چهره نداشتم از یکی از بچه ها پرسیدم : مگه اونجا چه اتفاقی می افته که این قدر ترسناکه؟ یا چرا فکری برا این برجک نمی کنن ؟ دوستم جواب داد :می گن یه پیرزن جادو گر  تو اون منطقه زندگی می کنه که آدم خواره ،می گن ناخوناش تا زانوهاش می رسه و  قیافه خیلی ترسناکی داره. پیرزن فقط شبا از مخفی گاهش بیرون می آید و به سربازا حمله می کنه. تا حالا هیچ جنازه ای پیدا نشده و فقط رد خون کشیده شدن جنازه روی پله ها تا چند متر دور تر از برجک دیده شده .دوستم می گفت: از اونجا به بعد دیگه هیچ اثری از جنازه نمیشه پیدا کرد . هیچ کس تا حالا نتونسته جای این جادو گر ترسناکو پیدا کنه .مامورای پادگان تا حالا چند بار دنبال خونش یا مخفیگاهش گشتن. ولی تا حالا نتونستن پیداش کنن. یک هفته ای از این ماجرا گذشت و نام من در فهرست نگهبانان قرار گرفت خدا خدا می کردم که برجک وحشت نصیب من نشود ، با ترس و لرز به کاغذی که پشت شیشه پنجره نصب شده بود و اسامی افراد نگهبان در آن شب را نشان می داد نگاه کردم . باورم نمی شد من اولین نگهبانی خودم را باید در برجک وحشت می گذراندم .ساعت نگهبانی: دو تا پنج صبح ، ناخوداگاه بدنم شروع کرد به لرزیدن .چاره ای نداشتم رفتم به آسایشگاه و شروع کردم به راه رفتن ،اضطراب و ترس، دمار از اوقاتم در آورده بود ،یکی از بچه ها که کلاهش را روی صورتش گذاشته بود و داشت چرت می زد ،از صدای پای من بیدار شد و گفت چیزی شده ؟ چرا درهمی ! گفتم برجک وحشت ، امشب افتادم برجک وحشت  ،دوستم بلند شد و دست کرد توی جیبش و چاقوی کوچکی بیرون آورد و به من داد و گفت :اینو  بگیر و حسابی مواظب خودت باش .و دوباره دست کرد توی جیبش و تکه کاغذی در آورد و به من داد .گفتم این کاغذ دیگر برای چه ؟ گفت این یه  دعاست ،ازت محافظت می کنه ،آن روز تا رفت که شب شود به خدا رسیدم با خود می گفتم  من عجب بد شانسم که باید اولین پستم را در برجک وحشت سپری کنم .ساعت یک و پنجاه دقیقه بود و من رفته بودم برای تحویل گرفتن اسلحه. گلوله ها را با دقت می شمردم و در خشاب جا می زدم، برای اولین بار بود که دوست داشتم چند برابر ظرفیت خشاب گلوله داشته باشم  . اما حیف که نمی شد .ماشین آماده بود تا من را به برجک ببرد. با بچه ها خداحافظی کردم و با یک دنیا دلهره سوار تویوتای خاکی رنگ پاسپخش شدم .همه چیز داشت به سرعت پیش می رفت. بعد از یک ربع و گذراندن پیچ و خم های بسیار در دل کوه  راننده نگه داشت و گفت همین جاست .از شیشه ماشین نگاهی به اطراف انداختم و به آرامی در را باز کردم ،صدای قژ قژ در توی دلم را بیشتر از قبل خالی کرد. پیاده شدم ، پاسپخش با دست اشاره کرد و گفت: اینجا برق نداره راست دست منو می گیری و می ری، پنجاه متر که رفتی می رسی به برجک اونجا یه شمع هست که باید روشنش کنی و وقتی هم که پستت تموم شد خاموشش کن تا نفر بعدی بتونه ازش استفاده کنه .در کوچیکه برجکو محکم ببند اصلا و تحت هیچ شرایطی پایین نیا ،و یه لحظه از اسلحت دور نشو .یادت باشه به اینجا می گن برجک وحشت ! پاسپخش  اینها را گفت و به سرعت از آنجا دور شد .حالا من بودم و من ، ضربان طبل گونه قلبم را در تمام بدنم حس می کردم ، بسم الله گفتم و راه افتام در مسیری که پاسپخش گفته بود هنوز چند قدم بر نداشته بودم که صدایی نظرم را جلب کرد صدای خش خش بود به سرعت روی زمین خوابیدم و تفنگ را مسلح کردم و در حالی که از ترس چیزی نمانده بود سکته کنم آماده تیر اندازی شدم . صدای خش خش نزدیک و نزدیک تر می شد ، و من با صدایی که انگار از ته چاه بیرون می آمد فریاد زدم ایست ،ایست ،اما اثری نداشت و صدا مرتب نزدیک تر می شد تا به چند قدمی من رسید ،دستم را بردم روی ماشه تا بچکانم که متوجه شدم تکه کاغذی بود که باد با خود حملش می کرد .بلند شدم و تا برجک بدون معطلی دویدم ، کور مال کور مال پله های برجک را پیدا کردم و بالا رفتم. وقتی وارد برجک شدم در تاریکی پایم به چیزی نرم برخورد کرد با خود گفتم این پیرزن است که مخفی شده تا من را بکشد دیگر حال خودم را نفهمیدم چنان با قنداق تفنگ بر روی آن جسم سیاه نرم کوبیدم که صدایش در کل پیکر آهنی برجک پیچید . اما آن شیئ نرم تکان نمی خورد با خود گفتم حتما او را کشته ام .به سرعت شروع کردم به دست کشیدن اطراف آن جسم تا شمع را پیدا کنم .پیدایش کردم و خواستم روشنش کنم .دست در جیبم کردم تا کبریت را پیدا کنم .متوجه شدم کبریت را روی تخت آسایشگاه جا گذاشته ام . عرقی سرد روی پیشانیم را به سرعت پوشاند دوباره با دست سعی کردم بفهمم که آن شیئ چه چیزی بود که پای من با آن برخورد کرد. کمی که کنجکاوی کردم، متوجه شدم یک موکت و پتو ی قدیمی است که در برجک برای در امان ماندن سربازان از سرما استفاده می شود و حالا مچاله شده و در تاریکی مثل یک آدم که خوابیده باشد به نظر می رسد.به حساب خودم نیم ساعتی می شد که روی برجک بودم . اسلحه را آن قدر محکم به خودم فشار می دادم که دست هایم کم کم داشت خواب می رفت . به سرعت جایم را تغییر می دادم تا اوضاع را در کنترل داشته باشم . ناگهان یاد حرف پاسپخش افتادم که می گفت: خواستی بری بالا در رو پشت سرت محکم ببند. اما من در را از ترس نبسته بودم .تصمیم گرفتم از برجک پایین بیایم و در را ببندم . در حالی که دستم روی ماشه بود از روی پله ها یکی یکی پایین آمدم .و رسیدم جلوی درب برجک خواستم در را ببندم که دستی استخوانی را روی شانه ام  حس کردم ، از ترس خشکم زد نمی توانستم برگردم، زانوهایم انگار سالها بود که فلج شده بود تنها صدایی که به گوش می رسید صدای هو هوی باد بود .در حالی که به تته پته  افتاده بودم گفتم ش ش شما ک ک ی هستید ؟ و در حالی که هنوز دست استخوانی و محکمش روی شانه ام بود با صدایی زنانه اما پیر و خشن جواب داد .خفه شو سرباز، هر کاری که می گم انجام بده . گفتم چشم .و در یک چشم به هم زدن پیرزن برجک وحشت را روبه روی خودم حس کردم در تاریکی چشمانش به قرمزی می زد .گفت پسرک  دستت را بالا بیار و صورتم را لمس کن .من که دیگر هیچ چیزی نمیفهمیدم .بی اختیار دستم را بالا آوردم و صورت پیرزن را لمس کردم تقریبا نصف صورت پیرزن گوشت و پوست نداشت و فقط استخوان بود . با دستانش که ناخن هایی داشت به همان اندازه که دوستم گفته بود دستم را به پایین انداخت و گفت .تو امشب خوراک من خواهی بود . مثل تمام سربازهایی که خوراک من شدند و حالا استخوان هایشان در آن چاه عمیق آب می خورد .ولی این حق توست که بدانی چرا باید کشته شوی .من به همه آن کسانی که یک شبی مثل تو در برجک وحشت ، گیر افتادند گفتم و به تو هم می گویم .سالها پیش پسر من در این پادگان خدمت می کرد تنها پسرم و تنها فرزندم . چند ماهی از خدمتش نگذشته بود که با یکی از سرباز ها در همین پادگان دعوایش شد و آن کثافت با گلوله پسرم را از پا در آورد .و حالا از آن اتفاق ده سال می گذرد و من همچنان تشنه انتقام از سربازان این پادگان هستم . من  سرما و گرمای این بیابان را تحمل کرده ام، حمله حیوانات وحشی و درنده را روز و شب  به تن خریده ام تا نگذارم خون پسرم پایمال شود .برای لحظه ای دلم به حال پیرزن سوخت . چیزی نداشتم که به پیرزن بگویم . سکوتی سرد فضا را پر کرده بود . در تاریکی نگاهم به نگاه پیرزن قفل شد در چشمانش خستگی موج می زد  .او من را نکشت  .نمی دانم چرا؟ در یک لحظه اسلحه را از من گرفت و در حالی که نگاهش همچنان به چشمان من دوخته شده بود خودش را کشت .  من آن شب تا صبح بر سر جنازه پیرزن گریه کردم . جنازه پیرزن هم توسط مامورین در کنار جنازه پسرش دفن شد .




نوع مطلب : ارتباط با اجنه،داستان جن,...، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

بازدیدكننده ی عزیز این مطلب رو بدون نظر نذار *تبلیغات هزینه نیست*



باسلام خدمت همه دوستان
امروز داشتم درمورداجنه و ارتباط اونا با انسانها مطلبی رو میخوندم که گفتن این داستان واقعی که خودم از زبان یکی ازدوستانم که پنچ سال بااجنه درارتباط بود شنیدم خالی از لطف ندونستم و تصمیم گرفتم اونو براتون تعریف کنم.
درتابستان سال 1366در یکی از شهرهای اصفهان سیل بزرگی اومدوباعث ایجاد خرابیهای فراوانی در این شهر شد.درمسیر رودخانه این شهر تعدادی مغازه وجودداشت که دوست بنده نیز مغازه اش در کنار همین رودخانه بود.زمانیکه سیل اومد او در مغازه مشغول بکار بود و باچشم خودش میدید که تمام ساختمانها و ....درحال خراب شدن میباشد اوکه بشدت ترسیده بودازاین حادثه جان سالم بدر برد و عصر همان روز راهی منزل شد.
راه خانه از میان تپه ای نه چندان بلندمیگذشت که در میانه راه جوی ابی قرار داشت.قصه از اینجا شروع شد که وقتی خواست از این جوی اب عبور کنه پیر زنی نیز درحال عبور از این جوی بودکه از وی درخواست کمک کرد گفت دست مرا بگیر تا از این جوی رد بشم او هم این کار را کرد. پیرزن که کیسه ای هم در دستش بود برای تشکر به او گفت که از داخل این کیسه مقداری بردار(او با کمال تعجب دید داخل کیسه چیزی چز پوست پیاز نیست)از او تشکر میکنه و براه خودش ادامه میده .چند قدمی بیشتر نرفته بود که با همان حالت تعجب بر میگرده و به اون پیره زن که داشت از اون دور میشد نگاه کردو باز باتعجب بیشتر دید که(مثل اغلب حیوانات)پای اون زن سم داره؟؟
این دوست ما بالاخره به خونه میرسه وبعد متوجه میشه که اون جن بوده؟
دوستم میگفت شب وقتی خواب بودم در عالم خواب دیدم که همان پیره زن با یکی دیگه اومده و از من خواست که برم تو اتاقی که کسی نباشه منم رفتم او شروع کرد به صحبت کردن بامن ضمن اینکه خیلی هم ناراحت بود از اینکه من از اون پوست پیازها ورنداشتم.
این گذشت تا فرداشب دوباره همین اتفاق افتاد منتها اینبار با ساز و آواز اومدن واز من خواستن باهاشون برم.دوستم میگفت من خیلی عصبانی شدم و دنبالشون کردم که از خونه برن بیرون اونام فرار کردن توی حیاط خونه من از طبقه دوم خونمون پریدم توی حیاط ویه شاخه تیر اهن نمره 18(که همه میدونن چقد سنگین و بلنده)برداشتم و بدنبال اونا تا فاصله ای حدود سه چهار کیلومتر دنبالشون کردم وبرگشتم خونه و خوابیدم .صبح روز بعد وقتی داشتم میرفتم مغازه خانمم گفت تیراهنی که گوشه حیاط افتاده بود نیست؟نمیدونم کی برده؟من تازه داشت یادم میامد که اونو دیشب من بردم؟رفتم دنبالش همونجایی که برده بودم باتعجب دیدم همونجاست.خواستم اونو بلند کنم نتونستم .تازه اونموقع بودکه فهمیدم چه اتفاقی افتاده و اینهمه قدرت و نیرو رو از کجا اورده بودم.
این ماجرا تا چند سال ادامه داشت. من با این اجنه دوست شده بودم تا جایی که وقتی اونا میخواستن بیان حتی (تو روز و مغازه)من متوجه میشدم و کلی خوشحال.
یک شب اونا ازمن خواستن با زنی که تو این مدت اونو خیلی دیده بودم و از اجنه بود ازدواج کنم .من خیلی دوست داشتم این کارو بکنم .چون دیگه بهشون عادت کرده بودم و اگه این کارو نمیکردم اونا از پیشم میرفتن .اینم یادم رفت که بگم خانمم تو این مدت متوجه حرکات مشکوک من شده بود .مثلا یه شب که داشتم بااونا و با اون زن حرف میزدم و کلی هم خوش میگذشت یواشکی اومده بود تو اتاقم و ....؟یاحتی شبایی که اون زن پیشم میخوابید...؟خانمم خیلی نگران شده بود ولی نمیدونست چی شده/
کم کم بنای ناسازگاری من با اونا شروع شد از طرفی هم خانمم به این موضوع که من بااجنه ارتباط دارم پی برده بود و درصدد قطع ارتباطم بااونا برامده بود.
این کشمکش باعث شده بودمن دست به کارای عجیب و غریبی مثل همون که براتون گفتم (بلندکردن تیراهن نمره18)یا پریدن از ارتفاع بلند مثلا از طبقه سوم وامثال اینابزنم .اینا تو ظاهر من اتفاق میافتاددر باطنم اتفاقاتی میافتاد که اونا(خانواده و اطرافیانم)نمیدیدن و خبر نداشتن .خب این برا من که بااجنه بودم طبیعی بود ولی برا خانمم و یا حتی برا مواقعی که دیگه با اونا نبودم و خودم میشدم خیلی عجیب و باور نکردنی.
این ارتباط تا پنج سال ادامه داشت .من توی این مدت(از نظر خانواده و خانمم) ادمی افسرده و گوشه گیر شده بودم.تنها لذت و خوشی زندگی من با اجنه بودن بودو اینکه کی اونا بیان و برم پیششون.توی این مدت خانمم کلی نذر و نیاز کرده بود که من از این حالت بیام بیرون و نشد.
تا اینکه رفتیم پابوس اقا امام رضا و چند روز در پنجره فولاد دخیل بستیم و لطف اقا منو شفا داد.وبه زندگی خوبم برگشتم.




نوع مطلب : ارتباط با اجنه،داستان جن,...، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

بازدیدكننده ی عزیز این مطلب رو بدون نظر نذار *تبلیغات هزینه نیست*



1391/03/24 :: نویسنده : سجاد
بسم الله الرحمن الرحیم و صل الله محمد و آل الطاهرین

امروزه سیر تكاملی علم نظر دانشمندان را مخصوصا در قارهء آمریكا و اروپا بوجود موجودات نامرئی و عالم ماوراءالطبیعه منتقل نموده است و لذا شبه اینكه (آیا در روی زمین چنین موجودی وجود دارد یا خیر؟)را از مرحله ی محال بودن به مرحلهء امكان تنرل داده:حتی كتابهای راجع به احضار ارواح تالیف و تا اندازه ای هم پیشترفت نموده اند
البته ناگفته نماند كه آنها از((جن)) به ((ارواح شریر)) تعبیر مینمایند
اما آنچه را به وسیله ی میز گرد و غیره بعنوان ارواح بشر و ارواح شریر احضار مینمایند چیزی جز همان جن نیست زیرا آنها هیچگونه تسلطی بر روح انسان ندارند تا بتوانند احضارش كنند.
بعنوان شاهد قضیه ای را چند سال قبل در مشهد مقدس بوقوع پیوست بطور خلاصه از افراد موثق نقل میكنم::::::::
عده ای میزگردی تشكیل داده بودند و مشغول احضار روحی كه پدر یكی از خضار یا برادر او بوده كیفیت این احضار به این صورت است كه :شخص خاصی متصدی احضار است و دیگران حتی اگر بلد باشند حق مباشرت ندارند و تنها دور میزی نشسته هر دو دست خود را آرام بر روی آن قرار میدهند و آن شخص ابتدا اوراد مخصوصی را میخواند و بعد یكایك حروف بیست و هشتگانهء الفبای عرب را از ابتدا تا اتنها میخواند موقع تلفظ بعضی از حروف میز بخودی خود و بدون محرك در زیر دست ها حركت میكند تا وقتی كه از تركیب حروف جواب معقولی برای سوالی كه پرسیده شده است حاصل شود.
ایم مطلب بعنوان احضار ارواح غوغائی عجیب و غریب به راه انداخته بود تا اینكه دو نفر از علماء معتبر مشهد.خواستار شركت در آن مجلس شدند و پس از حضور از نزدیك جریان حركت میز را مشاهده نمودند درجلسه دیگر یكی از آن دو خواستند كه گردانیدن میز را به عهده بگیرند و متصدی امر با اكراه پذیرفته بودند
این عالم چون دارای علوم و معنویت خاصی بود و راه مكالمه صحیح با موجودات نامرئی و پنهان از چشم را بلد بود گرداننده یا گردانندگان میز را به اسمائی كه حضرت سلیمان (ع)میدانست و با آن اسماء جنیان را مسخر كرده بود قسم داد و پرسیده بود:شما روح انسان هستید یا موجودی دیگر؟و شروع به خواندن حروف الفبا كرده بود وقتی كه به حرف میم میرسد میز تكان میخورد میم را یاداشت میكند بعد بخ ترتیب در حروف .نون.جیم.نون.هاء.سین.تاء.و بلاخره میم حركت میكند كه از جمع حروف ((من جن هستم)) حاصل میشود.
بعد از این واقعه تمامی ایم جلسات كه به نام احضار ارواح تشكیل میشود موقعیت خود را از دست داد و معلوم شد كه جلسات احضار ارواح در اروپا و امریكا هم از این نوع سنخ بوده و درواقع احضار جن است.




نوع مطلب : ارتباط با اجنه،داستان جن,...، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

بازدیدكننده ی عزیز این مطلب رو بدون نظر نذار *تبلیغات هزینه نیست*





(خیلی باحاله بقیه ی صفحات رو هم یه سری بزن: 2 )    1   2   
 
   





اول اسمتونو و بعد ایمیلتون رو وارد کنید