تبلیغات
http://icons.iconarchive.com/icons/klukeart/cubes/256/Box-16-Love-icon.png دو چوب و یك سنگ - مطالب عشقی با استاد شهریار
 
دو چوب و یك سنگ
♥منتخب سایت جهانی aosو پربازدید ترین وبلاگـ کشور در سال جاری با بهترین مطالب ♥نظر و تبادل فراموش نشه!
                                                        
الهی به امید تو

♥پربازدیدترین وبلاگ کشور
و بهترین مطالب
مستقل و مستند متنوع
از این نویسنده♥
دلم کمی خدا می خواهد...
کمی سکوت...
دلم دل بریدن می خواهد...
کمی اشک...
کمی بهت...
کمی آغوش آسمانی...
دلم یک کوچه می خواهد بن بست وبی عبور!!!
ویک خدا!!
تا کمی باهم قدم بزنیم.
من از تنهایی هایم بگویم ,از بغضم و او بگوید من همیشه درکنارتم...
همین!!!!

-------------------------
مطالب این وبلاگ ازبوستان مطالب فوق العاده وپربازدیدایران و جهان هست،لطفاصرفابرای علمی که ازمطالبم به دست آوردیدنظربدهید--
خوبم...باور کنید...


..
... ღ ღ ღ...
(¯`v´¯)
`*.¸.*´
¸.•´¸.•*¨) ¸.•*¨)
(¸.•´ (¸.•´ .•´ ¸¸.•¨¯`•¸¸.•



✔سلام.به وبلاگ من خوش اومدین.

✔کپی برداری آزاده.

با ذکر منبع.

✔لطفا تو نظرسنجیم شرکت کنید.

✔لطفا نظر خصوصی ندین.

اگر ببینم چیزه خاصی نیست

خصوصی رو هم تایید میکنم.

✔کد خدمات وبلاگم تو لیست لینک هامه.

خواستید استفاده کنید.

✔اگر مایل به تبادل لینک هستید

منو با اسم دوچوب و یک سنگ
لینک کنید و بگید لینکتون کنم.

✔بازم پیشم بیاین.خوشحال میشم.

✔موفق و پایدار باشید...

_..-♥*°*♥-..~~~ _..-♥*°*♥-.._
☜نویسنده مطالب و مدیر وب :
⇠【سَجــّـــــــٰــــاد ْدٰالْـــــوَنْد‌】

مدیر وبلاگ : سجاد
موضوعات
مطالب پربازدیداخیر
چاکرهمتون
نظرت برام خیلی مهمه جون دادا
چقدر از وبلاگ من راضی هستید؟؟؟








آمار
  • کل بازدید این دو ماه اخیر :
  • بازدیدفقط از طریق یک نفر :
  • بازدید از طریق گوگل :
  • بازدید 12ساعت گذشته :
  • بازدید امروز :
  • تعداد نویسندگان :سجاد دالوندsajjaddal@yahoo.com
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • بروز رسانی :




نوع مطلب : لیلة القدر و شهادت مولانا امیرالمومنین علی علیه السلام، آقاعلی بن موسی الرضا علیه السلام، آلمان قهرمان، ماه مبارک رمضان، جام جهانی جام جهانی، حوزه علمیه، قیام خونین، امام خمینی رحمة الله علیه، اینجا همه چی درهم برهمه، عیدسعید فطر، ولادت امام سجاد(علیه السلام)، کشتی و غیره هاش(قابل توجه بعضیا)، دلنوشته(دلم نوشته)، ستونهای ایران، تصاویرفوق العاده خنده دار، روزجوان و جوان ایرانی، عیدمبعث، سوم خرداد(خرمشهر)، امام موسی کاظم(علیه السلام)، از هر دری، اس تیکه دار، اس سیگار، اس ترکی، اس لری، عکس خنده دار توپ، تک عکسهای بازیگران، عیدمبعث، درد دل در دردودل، جام جهانی کشتی، جام جهانی فوتبال، سوتی بازار، داستانهای ترسناک(نخون شب خوابت نمیبرهآ)، اعتکاف، جوادالأئمه (علیه السلام)، ولادت امیرالمومنین حیدر کرارعلی(علیه السلا)، روزمرد، good، امام هادی (علیه السلام)، سه داستانکها، پولدارشوید، بانک سوال در دوچوب و یک سنگ، ماه رجب و شب آرزوها، آهنگ این وبلاگ، روز معلم، اشتباهاتی که در فیسبوک انجام میدهیم، دانلود کتاب دوچوب و یک سنگ، تصاویر دیدنی و جالب امروز، از طرف دوستان(شماهم میتوانید)، عجیب ولی واقعی، دلنوشته های من نویسنده، لطیفه های دوران جنگ و جبهه، طنز تصویری جدید93، دانلود مستقیم آهنگ های همای، ولادت ام ابیها و روز مادر، شوخی های فیس بوکی و...، تصاویرتوپ خنده دار، بازهم عمل نجاستی شاهین نجفی(کلاغ کوفی)، از هر دری، نماز، فروشگاه نویسنده، عیدتون مبارک، نیازمندان عیدنودوسه، خیلی مهمه باید بدونی، آئین غلط چهارشنبه سوزی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

بازدیدكننده ی عزیز این مطلب رو بدون نظر نذار *تبلیغات هزینه نیست*



1393/02/24 :: نویسنده : سجاد
  • سلام بر دوستان گل خودم  
    لطفا اگه بازدید کننده این وبلاگ هستید به این نکات توجه وعمل کنید
    دوستان عزیزم نظر بدید تا مطالبم رو بهتر ارئه بدم.....
    در بخش خبرنامه این وبلاگ در پایین وبلاگ شرکت کنید تا روزانه بهترین مطالب آنلاین در این وبلاگ و سایتهای پربازدید دیگر براتون بذارم...
    هر آنچه مطلب پر بازدید دارید برای من ارسال کنید تادر این وبلاگ به اسم و لینک خودتون بذارم
    ببخشید سرتون رو درآووردم
    بازم سرمون بزنید





نوع مطلب : اعتکاف، جوادالأئمه (علیه السلام)، ولادت امیرالمومنین حیدر کرارعلی(علیه السلا)، روزمرد، good، امام هادی (علیه السلام)، سه داستانکها، پولدارشوید، بانک سوال در دوچوب و یک سنگ، ماه رجب و شب آرزوها، آهنگ این وبلاگ، روز معلم، اشتباهاتی که در فیسبوک انجام میدهیم، دانلود کتاب دوچوب و یک سنگ، تصاویر دیدنی و جالب امروز، از طرف دوستان(شماهم میتوانید)، عجیب ولی واقعی، دلنوشته های من نویسنده، لطیفه های دوران جنگ و جبهه، طنز تصویری جدید93، دانلود مستقیم آهنگ های همای، ولادت ام ابیها و روز مادر، شوخی های فیس بوکی و...، تصاویرتوپ خنده دار، تصاویر دیدنی و جالب، بازهم عمل نجاستی شاهین نجفی(کلاغ کوفی)، از هر دری، نماز، فروشگاه نویسنده، عیدتون مبارک، نیازمندان عیدنودوسه، خیلی مهمه باید بدونی، آئین غلط چهارشنبه سوزی، عیدفاطمی، عکس بچه های ناز(نی نی)، رهبر، ساعت پخش سریال های سال 93، نظر سنجی، مطالب طنز، بدون شرح، خواهر من ......، ندیدی و نخوندی نصف عمرت بر فنا.، مطالب باحال و خوندنی، خونه تکونی(دل تکونی)، داستانهای عبرت آموز، داستانهای سال نو، روز درختکاری و آقا، عکس طنز، ترول های باحال و خنده دار ، مطالب خفن، خطای دید، فرهنگی، سیاسی، ورزشی، حوادث، آیاشما...؟؟؟، نامگذاری سال جدید به چیست؟؟، سال اسب، سال جدید، داد و بی داد، طنز سال نود و سه، نه بابا(مطالب عجیب و غریب)، جام جهانی 2014، سال یکصدونودوسه، بازی آنلاین، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

بازدیدكننده ی عزیز این مطلب رو بدون نظر نذار *تبلیغات هزینه نیست*



                 وای                  




نوع مطلب : عیدفاطمی، عکس بچه های ناز(نی نی)، رهبر، ساعت پخش سریال های سال 93، نظر سنجی، مطالب طنز، بدون شرح، خواهر من ......، ندیدی و نخوندی نصف عمرت بر فنا.، مطالب باحال و خوندنی، خونه تکونی(دل تکونی)، داستانهای عبرت آموز، داستانهای سال نو، روز درختکاری و آقا، عکس طنز، ترول های باحال و خنده دار ، مطالب خفن، خطای دید، فرهنگی، سیاسی، ورزشی، حوادث، آیاشما...؟؟؟، نامگذاری سال جدید به چیست؟؟، سال اسب، سال جدید، داد و بی داد، طنز سال نود و سه، نه بابا(مطالب عجیب و غریب)، جام جهانی 2014، سال یکصدونودوسه، سبد کالا، **دهه فجر***، خبر های مذهبی، چون میگذرد غـــــــــــــــــــــــــــــــمـــــــــــــــــــــی نیست...، درمورد دکتر محمود احمدی نژاد(جالب ومهم است که بدانید)، (حوادث)کشتی گیر متهم به قتل تسلیم شد، خانمها به این نقطه از نقاط بدن آقایان بیشتر توجه کنند، عشقی با استاد شهریار، بانک ملی پیش فروش مرغ راآغاز کرد.+عکس، عکسی از زن ذلیل ترین مرد دنیا، روشهای دوست پسرآزاری در حد لالیگا، روشهای ضایع کردن دختر ها(آخر خنده و...)، ماه مبارک رمضان(اعمال,و...)، شعبان المعظم(بزرگ ترین عید مومنین)، در مورد تفسیر قرآن كریم، شهداء شرمنده ایم، طنز وكار یكاتور، ننه علی كیست؟، وای چه رمانتیكه، پدر و مادر در سیگاری شدن نوجوان نقش دارند؟، مهدی صاحب الزمان(عجل الله تعالی فرجه)شرمنده ایم، چگونه یك " احوال پرسی " ساده از مرگ حتمی نجاتم داد ؟، خنده های عمومی، تفاوتهایی بین زنان و مردان، احكام بسیار جالب وخواندنی(حتما نخوانید)، چرا آقایون زود تر از خانوما میمیرند، آداب فین كردن، طنز ورزشی، آدمهای منفی، زن ها بخوانند، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

بازدیدكننده ی عزیز این مطلب رو بدون نظر نذار *تبلیغات هزینه نیست*



1392/12/22 :: نویسنده : سجاد
                  وای                  




نوع مطلب : عیدفاطمی، عکس بچه های ناز(نی نی)، رهبر، ساعت پخش سریال های سال 93، نظر سنجی، مطالب طنز، بدون شرح، خواهر من ......، ندیدی و نخوندی نصف عمرت بر فنا.، مطالب باحال و خوندنی، خونه تکونی(دل تکونی)، داستانهای عبرت آموز، داستانهای سال نو، روز درختکاری و آقا، عکس طنز، ترول های باحال و خنده دار ، مطالب خفن، خطای دید، فرهنگی، سیاسی، ورزشی، حوادث، آیاشما...؟؟؟، نامگذاری سال جدید به چیست؟؟، سال اسب، سال جدید، داد و بی داد، طنز سال نود و سه، نه بابا(مطالب عجیب و غریب)، جام جهانی 2014، سال یکصدونودوسه، سبد کالا، **دهه فجر***، خبر های مذهبی، چون میگذرد غـــــــــــــــــــــــــــــــمـــــــــــــــــــــی نیست...، درمورد دکتر محمود احمدی نژاد(جالب ومهم است که بدانید)، (حوادث)کشتی گیر متهم به قتل تسلیم شد، خانمها به این نقطه از نقاط بدن آقایان بیشتر توجه کنند، عشقی با استاد شهریار، بانک ملی پیش فروش مرغ راآغاز کرد.+عکس، عکسی از زن ذلیل ترین مرد دنیا، روشهای دوست پسرآزاری در حد لالیگا، روشهای ضایع کردن دختر ها(آخر خنده و...)، ماه مبارک رمضان(اعمال,و...)، شعبان المعظم(بزرگ ترین عید مومنین)، در مورد تفسیر قرآن كریم، شهداء شرمنده ایم، طنز وكار یكاتور، ننه علی كیست؟، وای چه رمانتیكه، پدر و مادر در سیگاری شدن نوجوان نقش دارند؟، مهدی صاحب الزمان(عجل الله تعالی فرجه)شرمنده ایم، چگونه یك " احوال پرسی " ساده از مرگ حتمی نجاتم داد ؟، خنده های عمومی، تفاوتهایی بین زنان و مردان، احكام بسیار جالب وخواندنی(حتما نخوانید)، چرا آقایون زود تر از خانوما میمیرند، آداب فین كردن، طنز ورزشی، آدمهای منفی، زن ها بخوانند، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

بازدیدكننده ی عزیز این مطلب رو بدون نظر نذار *تبلیغات هزینه نیست*



1392/12/18 :: نویسنده : سجاد
چهار چیز هست که غیر قابل جبران و برگشت ناپذیر هست .
سنگ بعد از این که پرتاب شد
دشنام .. بعد از این که گفته شد..
موقعیت …. بعد از این که از دست رفت
و زمان… بعد از این که گذشت و سپری شد





نوع مطلب : عکس بچه های ناز(نی نی)، رهبر، ساعت پخش سریال های سال 93، نظر سنجی، مطالب طنز، بدون شرح، خواهر من ......، ندیدی و نخوندی نصف عمرت بر فنا.، مطالب باحال و خوندنی، خونه تکونی(دل تکونی)، داستانهای عبرت آموز، داستانهای سال نو، روز درختکاری و آقا، عکس طنز، ترول های باحال و خنده دار ، مطالب خفن، خطای دید، فرهنگی، سیاسی، ورزشی، حوادث، آیاشما...؟؟؟، نامگذاری سال جدید به چیست؟؟، سال اسب، سال جدید، داد و بی داد، نه بابا(مطالب عجیب و غریب)، جام جهانی 2014، سال یکصدونودوسه، سبد کالا، **دهه فجر***، خبر های مذهبی، چون میگذرد غـــــــــــــــــــــــــــــــمـــــــــــــــــــــی نیست...، عشقی با استاد شهریار، بانک ملی پیش فروش مرغ راآغاز کرد.+عکس، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

بازدیدكننده ی عزیز این مطلب رو بدون نظر نذار *تبلیغات هزینه نیست*



1392/12/16 :: نویسنده : سجاد

سلام

من اومدم با یک نظر سنجیه دیگه :







نظر بده برسه به هزار بترکونه





نوع مطلب : نظر سنجی، مطالب طنز، بدون شرح، خواهر من ......، ندیدی و نخوندی نصف عمرت بر فنا.، مطالب باحال و خوندنی، خونه تکونی(دل تکونی)، داستانهای عبرت آموز، داستانهای سال نو، روز درختکاری و آقا، عکس طنز، ترول های باحال و خنده دار ، مطالب خفن، خطای دید، فرهنگی، سیاسی، ورزشی، حوادث، آیاشما...؟؟؟، نامگذاری سال جدید به چیست؟؟، سال اسب، سال جدید، داد و بی داد، طنز سال نود و سه، نه بابا(مطالب عجیب و غریب)، جام جهانی 2014، سال یکصدونودوسه، سبد کالا، **دهه فجر***، خبر های مذهبی، چون میگذرد غـــــــــــــــــــــــــــــــمـــــــــــــــــــــی نیست...، درمورد دکتر محمود احمدی نژاد(جالب ومهم است که بدانید)، (حوادث)کشتی گیر متهم به قتل تسلیم شد، خانمها به این نقطه از نقاط بدن آقایان بیشتر توجه کنند، عشقی با استاد شهریار، بانک ملی پیش فروش مرغ راآغاز کرد.+عکس، عکسی از زن ذلیل ترین مرد دنیا، روشهای دوست پسرآزاری در حد لالیگا، روشهای ضایع کردن دختر ها(آخر خنده و...)، ماه مبارک رمضان(اعمال,و...)، شعبان المعظم(بزرگ ترین عید مومنین)، در مورد تفسیر قرآن كریم، شهداء شرمنده ایم، طنز وكار یكاتور، ننه علی كیست؟، وای چه رمانتیكه، پدر و مادر در سیگاری شدن نوجوان نقش دارند؟، مهدی صاحب الزمان(عجل الله تعالی فرجه)شرمنده ایم، چگونه یك " احوال پرسی " ساده از مرگ حتمی نجاتم داد ؟، خنده های عمومی، تفاوتهایی بین زنان و مردان، احكام بسیار جالب وخواندنی(حتما نخوانید)، چرا آقایون زود تر از خانوما میمیرند، آداب فین كردن، طنز ورزشی، آدمهای منفی، زن ها بخوانند، مرد ها بخوانند، یكی بود والا 2تا نبود، كد موزیك یكی بود یكی نبود، امام موسی كاظم(علیه السلام)، ارتباط با اجنه،داستان جن,...، سولات امتحانی (اول)و (ودوم) و(سوم) راهنمایی، حیران وسردر گم، ترفند ها وسایر موارد در ایرانسل *بفرما*، نماز وهرچی در مورد نماز، چكار كنیم نماز صبح وشب ومابقی ترك نشود؟، یارانه و حكایات یارانه، زندگی، یكی بود یكی نبود، شبهات در مورد دین اسلام، شبهات در مورد جانشینی امام علی(علیه السلام)، شبكه های شیعه، مناسبات اسلامی، نقد فرقه ها وادیان، كتابخانه، مقالات، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

بازدیدكننده ی عزیز این مطلب رو بدون نظر نذار *تبلیغات هزینه نیست*



یکشنبه 1392/12/11
در ایالت می‌سی‌سی‌پی آمریکا، هنگامی که کارکنان یک آژانس کفن و دفن مشغول آماده کردن جسد یک مرد برای برگزاری مراسم تدفین او بودند، متوجه شدند که زنده است و در داخل کیسه حاوی جسد حرکت می کند و به آن لگد می‌زند.
 به نقل از بی بی سی، شب قبل از آن، پزشکی که بر بالین والتر ویلیامز ۷۸ ساله حاضر شده بود تشخیص داد که ضربان نبض او قطع شده و مرده است.
گفته می‌شود که ممکن است دستگاه تنظیم کننده ضربان قلب "ویلیامز" به طور موقت از کار افتاده باشد.

"دکستر هوارد"، پزشکی که مرگ این فرد را اعلام کرد،گفت پرستار آسایشگاه به او گفته بود ویلیامز مرده و او نیز پس از انجام معاینات معمول، هیچگونه علائم حیاتی مشاهده نکرد.

هوارد گفت این یک معجزه است و در بیش از دو دهه کار به عنوان پزشک قانونی، هرگز چنین چیزی ندیده است.او گفت خانواده ویلیامز از این موضوع خوشحالند اما هنوز در بهت بسر می‌برند.

"ویلیامز" اکنون برای درمان در بیمارستان بستری شده و خانواده‌اش می‌گویند او خوشحال است که زنده مانده.





نوع مطلب : سال یکصدونودوسه، سبد کالا، **دهه فجر***، خبر های مذهبی، چون میگذرد غـــــــــــــــــــــــــــــــمـــــــــــــــــــــی نیست...، درمورد دکتر محمود احمدی نژاد(جالب ومهم است که بدانید)، (حوادث)کشتی گیر متهم به قتل تسلیم شد، خانمها به این نقطه از نقاط بدن آقایان بیشتر توجه کنند، عشقی با استاد شهریار، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

بازدیدكننده ی عزیز این مطلب رو بدون نظر نذار *تبلیغات هزینه نیست*



1392/12/13 :: نویسنده : سجاد

کلکسیون عجیب و غریب در دنیا

دوشنبه 1392/12/12

وسایل پزشکی

"لوری اسلاتر" یکی از این افرادی است که علاقه به جمع کردن چیزهای عجیب دارد. او علاقه بسیار زیادی به داشتن یک کلکسیون از وسایل پزشکی و درمانی بسیار قدمی دارد و این روزها بسیاری از متخصصان ارزش کلکسیون او را بسیار زیادی می دانند چرا که در آن می توان وسایل جراحی 200 سال پیش را نیز پیدا کرد.


غذا

جمع کردن وسایل پزشکی شاید خیلی عجیب نباشد اما افرادی هستند که به جمع اوری غذا دارند برای مثال می توان به کلکسیون های اتخوان مرغ و یا کلکسیون مرغ سوخاری اشاره کرد. این افراد سال ها پولو زمان خودشان را صرف جمع کردن این وسایل بی مصرف کرده اند. یکی دیگر از این کلکسیونرها مجموعه از شیشه های نوشابه دارد که حتی در کارخانه اصلی آن نیز پیدا نمی شود.

دستمال دستشویی

یکی از عجیب ترین کلکسیون هایی که تا به حال کشف شده است مروط به یک خانمی است که سال ها دستمال دستشویی جمع آوری کرده است. این دستمال ها در طرح ها و رنگ های متفاوت است و در میان آن ها می توان به تعدادی دستمال بسیار قدیمی نیز اشاره کرد. او می گیود این مجموعه از ادربزرگش به او ارث رسیده است و او این روزها یک سایت نیز برای این کلکسیونش ایجاد کرده است.


موی هنرمندان

یکی دیگر از عجیب ترین کلکسیون هایی که می توان از آن نام برد کلکسیون موی بازیگران و هنرمندان است. چند سال پیش یکی از عاشقان بازیگری اطلاعیه مبنی بر فروش موی نزدیک به 31 هنرمند و فرد مشهور را در اینترنت گذاشت که همه را شگفت زده کرد. او از همان بچگی شروع به جمع کردن این موها کرده بود.


 حیوانات

نگه داری حیوانات وحشی در خانه به عنوان حیوانات خانگی کاری غیرقانونی محسوب می شود و از نظر عقلی نیز کار درستی نیست اما اگر فردی به شیر یا ببر علاقه مند بود باید چه کند؟ این افراد معمولا به دنبال حیوانات مورد علاقه مصنوعی خودشان می روند و از هیچ چیز نیز دریغ نمی کنند. معمولا کلکسیون های حیوانی مملو از مجسمه ها، نقاشی ها، برچسب و ... از حیوانات است.



کتاب های امضا شده

کلکسیونرهای کتاب معمولا انواع مختلفی دارند. برخی از آن ها به دنبال کتاب هایی با نوبت چاپ اول هستند و برخی دیگر به دنبال جمع کردن کتاب های نویسندگانی هستند که هم نامشان است. البته در این میان نیز برخی افراد تنها به دنبال کتاب های امضا شده توسط نویسنده هستند. این افراد برای اینکه بتوانند کتابی با امضای نویسنده داشته باشند حاضرند هر مشقتی را مانند کارتن خوابی پشت در کتاب فروشی به جان بخرند.



 کارت

یکی از متداول ترین کلکسیون ها همین کلکسیون کارت است. افرادی که به این کارعلاقه دارند انواع کارت مختلف از کارت پستال تا کارت ها بازی را جمع آوری می کنند. گاهی اوقات نیز افراد به دنبال موضوع خاصی می روند، برای مثال: تمام کارت های مربوط به تیم مورد علاقه شان را جمع اوری می کنند. این کلکسیون در برخی از مواقع می تواند بسیار گران هم باشد چرا که باید برای کارت های نایاب پول های کلان پرداخت کنند.

جعبه غذا

در دوران مدرسه به غیر از کتاب و دفتر در کیف بچه ها تغذیه هم می توانید پیدا کنید که مادرها برای زنگ های تفریح آن ها قرار داده اند. برخی از بچه ها نیز ظرف های مخصوصی برای تغذیه به همراه داشتند. عجیب ترین کلکسیونی که می توان جمع کرد شاید همین کلکسیون ظرف تغذیه باشد. برخی از افراد به نظر می رسد که علاقه خاصی به دوران مدرسه داشته اند و کلکسیونی از ظرف های تغذیه ای دارد.






نوع مطلب : سال یکصدونودوسه، سبد کالا، **دهه فجر***، خبر های مذهبی، چون میگذرد غـــــــــــــــــــــــــــــــمـــــــــــــــــــــی نیست...، درمورد دکتر محمود احمدی نژاد(جالب ومهم است که بدانید)، (حوادث)کشتی گیر متهم به قتل تسلیم شد، خانمها به این نقطه از نقاط بدن آقایان بیشتر توجه کنند، عشقی با استاد شهریار، بانک ملی پیش فروش مرغ راآغاز کرد.+عکس، عکسی از زن ذلیل ترین مرد دنیا، روشهای دوست پسرآزاری در حد لالیگا، روشهای ضایع کردن دختر ها(آخر خنده و...)، ماه مبارک رمضان(اعمال,و...)، شعبان المعظم(بزرگ ترین عید مومنین)، در مورد تفسیر قرآن كریم، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

بازدیدكننده ی عزیز این مطلب رو بدون نظر نذار *تبلیغات هزینه نیست*



کد خبر: ۳۶۴۷۷۱
تاریخ انتشار: ۲۴ آذر ۱۳۹۲ - ۰۹:۳۶ - 15 December 2013
انتشار خبری درباره مرگ عجیب ۲مرد در غسالخانه‌ای در یکی از شهرهای کشور، باعث شگفتی بسیاری از مردم شده است.

به گزارش همشهری، گرچه برخی از وکلای دادگستری این خبر را تأیید کرده‌اند اما مقامات پلیس و قوه قضاییه، از صحت این خبر اظهار بی‌اطلاعی می‌کنند و می‌گویند که هنوز با چنین پرونده‌ای روبه‌رو نشده‌اند.

این ماجرا به زمانی بر می‌گردد که مردی به‌خاطر اینکه شب‌ها خواب به چشمش نمی‌آمد، تصمیم گرفت نزد یک رمال برود و از او کمک بخواهد. وقتی مرد رمال او را دید، به وی گفت که برای رهایی از این مشکل باید به یک غسالخانه برود و از غسال بخواهد که وی را روی تخت غسالخانه، غسل دهد. او تأکید کرد که فقط در این صورت است که مشکل مرد جوان حل می‌شود و وی پس از آن می‌تواند به راحتی بخوابد و خواب ببیند.

این نسخه مرد رمال در ادامه ماجرای عجیب تری را رقم زد؛ چرا که مرد جوان تصمیم گرفت هر طوری شده به یک غسالخانه برود و دستوری را که رمال میانسال داده بود، عملی کند. او برای این کار نزد یکی از غسال‌های شهر رفت و ماجرا را با وی در میان گذاشت و از او کمک خواست. غسال که نسخه رمال را باور کرده بود قبول کرد که به مرد جوان کمک کند و برای غسل‌دادن مرد جوان با او قرار گذاشت.

در روز قرار، مرد جوان راهی غسالخانه شد. آن روز، جسد مردی را که به‌علت بیماری جانش را از دست داده بود برای غسل و شست‌وشو به غسالخانه آورده بودند و مرد غسال سرگرم شست و شوی جنازه بود. وقتی مرد جوان رسید، غسال از او خواست که روی تخت غسالخانه دراز بکشد تا او را هم غسل دهد. وقتی همه‌‌چیز برای اجرای نسخه رمال آماده بود، غسال به طرف مرد جوان رفت تا او را شست و شو دهد اما مرد جوان از وی خواست برای شستن او از لیفی تازه استفاده کند، نه لیفی که با آن مردگان را می‌شوید.

مرد غسال قبول کرد و برای آوردن لیف تازه، تخت غسالخانه را ترک کرد و در همین هنگام خانواده مردی که آن روز فوت شده و جنازه‌اش روی تخت غسالخانه بود، وارد آنجا شدند. آنها با دیدن 2جنازه روی تخت غسالخانه و غیبت مرد غسال تعجب کردند و یکی از آنها با صدای بلند پرسید: «پس غسال کو؟».

در همین هنگام مرد جوان از روی تخت غسالخانه برخاست و گفت: «غسال رفته است تا لیف بیاورد». دیدن مردی که از روی تخت غسالخانه بلند شده و شروع به حرف‌زدن کرده بود، برای خانواده متوفی آنقدر ترسناک بود که یکی از آنها سکته کرد و پس از انتقال به بیمارستان جان باخت.

یکی دیگر نیز چنان وحشت کرد که هنگام فرار، پایش لیز خورد و سرش با زمین برخورد کرد و دچار خونریزی مغزی شد و در نهایت در بیمارستان جان باخت. به این ترتیب غسال و مرد جوان بازداشت شدند و پرونده آنها در حالی در اختیار دادسرا قرار گرفته که هنوز کسی نمی‌دانست جرم آنها چیست.

این ماجرا دهان به دهان بین مردم چرخید و همین باعث شد که برای بررسی صحت و سقم آن با مقامات پلیس و همچنین قضات تماس بگیریم. این در حالی بود که برخی از وکلای دادگستری در گفت‌وگوی تلفنی با همشهری مدعی شدند که این ماجرا صحت دارد و پرونده آن در یکی از شهرهای لرستان یا یزد رسیدگی می‌شود.

با این حال در ادامه پیگیری‌ها با دادستان شهر مورد نظر در لرستان تماس گرفت که وی وجود چنین ماجرایی را تکذیب کرد. همچنین مقامات قضایی در استان یزد گفتند که چنین ماجرایی در آنجا رخ نداده است.

حتی معاون جنایی پلیس آگاهی کشور نیز از وجود چنین پرونده‌ای ابراز بی‌اطلاعی کرد و گفت که این ماجرا به پلیس آگاهی گزارش نشده است.

 با این حال بیشتر مقاماتی که با آنها تماس گرفته شد، مدعی بودند که چنین ماجرایی را شنیده‌اند اما نمی‌دانند که در کدام شهر اتفاق افتاده است.



نوع مطلب : سبد کالا، **دهه فجر***، خبر های مذهبی، چون میگذرد غـــــــــــــــــــــــــــــــمـــــــــــــــــــــی نیست...، درمورد دکتر محمود احمدی نژاد(جالب ومهم است که بدانید)، (حوادث)کشتی گیر متهم به قتل تسلیم شد، خانمها به این نقطه از نقاط بدن آقایان بیشتر توجه کنند، عشقی با استاد شهریار، بانک ملی پیش فروش مرغ راآغاز کرد.+عکس، عکسی از زن ذلیل ترین مرد دنیا، روشهای دوست پسرآزاری در حد لالیگا، روشهای ضایع کردن دختر ها(آخر خنده و...)، ماه مبارک رمضان(اعمال,و...)، شعبان المعظم(بزرگ ترین عید مومنین)، در مورد تفسیر قرآن كریم، شهداء شرمنده ایم، طنز وكار یكاتور، ننه علی كیست؟، وای چه رمانتیكه، پدر و مادر در سیگاری شدن نوجوان نقش دارند؟، مهدی صاحب الزمان(عجل الله تعالی فرجه)شرمنده ایم، چگونه یك " احوال پرسی " ساده از مرگ حتمی نجاتم داد ؟، خنده های عمومی، تفاوتهایی بین زنان و مردان، احكام بسیار جالب وخواندنی(حتما نخوانید)، چرا آقایون زود تر از خانوما میمیرند، آداب فین كردن، طنز ورزشی، آدمهای منفی، زن ها بخوانند، مرد ها بخوانند، یكی بود والا 2تا نبود، كد موزیك یكی بود یكی نبود، امام موسی كاظم(علیه السلام)، ارتباط با اجنه،داستان جن,...، سولات امتحانی (اول)و (ودوم) و(سوم) راهنمایی، حیران وسردر گم، ترفند ها وسایر موارد در ایرانسل *بفرما*، نماز وهرچی در مورد نماز، چكار كنیم نماز صبح وشب ومابقی ترك نشود؟، یارانه و حكایات یارانه، زندگی، یكی بود یكی نبود، شبهات در مورد دین اسلام، شبهات در مورد جانشینی امام علی(علیه السلام)، شبكه های شیعه، مناسبات اسلامی، نقد فرقه ها وادیان، كتابخانه، مقالات، شبهات در مورد قران كریم، شبهات در مورد ولایت فقیه، داستان طنز وآموزنده، روز پدر، شهادت حضرت زینب كبری (سلام الله علیها)، بزرگ ترین بانک سولات امتحانی برای محصلان پر تلاش، هرچی کد برای وبلاگ میخای بیا اینجا، داستانهای از اهل بیت، به یا ایامی(خاطرات دوره های قدیم)یادش بـــــــــــــــخیر، او خواهد آمد، گناهان كبیره، شكر نعمت، زندگی نامه شیهد بزگوار مهدی زین الدین(رحمه الله علیه)، شیطان در كمینگاه، آداب برخورد زن وشوهر، اثبات خداوند، داستان شهداء، داستان شهداء، داستان شهداء، داستان شهداء، داستان شهداء، داستان شهداء، خرمشهر را كی آزاد كرد؟، خرمشهر را كی آزاد كرد؟، خرمشهر را كی آزاد كرد؟، فهرست سوره های قران کریم، فهرست سوره های قران کریم، داستانهای ترسناک15-، نماز(سولات واحکام، فلسفه و...)، نماز(سولات واحکام، فلسفه و...)، در مورد دجال وآخر الزمان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

بازدیدكننده ی عزیز این مطلب رو بدون نظر نذار *تبلیغات هزینه نیست*



1392/11/23 :: نویسنده : سجاد











کی از کشاورزان منطقه ای، همیشه در مسابقه‌ها، جایزه بهترین غله را به ‌دست می‌آورد و به ‌عنوان کشاورز نمونه شناخته شده بود. رقبا و همکارانش، علاقه‌مند شدند راز موفقیتش را بدانند. به همین دلیل، او را زیر نظر گرفتند و مراقب کارهایش بودند. پس از مدتی جستجو، سرانجام با نکته‌ عجیب و جالبی روبرو شدند....

ادامه مطلب


نوع مطلب : سبد کالا، **دهه فجر***، خبر های مذهبی، چون میگذرد غـــــــــــــــــــــــــــــــمـــــــــــــــــــــی نیست...، درمورد دکتر محمود احمدی نژاد(جالب ومهم است که بدانید)، خانمها به این نقطه از نقاط بدن آقایان بیشتر توجه کنند، عشقی با استاد شهریار، بانک ملی پیش فروش مرغ راآغاز کرد.+عکس، عکسی از زن ذلیل ترین مرد دنیا، روشهای دوست پسرآزاری در حد لالیگا، روشهای ضایع کردن دختر ها(آخر خنده و...)، ماه مبارک رمضان(اعمال,و...)، شعبان المعظم(بزرگ ترین عید مومنین)، در مورد تفسیر قرآن كریم، شهداء شرمنده ایم، طنز وكار یكاتور، ننه علی كیست؟، وای چه رمانتیكه، پدر و مادر در سیگاری شدن نوجوان نقش دارند؟، مهدی صاحب الزمان(عجل الله تعالی فرجه)شرمنده ایم، چگونه یك " احوال پرسی " ساده از مرگ حتمی نجاتم داد ؟، خنده های عمومی، تفاوتهایی بین زنان و مردان، احكام بسیار جالب وخواندنی(حتما نخوانید)، چرا آقایون زود تر از خانوما میمیرند، آداب فین كردن، طنز ورزشی، آدمهای منفی، زن ها بخوانند، مرد ها بخوانند، یكی بود والا 2تا نبود، كد موزیك یكی بود یكی نبود، امام موسی كاظم(علیه السلام)، ارتباط با اجنه،داستان جن,...، سولات امتحانی (اول)و (ودوم) و(سوم) راهنمایی، حیران وسردر گم، ترفند ها وسایر موارد در ایرانسل *بفرما*، نماز وهرچی در مورد نماز، چكار كنیم نماز صبح وشب ومابقی ترك نشود؟، یارانه و حكایات یارانه، زندگی، یكی بود یكی نبود، شبهات در مورد دین اسلام، شبهات در مورد جانشینی امام علی(علیه السلام)، شبكه های شیعه، مناسبات اسلامی، نقد فرقه ها وادیان، كتابخانه، مقالات، شبهات در مورد قران كریم، شبهات در مورد ولایت فقیه، داستان طنز وآموزنده، روز پدر، شهادت حضرت زینب كبری (سلام الله علیها)، بزرگ ترین بانک سولات امتحانی برای محصلان پر تلاش، هرچی کد برای وبلاگ میخای بیا اینجا، داستانهای از اهل بیت، به یا ایامی(خاطرات دوره های قدیم)یادش بـــــــــــــــخیر، او خواهد آمد، گناهان كبیره، شكر نعمت، زندگی نامه شیهد بزگوار مهدی زین الدین(رحمه الله علیه)، شیطان در كمینگاه، آداب برخورد زن وشوهر، اثبات خداوند، داستان شهداء، دفاع مقدس، خرمشهر را كی آزاد كرد؟، امام محمد باقر(علیه السلام) ولادت و...، زندگی سیاسی امام هادی (علیه السلام)، از ولادت تا شهادت امام علی(علیه السلام)، فهرست سوره های قران کریم، طنز، زندگانی اهلبیت(علیهم السلام)، چند قدم نزدیک تر به خدا، داستانهای ترسناک15-، نماز(سولات واحکام، فلسفه و...)، پشت یا اونور کنکوریها، در مورد دجال وآخر الزمان، روز مادر، مطلب عاشقانه بسیار جالب، دانلود برنامه كاربردی موبایل، دانلود انواع زنگ موبایل، نرم افزارهای مذهبی موبایل، دانلود نرم افزار وسنگ افزار، بازی آنلاین، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

بازدیدكننده ی عزیز این مطلب رو بدون نظر نذار *تبلیغات هزینه نیست*



از سال های خیلی دور یا بهتر بگویم دوران دبیرستان، با شعر و ادب پیوند محبت داشتم ناگسستنی و اُنس و الفتی وصف نشدنی، مجلات و مطبوعات آن زمان تعدادشان محدود بود و امثال من هم توان لامز برای خریدنشان را نداشتیم، البته بیشتر به شوق مطالعه صفحات ادبی آنها، فرصت هایی پیش می آمد، به کتابخانه های عمومی و کتابخانه «آستان قدس رضوی و مسجد گوهرشاد» مراجعه می کردم و بعضی دیوان های شعر را در زمان محدودی، مطالعه می کردم تا اینکه یک برخورد ساده راهگشای من نسبت به دسترسی مفصل به مجلات آن روزگار شد.

در آن زمان فروشگاه هایی بودند که مجلات تاریخ گذشته را مثل «سپید سیاه»، «تهران مصوّر»، «اطلاعات هفتگی» و... به صورت کیلویی به مغازه دارها می فروختند- برای بسته بندی اجناس- من با خریدن دو یا سه کیلو و جداکردن صفحات ادبی آنها مجدداً با یک مقدار کسر به مغازه دارها می فروختم و به این ترتیب با پرداخت مبلغ کمی در هر ماه، آثار ادبی بیش از چندین مجله را در اختیار داشتم و پس از مطالعه و گزینش اشعار، به سلیقه ی خودم، آنها را در دفتری به قطع رحلی بین ۱۰۰ تا ۱۵۰ برگ صفحه آرایی می کردم که هنوز هم سه، چهار دفتر از آنها را به یادگار نگه داشته ام.

از همین رهگذر بود، که با شعرهای روان و زیبا و خط چشم نوازِ شعرای مطرح از جمله «استاد شهریار» آشنا شدم، تا سال ۱۳۴۹، که موفق به خرید «کلیات دیوان شهریار» شدم- چاپ چندم یادم نیست- (و این تایخ درست همزمان بود با اویل خدمت من در دادسرای استان خراسان) بگذرم، هر چه بیشتر دیوان شهریار را می خواندم، اشتیقا بیشتری در من ایجاد می شد و برخی قطعات روح نواز استاد را بارها و بارها می خواندم، و کم کم به فکر افتادم که این همه شوقش و شور را طی نامه ای، به محضرِ استاد عرضه بدارم البته می دانستم، نامه نوشتن کسی مثل من! به استادی مانند «شهریار» و مثلاً توصیف و تمجید من با هیچ حسابی درست درنمی آید، و باز می دانستم که «تفاوت ره از کجاست تا به کجا» اما دلِ مشتاقِ من، صبوری را برنمی تافت و ناچار دست به قلم بردم و آنچه در ذهن و ضمیرم از روشنی و دل انگیزی شعر شهریار موج می زد، به روی کاغذ آوردم، و با همان هیجان و احساسی که داشتم، با طبع شکسته بسته ی خودم، غزلی نیز سرودم، نامه مفصلی شده بود، آن را زیر و رو و پاکنویس کردم تا از دایره اب و ادبیات خیلی پرت نیفتاده باشد.

نوشتن نامه و پاکنویس آن به پایان رسیده بود ولی حالا مانده بودم که چگونه این عریضه را، به محضر استاد برسانم؟ یا بهتر بگویم این «زیره را به کرمان بفرستم»؟!

از برخی اهل ادب، که نشانی پستی استاد را سراغ گرفتم نتیجه ای حاصل نشد، تا اینکه ناگهان طرحی به نظرم رسید که در آن شرایط بی اطلاع می توانست راه به جایی ببرد.

ناشرِ کتاب «انتشارات سعدی تبریز» بود پس می شد نامه را، سفارشی به نشانیِ مدیرِ انتشارات فرستاد و از ایشان خواهش کرد که این نامه را به دست اتساد شهریار برسانند. تَوَکَّلْتُ عَلَی الله تصمیم خودم را گرفتم و نامه را سفارشی و به سرعت تحویل پست دادم، البته در آن زمان، داشتنِ نسخه دوم از هر کاری، مستلزم استفاده از ورقه کپی بود که من از این اقدام هم غفلت کردم اما ابیاتی از غزل خودم را که در هم برهم با خودنویس به تاریخ مهر ماه ۱۳۵۰ نوشته بودم، هنوز بحمدالله دارم و با همان کاغذ:

به هوا خواهی آن «شمس» که در تبریز است

از تمنّا، دل شیداییِ من، لبریز است

«شهریارا»! تو چه دانی؟ که به امّیدِ وصال

سرمه ی چشم من آن خاک محبت خیز است

از غزل های تو، چون آینه و آب- روان!

بس که شیرین سخنی، شعر تو شورانگیز است

می تراود، ز شمیمِ سخنت، بوی بهار

نامه ی نظمِ تو نازم، که عبیرآمیز است

نیست در باطنِ او، چشم بصیرت، هر کس

از ستایشگری حُسنِ تو، در پرهیز است

ای سَرَت خاک رَهِ حضرت مولا! به خدا

دستگیر تو «علی» در صفِ رستاخیز است

مَنِ بی مایه کجا، وان همه آثار کمال؟

هر چه در پای تو ریزم، اثری ناچیز است

بی ریایی تو و، تقدیم تو این گلبن شوق

«پوریایی» تو و، تجلیل تو این گلریز است

سخنت، جلوه ی حق دارد و از سایه ی ظلم

مکن اندیشه که شمشیر عدالت تیز است

شَهِدَالله، که قصد من عرض ارادت به محضر آن بزگوار بود، با شناختی که از قلم ناچیز و طبع نارسای خود داشتم که- بَلِی الْاِنْسانَ عَلی نَفْسِه بَصیرَة وَ لُو اَلْقی مَعاذیرة- انتظار دریافت رسید هم نداشتم، تا چه رسد به پاسخ نامه. حدود پنج ماه از فرستادن نامه گذشته بود.

اوایل «اسفند ۱۳۵۰» یک روز صبح، پستچی که معمولاً همه روزه، نامه های دادسرا را تحویل می داد دفتری جلوی من باز کرد و گفت آقای شفق نامه سفارشی دارید امضا کنید وقتی چشمم به پشت پاکت افتاد اسم خودم را دیدم با خط زیبا و امضای استاد شهریار و نشانی: «تبریز- مقصودیه- مقابل مسجد مدینه- کاشی ۳۱».

شور و حالی به من دست داد وصف ناشدنی. نامه را، بریده گذاشتم و بوسیدم با همه شتاب و شور و هیجانی که داشتم، به آرامی طوری نامه را باز کردم که حتی، به تمبرهای پشت پاکتب خدشه ای وارد نشود. داخل پاکت، پنچ برگ کاغذ خط دار کلاسور بود که دو صفحه متن نامه ی شورانگیز استاد بود با این جمله در مطلع آن:

(جناب آقای شفق با درود فراوان)...

- اینجا از یک توضیح کوتاه ناگزیرم که من نام خانوادگی ام را از تاریخ ۷/ ۵/ ۱۳۴۷ از «غفورزاده» به «شفق»- که تخلص شعری ام بود- تغییر داده بودم تا سال ۱۳۵۴، که مجدداً نام خانوادگی قبلی خود را انتخاب کردم و «شفق» به عنوان تخلص باقی ماند.

استاد شهریار، که خداوند بر علوّ درجاتش بیفزاید، طی دو صفحه مفصل با خس دلپذیر، و به زیبای هر چه تمام تر، بدون فاصله، مسلسل وار، پاسخی جانانه و ناب به نامه ی نارسای من مرقوم فرموده بودند که پس از مطالعه آن، به این قسمت نامه که رسیدم عرق شرم بر پیشانی ام نشست:

این نامه هر چه باشد، مهم نیست زیرا خودت می خوانی و بس. اما عوضش، در چند بیت غزلی، که به نام شما نوشته و تقدیم می دارم که از شما تجلیل کرده ام.

استاد شهریار، با علم و اطلاع از اینکه من در «دادسرای استان خراسان» هستم و با اطلاع کامل از سایه ی خفقانی که «رژیم شاهنشاهی» بر همه جا گسترده بود، و در روزگاری که نفس ها، در سینه حبس بود و فقط زور و سرنیزه حکومت می کرد در همان ابتدای نامه، با شهامتی کم نظیر- که معلوم بود از ایمان قلبی و باور مذهبی پاک و عمیق سرچشمه گرفته است- نوشته بود:

البته اگر کسی بتواند در «دستگاه معاویه» بوده و خدمتِ «خدای علی» را انجام دهد، یعنی رفع ظلم از مظلومان کند چه بهتر، ولی وقتی چنین چیزی امکان نداشت، آن وقت «قاضی معاویه و یزید بودن»، لازمه اش (شُریح) بودن، و خط به خونِ حجتِ عصر و معصومِ زمان نوشتن است! و امثال بنده و سرکار که، هم خدا می خواهند، و هم خرما، فراوان است اما امثال «ابوذر غفاری» است که کیمیاست!

و آنگاه در صفحه جداگانه ای، در جوابِ شعر شاگردی مثل من، با همان وزن اما با ردیف بسیار مشکل و در نهایت استادی و صلابت با عنوان «عشقی با شفق» غزلی شیوا و شیرینی در پاسخ سروده بود، با یادکردی، از بعضی اساتید آن زمان «فرخ، گلشن، گلچین معانی، کمال و...» با مطلع:

شفقا! هاله ی مه هر چه ملال انگیز است

خطِ سرسبز تو هم، هاله ی حال انگیز است

زیباترین پیوست نامه، قطعه عکسی بود جذاب با حاشیه نویسی و امضا و تاریخ که حکایت از بزرگواری و بزرگ منشی این استاد ارجمند داشت در صورتی که من از همان بدو نگارش نامه به خودم گفته بودم «من که باشم که بر آن خاطر عاطرگذرم؟» آری چنین کنند بزرگان.

این سعه ی صدر و ذره پروری صمیمانه، مرا بر آ» داشت که در نامه ی دوم خطاب به ایشان بنویسم:

کم نیست گرچه بهر تو در این دیار، یار

در حیرتم که با تو شده «شهریار» یار

در بوستانِ عشقش و گلستانِ عاشقی

دل می رباید از همه بی اختیار یار

تأثیر «شهریار سخن» بود اگر شفق!

خیزد ز بند بندـِ تو فریاد یار یار...

پس از آن زنده یاد شهریار در دو قصیده غرایی با عنوان شب های شعر ترس از اساتید شعر و ادب خراسان از متقدمین و معاصران به تفضیل یاد کرده است و اینک چند بیت از یکی از آنها:

آمدم در توس بعد از آن همه یاران جانی

تا بجویم مانده ای باز از رفیقان جوانی

سر به خاک «آستان قدس» بنهادنم که یارب!

این زمین قدس است و این روحِ مقدس، آسمانی

چیست دانی داروی دیدار «استادِ نویدم»

با دل بیچاره، جان بر لب، نوید زندگانی

چون «امید» ش شاعری باشد هم اکنون در قصیدت

ثانی اثنین منوچهری کلیم دامغانی

«قهرمانان» و «شفق» یا خود «بقا» یا خود «کمالش»

چون «فروزانفر» فروزان با فروغ مهربانی

چون «رسا» و چون «سهی» دارد، که بستان ادب را

خود سهی روند و چو سرو رساشان سایبانی...

قبل از اینکه متن کامل نامه را بیاورم بد نیست اشاره ای هم داشته باشم به منظومه بدیع حیدر بابای (شهریار) آنگاه که متن کامل و ترجمه فارسی آن را خواندم تحت تأثیرش محبت های استاد و خلق کریم ان بزرگوار به ترجمة بخشی از آن منظومه پرداختم اینک متن ترکی چند بند از حیدر بابای استاد شعریار و ترجمه منظوم من:

حیدر بابا، ایلدیریم­لار شاخاندا

سئل­لر، سولار، شاققیلداییب آخاندا

قیزلار اوْنا صف باغلاییب باخاندا

سلام اوْلسون ش‍‍‍‍ؤوکتوزه، ائلیزه!

منیم ده بیر آدیم گلسین دیلیزه!

حیدر بابا، رسید چو هنگام رعد و برق

جاری شده است سیل خروشان ز غرب و شرق

چون چشم دختران به تماشای توست غرق

بر شوکت و شکوه تو بادا سلام من

ای کاش بگذرد به زبان تو نام من

حیدر بابا، کهلیک­لرین اوچاندا

کوْل دیبیندن دوْوشان قالخیب، قاچاندا

باخچالارین چیچکلنیب، آچاندا

بیزدن ده بیر مومکون اولسا، یاد ائله

آچیلمییان اورک­لری شاد ائله

وقتی که کبک های تو پرواز می کنند

خرگوش ها، فرار خود آغاز می کنند

یا غنچه های باغچه ات ناز می کنند

آنجا اگر که دست دهد یاد ما بکن

یاد از دل گرفته و ناشاد ما بکن

حیدر بابا، گون دالیوی داغلاسین!

اوزون گولسون، بولاق­لارین آغلاسین!

اوشاق­لارین بیر دسته گول باغلاسین!

یئل گلنده، وئر گتیرسین بو یانا

بلکه منیم یاتمیش بختیم اوْیانا

حیدر بابا، که پشت تو گرم است از آفتاب

خندد به روی تو، چو بگرید به چشمه آب

بستند کودکان تو دسته گل گلاب

همراه با نسیم سرکوی من بیار

بدار گشته بخت مرا سوی من بیار

حیدر بابا، سنین اوزون آغ اوْلسون!

دؤرد بیر یانین بولاق اوْلسون، باغ اوْلسون!

بیزدن سوْرا سنین باشین ساغ اوْلسون!

دونیا قضو- قدَر ، اؤلوم ایتیم­دی

دؤنیا بویو اوغولسوزدو، یئتیم­دی

حیدر بابا، که چهرة پاکت سپید باد

هر چا سوت چشمه و باغ امید داد

بادا سرت سلامت و بختت سعید باد

دنیا سرای مرگ و قضا و قدر بود

فرزند خویش کشته، یتیم از پدر بود

حیدر بابا، قورو گؤلون غازلاری

گدیک­لرین سازاق چالان سازلاری

کَند- کؤوشنین پاییزلاری، یازلاری

بیرسینما پرده سی­دیر گؤزومده

تک اوْتوروب، سئیر ائده رم اؤزومده

حیدر بابا، «قوری گل» و پرواز غازها

در پیچ و تاب گردنه ها، سوز و سازها

پاییز با بهار و فرود و فرازها

چون سینما به پش نظر پرده بسته ام

در سیر حال خویشم و تنها نشسته ام

حیدر بابا، قره چمن جاداسی

چوْووش­لارین گَلَر سسی، صداسی

کربلایا گئدن­لرین قاداسی

دوشسون بو آج یوْلسوزلاین گؤزونه

تمدونون اویدوق یالان سؤزونه

حیدر بابا، «قره چمن» ات راهِ باصفاست

چاووش ها ترنم شان گرم و آشناست

درد و بلای هر که روان سوی کربلاست

بر چشم گمرهان طمع کار و شیفته

ما را به صد دروغ تمدن فریفته

حیدر بابا، شیطان بیزی آزدیریب

محبتی اورک­لردن قازدیریب

قارا گونون سرنوشتین یازدیریب

سالیب خالقی بیر- بیرینین جانینا

باریشیغی بلشدیریب قانینا

ما را فریب شیطان از راه برده است

رنگ محبت از دل یاران سترده است

بر سرنوشت، مهر سیاهی که خورده است

ما را همه، به جان هم انداخت، روزگار

با خون بنای صلح و صفا ساخت، روزگار

حیدر بابا، کندین گونو باتاندا

اوشاق­لارین شامین یئییب، یاتاندا

آی بولوددان چیخیب قاش-گؤز آتاندا

بیزدن ده بیر سن اونلارا قصه دئ

قصه­میزده چوخلو غم و غصه دئ

حیدر بابا، غروب کند چون که آفتاب

یا چشم کودکان تو گردید مست خواب

از پشت ابر، ماه درآید به پیچ و تاب

خواهم که شرح زندگی ام را تو سر کنی

با قصه شرح غصة ما مختصر کنی

حیدر بابا، آغاج­لارین اوجالدی

آمما حئییف، جوان­لارین قوْجالدی

توخلولارین آریقلاییب، آجالدی

کؤلگه دؤندی، گون باتدی، قاش قارالدی

قوردون گؤزو قارانلیقدا بَرَلدی

حیدر بابا، که جنگل تو سایه گیر شد

افسوس می خورم که جوان تو پیر شد

وان میش مست، گرسنه ونیم سیرشد

خورشید رفت و شب شد و آمد غمی بزرگ

در تیرگی چو برق درخشید چشم گرگ

حیدر بابا، سنین گؤیلون شاد اوْلسون

دونیا وارکن، آغزین دولو داد اولسون

سندن کئچن تانیش اولسون، یاد اولسون

دئینه منیم شاعیر اوغلوم شهریار

بیر عؤمر دور غم اوستونه غم قالار.

حیدر بابا، دل تو روان تو شاد باد

شهدت به کام و آرزویت بر مراد باد

بر هر که از تو می گذرد، هر چه باد باد

با او بگو که شاعر من «شهریار» من

غم روی غم گذاشته رفت از کنار من





نوع مطلب : عشقی با استاد شهریار، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

بازدیدكننده ی عزیز این مطلب رو بدون نظر نذار *تبلیغات هزینه نیست*





 
   





اول اسمتونو و بعد ایمیلتون رو وارد کنید